نسخه چاپی نسخه چاپی

سجاد مