نسخه چاپی نسخه چاپی

اختصاصی / یادداشت:

بازگشت بارش های سیل آسا درشمال, فرصت یا تهدید؟!


تنکا نیوز: بارش های شدید برف و باران د رحالیکه دردسرساز و مخاطره انگیز هستند با برنامه ریزی و تامین زیرساخت هایی همچون سدها،آب بندهاو اجرای طرح های آبخیزداری میتواند برای هرمنطقه ای منشاءتوسعه وآبادانی باشد.ارزش آب این نعمت الهی که حیات جانوری و غیر آن شدیدا وابستگی مستقیم با وجود آن دارد غیر قابل انکار است و از ابتدای شکل گیری اجتماعات روی این کره خاکی، بشر نیز در کنار منابع آبی تمدن خود را گسترانده است که خود حکایت از این حقیقت روشن دارد انسانها به این اهمیت واقف بوده اند. پس از بارش برف زمستان ۹۲ در شمال و گرمای طاقت فرسای متعاقب آن و گذر از تابستانی گرم و خشک درسال جاری، با ورود به نیمه دوم امسال شاهد بارندگی‌های فراوانی بودیم که شدت بارش‌ها اکثر قدیمی های منطقه را به یاد سال‌های نه چندان دور و دوران جوانی آن‌ها انداخته است. حال با توجه به دغدغه های بارش برف سنگین پارسال،گرمای شدید تابستان گذشته و شدت بارش باران های پائیزی به این مساله باید اندیشه کرد که این فراوانی فرصت است یا تهدید؟! محمدرضا ظفری

در گذشته نه چندان دور مناطق شمالی و نوارجلگه ای سواحل دریای کاسپین بکرودارای ویژگی های منحصر بفردی بود و فاصله سکونت گاه ها در این ناحیه از اقلیم خاص که درکره خاکی به لحاظ تنوع زیستی منحصربفرد است بسیار زیادبود وگونه های جانوری بی نظیر در آن می زیستند.

زمانی مناطق شمالی به ویژه نوار ساحلی وجلگه ای آن طی حدود ۶۰ سال قبل بصورت بکر و دست نخورده بود وبه غیر از تعدادی روستا با فاصله بسیار از هم و بجای ساخت و ساز ودستکاری‌های نا متعارف در این منطقه« گیلان، مازندران و گلستان» ، بیشترشاهد رویشگاه‌های سرسبز وحشی مانند شمشاد ، انار وحشی و یا گونه‌های وحشی دیگر از جمله کنس، اربه، انجیروحشی ، هلی‌ جنگلی در کنار درختان پلت، توسکا، بلند مازو و غیره بودیم که این مناطق را به شکل جنگلی مخروبه و غیر قابل نفوذ کرده بود و تیغ وتمشک و نیز برخی از گیاهان رونده این اکو سیستم را در برگرفته بود و فقط برخی حیوانات وحشی مانندشیر، پلنگ،ببر،خرس،شوکا تا گرگ و روباه و برخی جانوران ریز و درشت که امروز نسل بیش از نیمآنها منقرض شده است می زیستند که به وفور در آن‌ باتلاق و مرداب وجود داشت.

قبل از آغاز رشد جمعیت و بروز تغییرات ساختاری امروزی در نوار جلگه ای و ساحل دریای کاسپین بیشتر کانون جمعیتی این ناحیه در کوه پاه ها و در کنار مسیر اقتصادی و استراتژیک جاده ابریشم شمالی که بعدها در زمان شاه عباس با مرمت و کمی رسیدگی جاده شاه عباسی نیز لقب یافته بودمیزیستند و مهمترین مسیر دسترسی آنها به ساحل و دریا همان رودها بودند.

در این دوره بیشتر کانون های جمعیتی وسکنه این مناطق درکوهپایه‌ها و جوار مسیر شمالی جاده ابریشم که در جبهه شمالی البرز قرار داشت وبعدها باتمهیداتی که شاه عباس صفوی دربازسازی ومرمت آن وسنگفرش نمودن بخش اعظمی از این مسیر به خرج داد به جاده شاه عباسی معروف گشت متمرکز بودند که این جاده بیشتر ارتباط از شرق به غرب شمال ایران و یا به عکس آن را ممکن می ساخت و عمده مسیر دسترسی سکنه این مناطق به ساحل دریای کاسپین استفاده از رودها و تالاب‌های متصل به دریا وبا بهره گیری از شناور در این مسیر بود و مهمترین علت آن غیر قابل نفوذ بودن جنگل و اکوسیستم در آن و وجود همان جانوران وحشی بود. شاید به ندرت در نوار ساحلی کانون جمعیتی دیده می‌شد و اگر شهری یا آبادی هم بود با آبادی و یاشهردیگر فاصله ای بسیارداشت.

طی ۵۰ سال اخیر باتوجه به شناخت بیشتر از ویژگی های این منطقه خوش آب و هوا و حاصلخیز شاهد رشد مهاجرت وافزایش جمعیت در این ناحیه بودیم و ازدیاد جمعیت موجب افزایش نیازها و در پی آن ارتباط بیشتر آنها موجب شد شهرها و درپی آن راه های ارتباطی احداث شوند و راه ها به عنوان زیرساخت که محور توسعه اند در کنار رویکرد مردم در نوع معیشت و ساخت وساز ونیز تغییرات کاربری اراضی چهره ی شمال را دستخوش تحولاتی کرد که بیشتر پیامدهای منفی ناشی از رویداد های طبیعی مانند بارش ها و فراوانی آب ناشی از آن، مخرب و برای ما ناخوشایند شدند.برهم خوردن تناسب محیط با اقدامات نادرست برخی از همین ساکنان مشکلاتی را موجب گردید که تا به امروز همه ی ساکنان این سرزمین برای جبران آن باید خسارت بپردازند که برخی از آنها غیر قابل جبرانند.

به گزارش تنکا نیوز، در این یادداشت آمده است؛ رشد مهاجرت و توجه بیشتر به ویژگی‌های شمال طی کمتر از ۵۰ سال اخیرموجب شد سیل جمعیت از مناطقی که برای معیشت دشوار و از نظر اقلیمی بدآب و هوا بود به این ناحیه مهاجرت کنندودر ادامه این رویداد و تورم اجتماعات شهر ها احداث و راه های ارتباطی این شهرها را به هم متصل کرد و شناخت بیشتر از مزیت های آب و هوایی شمال منجر به تداوم هجوم سیل عظیمی از جمعیت به این مناطق شد.دستکاری های غیر اصولی و اقدامات گاها نابخردانه و یا از سرنادانی با افزایش حرص تصاحب زمین و اراضی که بسیار مستعد بودند موجب شد تا اندک اندک ساهد رویداد های تلخ مانند براه افتاد سیل و رانش های زمین و یا اتفاقات و مخاطرات زیست محیطی سلامت همه جانداران را به مخاطره اندازد. در اثر همین اعمال یعنی حرص سیزی ناپذیز تصاحب اراضی، تبرتراشی جنگل ها و خالی کردن چهره این اراضی مستعد از هرگونه زندگی گیاهی و جانوری که حیات همه آنها به یگدیگر گره خورده است.

نکته مهم دیگر عدم تناسب در هرگونه اقدام مانند ساخت و سازها به ویژه در طی ۴۰ سال اخیر و تغییر رویکرد توجه به شرایط جوی و نیز اراضی موجود برخلاف دیدگاه قدما در این حوزه موجب شد تا بجای احداث بناهای با شرایط متناسب اقلیمی سرزمین مطبوعی که در نظر است ویلاها مانند قارچ و بدون درنظرگرفتن مخاطرات طبیعی سربرآوردند و این روند نامطلوب به افزایش مشکلات امروز این سامان دامن زد که ماحصل این دیدگاه های غیر اصولی، حرکت از سوی زندگی مبتنی بر پایه کار وتولید و بهره گیری از ویژگی های شمال با برقراری تناسب در هرگونه اقدام،امروز غالب جمعیت این منطقه ویژه به سوی مصرف گرائی صرف و انفعال در برابر مخاطراتی کوچک حتی آبگرفتگی های مقطعی گردند.

از سویی در قدیم ساخت و احداث اماکن مسکونی و انبارها و محل نگهداری حیوانات خانگی و احشام بیشتر متناسب با شرایط طبیعی این مناطق بود و اکثر خانه‌ها و ابنیه‌های احداثی آن زمان با نوع معماری خود در برابر باران‌های موسمی و بارش برف تناسب داشت و با تداوم بارش‌های شدید باران و یا برف سکنه این منطقه دچار مشکل نمی‌شدند زیرا این مردم در آن زمان بیشتر نیازهای خود را از کار و تولید خودشان تامین می‌کردند، انرژی مصرفی آن‌هاغالبا از جنگل تهیه می شد و تامین مایحتاج وسبد غذایی شان از بخش تولیدات باغی مانندصیفی جات و حبوبات،برنج و نیزتولیدات دامی خودشان بود وبرخلاف امروزی ها به ندرت برای تامین نیازهایشان به خرید از فروشگاه‌ها که بسیار هم کم بودند وابستگی داشتند و در حقیقت به نوعی خودکفا بودندو به همین علت ساکنان قدیم این خطه با توجه به نوع معیشت وکار در طول فصول سال ونیزکسب درآمدی درحدکفایت باکمترین نیاز به وجه نقد روزگار میگذراندند. آنها در فصل گرم در مواقع فراغت از کار کشاورزی، دامداری ویا صید و شکار اقدام به تعمیر و بازسازی‌ امکانات و مستقلات خود از جمله خانه‌ها و مرمت و بازسازی سقف ، پوشاندن درب و پنجره‌ها، ایمن ساختن طویه و لانه‌های احشام و طیور، لایروبی انهار طبیعی و یا زهکشی‌های اطراف اراضی خود می پرداختند که همه وهمه این اقدامات در مجموع به آمادگی بیشتر عموم سکنه در برابر تغییرات فصول می‌انجامیدتا دیگر دغدغه‌ای به غیر از یکسری مسائل کوچک مانند دارو درمان و از این موارد نباشد. مردمی که برای زندگی وکارکمتر به ماشین و انرژی‌های نوین وابسته بودند به همین منظور در مواقع بروز بحران های طبیعی از نوع بارش های سیل آسا میزان خسارات به آن‌ها به دلیل همین آمادگی‌ها بسیارکم و در حد اندک بود و در این وقایع نیز به کمک هم برای جبران خسارات اندک نیز می پرداختند.karkan_ir_1496

عدم آینده نگری و نیز کوتاهی در انجام وظایف ضروری در فصول گرم سال و نیز در نظر نگرفتن اقدامات ایمنی و محافظتی و بی خیالی اکثر ساکنان امروزی شمال برای در نظر گرفتن تمهیداتی برای مقابله با بحرانها ی احتمالی فصلی وکاهش یا فقدان بارش ها طی چند سال اخیر موجب بی توجهی بیشتر به معایب و ضعف های ساختاری در اماکن و ابنیه های مسکونی تجاری یا انبارها و غیره شد که این مساله نیز از جمله معضلاتی است که بر بروز مشکلات عدیده در شمال افزوده است.

عدم آینده نگری و نیز کوتاهی اکثر مردم در انجام وظایف ضروری به عنوان اقدامات بازدارنده ضروری در فصول گرم و کم بارش سال و توجه نداشتن به اقدامات ایمنی و محافظتی، اعتماد صرف به اینکه دیگر یارندگی ها مانند قدیم زیاد نیستند و کم نیز شده اند موجب شد تا آن تمهیداتی که در گذشته برای مواجهه با بحران های احتمالی فصلی باید در نظر گرفته می شد به بوته فراموشی رود و همین امر موجب بی توجهی به معایب احتمالی و ضعف های موجود در اماکن و ابنیه های تجاری و انبارهایی که اموال و دارائی های مردم در آن بود درور از کانون توجه و بازسازی قرار گیرند.درگذشته باغداران با نزدیکی به فصل سرما درختان میوه خود به ویژه مرکبات را توسط شاخه‌های کمکی مورد محافظت قرار می‌دادند و نهال‌های جوان را با کاه وکلش در برابر سرما ایمن می‌کردند. برای جلوگیری از یخ‌زدن احشام و طیور خانگی منافذ اضافی طویله‌ها و محل نگهداری حیوانات خانگی را می‌بستند وبرای زمستان گذرانی از ذخیره غذا و موارد مورد نیاز برای خود و احشام و طیورکوتاهی نمی کردند در مجموع اقداماتی صورت می‌‌دادند تا در گذر از یک فصل سرد و سخت خود و خانواده و دارائی‌هایشان آسیب نبیند.

متاسفانه عدم توجه به بسیاری از مسائل و اقدامات مهم و اساسی و بی توجهی به برخی اصول مهم در کار و مواجهه با طبیعت در ساخت امکن و نیز توسعه ی اراضی برای تولیدو نیز وابستگی صرف به امکانات و رفاه طلبی ما، امروز شاهد آن هستیم اکثر ساکنان استان های شمالی به مصرف گرائی روی آورده ومجموعه این بی توجهی ها و بی برنامگی به مسئولان شمالی که باید چشم انداز توسعه را باید ترسیم می کردند نیزسرایت کرد و تا امروز هم اقدامات مقطعی و سلیقه ای که بیشتر در اختلافات نظرمدیران بعدی عقیم ماندند.

با گذر از آن دوران و ورود به دوره رشد و توسعه، با توجه به افزایش امکانات و ارتقاء سطح زندگی شهری و روستایی، همین جماعت بجای استفاده صحیح از این امکانات نوین ونیزبهره‌وری بیشتر به سوی مصرف‌گرائی رفتند و برخلاف اکثر نقاط دنیا که با دسترسی به یک امکان مناسب و نوین، توسعه شتاب در آن می‌گیرد، مردم ما در این مناطق با وابستگی شدید به امکانات تنبل شدند و این نقیصه به مسئولانی که باید چشم انداز آینده توسعه دراین مناطق مستعد را برای نیل به پیشرفت ترسیم کنند نیز سرایت کرد وشمال ایران که از جمله مناطق خاص و بسیار منحصربفرد تنوع زیستی و اقلیمی دنیا می باشد دربی برنامگی ره به ترکستان هم نبرد و تا امروز هم برخحی اقدامات مقطعی در سایه سلیقه گرائی مدیران بعدی عقیم ماند و آنچه که از گذشتگان برای تقابل مناسب با محیط طبیعی و بهره گیری از آن داشت را نیز امروزه در رفاه طلبی به بوته فراموشی سپرد وهر روز بدتر از دیروز از میزان فعالیت خودکاسته و بیشتر متکی محض به افزاری شد به نحوی که در نبود هر یک از امکانات امروزی بر اثریک واقعه ،بحران یا نقیصه ی موقتی علاوه بر عدم تحرک حتی در مواقعی قدرت تفکر و تحرکش را نیز از دست داده‌است. برای مثال میزان وابستگی همگی ما به تلفن همراه چقدر است؟! آیا یک ساعت توان خاموش کردن این دستگاه ارتباطی را در خود می‌بینیم؟! بنظر نگارنده: نه ! نمی‌توانیم. در حالی‌که این تکنولوژی‌ یک امکان برای پیشرفت است برای بیشتر ما به یک بازی بدل شده و باید بدانیم تکنولوژی خوب است اما به نحوی که اگر روزی و در شرایطی آن را از دست دادیم ویا برای مدت کوتاهی جبرا آنرا در اختیار نداریم، منفعل نشویم.

ترمیم و باز سازی امکانات و مستغلات امری اجتناب ناپذیر است در حالیکه برای این منظور به اشکال گوناگون تسهیلات ویژه‌ای دردستگاه های مربوطه تعریف شده است که استفاده از تسهیلات احیای بافت های فرسوده یکی از آنهاست. حال بهتر این نیست قبل از هرگونه واقعه ای بدانیم هر جانداروغیرجانداری تاریخ و مدت زمان خاصی برای طول عمر دارد و ابنیه ها نیز از قاوده مستثنی نیستند و باید برای احیای آن به شیوه های معقول علمی و عملی باید اقدام کرد؟! آیا این مسائل جای تعجب ندارد ابنیه و مستغلاتی اعم از خانه، انباری ها و یا سالن های تولیدی که در جریان برف پارسال بیش از ده هزار واحد مسکونی فقط در شهرستان تنکابن از ۳۰ تا بیش از ۸۰ در صد تخریب شدند و عجیب‌تر اینکه بالای ۷۰ درصد این مستغلات نوساز نبوده و بواقع دارای عمری بیشتر از۱۵ سال داشتند !!حال باید از خودمان بپرسیم: آیا مسئول خرابی این مستحدثات کهنه و قدیمی زیر بار برف که بیش از ۴۰ سال از عمرشان تقریبی‌شان می‌گذرد کسی غیر از خودمان نیست و این ما بودیم که در طول عمر این بناها حتی یک بار هم به تعمیر و بازسازی اموال یا نوسازی آن اقدام نکردیم؟!!

بحران سال ۹۲ و بارش بیش از ۱متر و ۸۰ سانتی متری بخش اعظمی از غرب مازندران را دربحران قرار داد در حالیکه در نقاط دیگری از این دنیا که دیگر به دهکده ای تبدیل شده برف و باران های بسیار بیشتر و شدید تری می بارد ولی کمتر شاهد آن بوده و یا هستیم که از رسانه ها بگویند برف یا باران اینگونه که ما از این وقایع آسیب پذیر بودیم دچار مخاطره ای شده باشند.

طی بحران برف سال ۹۲ و بارش برف به ارتفاع یک متر و ۸۰ سانتی‌متری بخش اعظمی از غرب مازندران در بحران فرو رفت. آیا بارش این مقدار برف بی‌سابقه بوده است؟! آیا در هیچ جای دنیا که امروز به دهکده ای جهانی بدل شده است شنیده یا دیده ایم که چنین رویدادی مانند بارش برف و باران وجود نداشته باشد؟!مردم اندونزی، مالزی، بنگلادش و مناطق استوائی در سال شاهد چه میزان بارش بارانند؟!آیا در شمال روسیه ، کاناداف اروپا برف نمی بارد؟!آیا در اخبار می شنویم مردم ونکور با بارش ۲متر برف گرفتار شده اند؟!یا مردم بنگلادش از بارش بیش از یک هفته ای باران های سیل آسا وبه ارتفاع بیش از ۲متر بیچاره شده اند؟! یا نه ما از بس آینده‌نگر نیستیم و برنامه‌ریزی نداریم، تا به این حد عاجز از هر گونه اقدام مقتضی هستیم که ۱متر برف و ۳۰۰ میلی نتر باران مارا تهدید می کند؟! مگر غیر از این است که ما دیگر براساس شرایط محیط طبیعی شمال ساخت و ساز نمی‌کنیم؟! آیا غیر از این است که در جریان بارش برف باران‌های اخیر، مردمی که درتمام طول سال بارش باران راتجربه کرده ایم در پی خرید چکمه، بیل یا پاروی برف روبی وباطری و چنین لوازمی بودیم؟! آیا نه این که با وجود انرژی برق و گاز برای روز مبادا در خانه‌هایمان چند عدد شمع ذخیره نکرده بودیم؟! به راستی در جریان برف سال گذشته در چند خانه رادیویی که با باطری و بدون نیاز به برق کار کند داشتیم تا با قطع جریان برق حداقل با اطلاع از مسائل به فکر چاره باشیم؟! وجود یک یا دو جفت چکمه یایکی دوپاروی برف روبی و چند بسته شمع و باطری چقدر فضای خانه‌هایمان را اشغال می‌کند که درست روزهای بحرانی به دنبال خرید این اقلام بودیم و به برخی نیز اجازه دادیم پاروی ۸ هزارتومانی را ۳۰ هزار تومان، چکمه ۱۵ هزارتومانی را ۳۰ هزار تومان، شمع بسته‌ای ۸۰۰ تومانی را ۲ هزارو۵۰۰تومان و یا باطری ۱۵۰۰ تومانی را ۵ هزار تومان به ما بفروشند؟! هرچند منکر بزرگواری برخی از کسبه خدا ترس نیستیم زیرا همه این طور نبودند.

تجاوز به منابع طبیعی، غارت جنگل ها، تغییر کاربری اراضی از جنگل و جلگه ای به اراضی کشت و متعاقب آن تغییر کاربری به ساخت شهرک ها با کشت ویلا و ویلاباکس ها به جای محصولات باغی و کشاورزی، تجاوز به حریم انهار و رودها و ایجاد تغییرات غیر اصولی و غیر کارشناسانه باعث انحراف مسیر روان آبها و بروز آبگرفتگی و متعاقب آن به راه افتادن سیل ویرانگر و یا رانش زمین حاصل بی توجهی خودمان و مسئولان از گذشته تاکنون بوده است و ما خودمان مقصر اصلی این مخاطرات و خسارات ناشی از آن هستیم در حالیکه جنگل و سبزه زارهای زیر چتر درختان به عنوان ساکنان اصلی این سرزمین بهترین سد برابر راه افتادن سیلابها هستند و ما آنها را ویران و از موطن خود بیرون کردیم.

امسال پس از تجربه برف سنگین سال قبل شاهد بازگشت باران‌های سیل‌آسا نیز بودیم که سال‌ها ی سال آن را کم داشتیم. آب شدن یخچال‌های رشته کوه‌ البرز و کم شدن دبی رودها می‌رفت تا ما را با بحران خشکسالی به شدت درگیر کند. از سویی نگران خشکسالی تابستان بودیم و امروز نگران بارش باران سیل‌آسا !!! آیا این دغدغه‌ها عجیب یا گاهی خنددار نیستند؟! اکنون نیز به زمستانی دیگر نزدیک می شویم. آیا به اینکه مانند سال قبل شکار یک پدیده ی ناگوار و ناگهانی طبیعی دیگر نشویم؟چاره اندیشی کرده ایم؟!!بحران برف ۹۲ را که فراموش نکرده ایم؟!!یادمان هست بر ما و برخی دیگر چه گذشت؟!! مگر نه این است که نوار ساحلی شمالی پوشیده از جنگل انبوه بود و ما برای دسترسی به زمین بیشتر آن‌ها را داس و تبر تراشی کردیم؟! و با تبدیل آن‌ها به اراضی کشت برشدت حرکت سیلاب‌ها افزودیم؟!و در ادامه با حرص و ولع بیشتر این اراضی حاصلخیز و منحصر به فرد را به ویلا و شهرک توریستی تبدل کردیم!! و درتداوم حرص سیری ناپذیزخود به انهار وحریم رودها نیز رحم نکرده و آن‌ها را نیز در حدامکان با تجاوز و دست اندازی به املاک خود افزودیم. آیا با پرکردن انهار قدیمی که ذهکشی طبیعی محیط شمال بودند و افزودن آن‌ها به محوطه زندگی خودمان مقصر اصلی ورود روان‌آب‌ها به اماکن، منازل و معابر چه کسی غیر از خودمان است؟! باید بپذیریم درختان ، سبزه زارها و بوته‌های زیر سایه آن علاوه بر این‌که ساکن اصلی این سرزمین هستند بهترین سد در برابر حرکت روان‌آب‌ها و براه افتادن سیل هستند، اما ما آن‌ها را از خانه‌ها و موطن اصلی‌شان بیرون کردیم و بجای آن‌ها سنگ و سیمان و آهن قرار دادیم؟! سوال اینجاست احداث سد بیشتر به حفظ طبیعت شمال کمک می‌کند یا حفظ طبیعت با اجرای طرح های آبخیزداری؟! آیا هرگز شنیده‌اید بخشی از نقاط بکر جنگل رانش کند؟! آیا هیچ‌گاه دیده یا شنیده‌ایم در جنگل‌هایی که باران‌های سیل‌آسا می‌بارد جریان بارش به سیلاب منتهی شود؟! پس این همه رانش و براه افتادن سیل ناشی از چیست؟! چه کسی یا کسانی شبانه روز اقدام به قطع اشجار و قطع و قلع وقمع منابع طبیعی کرده و به حریم انهار و رودها تجاوز می‌کنند!!

همه ما باید به اعمال مان بیندیشیم و در برابر این همه ویرانی ها و عقب ماندگی محل سکونت مان مسئولیم. مسئولیت پذیری در قبال سرزمین مان، حفظ ثروت های خدادادی که متعلق به همگان است و برنامه ریزی برای بهره برداری اصولی ، پیشگیری ازحرکت های غیرکارشناسی و مخرب و حرکت برمدار اقدامات کارشناسانه با قابلیت اجراو دوری از ارائه ی طرح های غیر اصولی و یا افسانه ای غیر قابل اجرا نیز می تواند موجبات افزایش بهره وری و حفظ ثروت های خدادادی در کنار برخورداری همگانی و باحفظ سلامت جامعه را موجب شود تا دیگر با بارش بارن ها و برف شاهد نگرانی ها و یا بروز خسارات عدیده بجای شکر گذاری در برابر بارش رحت الهی نباشیم زیرا آب یک عنصر حیاتی و بسیار ارزشمند است که یقینا برخورداری از آن ثروت و به هر شکل یک فرصت است.

با همه این تفاسیر لازم است لحظه‌ای درنگ کنیم و به اعمالمان بیندیشیم که چرا هر از گاهی قلب شهر هایمان با بارش باران‌های موسمی دچار سیلاب می‌شود؟! چرا با بارش برف حدود یک و نیم متری دچار بحران می‌شویم،آیا بارش برف سنگین که در بسیاری از مناطق کره زمین ودر ۵ قاره می بارد و یا بارش باران‌های مناطق استوایی یک تخیل و یا رویا هستند؟! ساکنان مناطق استوایی در این مواقع و با بارش باران‌های سیل آسا که گاهی بیش از یک هفته به طول می‌انجامد چه می‌کنند؟! آیا آن‌ها هم مانند ما برای دستیابی به چند صدمتر زمین بیشتر، انهار بین املاک خود ‌را با خاک پر کرده و به زمین‌هایشان می‌افزایند یا خیر؟! آیا آنها خانه‌های خود را در حریم انهار ، رودها یا سواحل می‌سازند یا خیر؟! آیا برای رفع نیازهای خود و تامین آن ها از منابع جنگل، درختان و پوشش گیاهی محل سکونت خود را غارت می‌کنند، یا به اندازه نیاز وبا توجه به حفظ آن‌ها اقدام به برداشت اصولی می‌کنند؟! اصولاً ما ساکنان استان‌های شمالی کجای این داستان قرار داریم و مدیران و مسئولان امرکجا؟!! و چرا به این نکات فکر نکرده‌ایم.مسئولانی که هر از گاهی با افاضات طرح های فضایی برای زمین ارائه می کنند درچه فکری هستند؟!در حالیکه ما در این منطقه پربارش از مهار این همه ثروت الهی که به آن رحمت و بخشش الهی گفته می شود عاجز هستیم بجای انجام این کار مهم که دنیا آنرا از ملت ما آموخته است ( یعنی احداث سد ها و کاریزها)، چگونه به خود اجازه می دهیم از اجرای طرح انتقال آب دریای شمال به آن سوی رشته کوه البرز و شیرین کردن آن با هزینه گزاف و پیامدها و مخاطرات زیست محیطی که دارد سخن گفته و اجرای آنرا مورد تصویب قرار می‌دهیم و در حالی که با گذشت حدود دوسال از کلنگ زنی این پروژه مجهول الهویه خبر موثقی هم از ریختن پول بیت المال در آن گزارش روشنی هم در دست نیست؟!!یعنی مهار بارش ها و احداث سدها و کاریزهای کوچک و بزرگ و یا تداوم اجرای طرح های آبخیزداری که در طول مدت زمان طولانی ارزیابی های آن ها نشان از بازخورد مثبت نیز داشته است امکانپذیر نیست؟!آیا مهار آب های شیرین ناشی از بارش ها در ارتفاعات قبل از ورود به دریا و شور و تلخ شدن آن و ارسال آنها با اجرای طرح های متداول انتقال آب امری غیر قابل انجام است؟! که همه هم و غم دولت پیشین مصروف طرحی عجیب، زمان بر و پرهزینه ای شد که در کشورمان هیچگاه تجربه نشده است وتا به امروز نیزخبری از نتایج اجرای آن در دست نیست؟!ویا اصولا چه انگیزه یا اندیشه هایی می تواند چنین تصور را در مخیله ی خود بگنجاند که به جای استفاده از نعمات الهی به صورت اصولی و صرف هزینه های کمتر،بدترین و سخت‌ترین راه حل ممکن در زمانی که مقتضیات اجرای آن ایجاب می کند و هرچه سریع تر برای حل مشکلاتی که باآن درگیر هستیم برای احداث آن اقدامی صورت گیرد؟!! حال با توجه به اینکه اکثر متفکران اعتقاد دارند بیشتر جنگ های درآینده بر سر منابع آبی خواهد بود زیرا آب یک عنصر مهم و حیاتی وبسیار ارزشمند است و مدیریت این نعمت الهی و استفاده صحیح از آن بیش از هر زمان دیگر بر ما یک اصل مهم تلقی می شود پس برای آینده ای بهتر وامنیت بیشتر دراین حوزه بایددر کنار شکرگذاری از خداوند متعال برای نزول این رحمت الهی با اجرای طرح های موثر و کارآمد و بامهار بهتر آب های ناشی از بارش ها، بجای وحشت از بارش باران های شدید و برف سنگین از این فرصت بسیار خوب به بهترین شکل ممکن بهره گیری کرده وآنرا به یک ثروت برای خدمت بهتر به بشریت و عمران و آبادانی بیشتر کشورمان تبدیل کنیم.

 

 

بقلم: محمدرضا ظفری

استفاده از این خبر فقط با ذکر منبع «تنکا نیوز» مجاز است.

کانال خبری تنکانیوز در  تلگرام

کد نویسنده: 07-91-221

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

پایگاه خبری تحلیلی شهرستان تنکابن © ۱۳۹۶ - ۱۳۹۱
هرگونه کپی برداری از مطالب، تصاویر و عناوین موجود در تنکانیوز منوط به ذکر منبع، بلامانع می باشد.
توسعه پوسته: تیم طراحی و توسعه تنکاوب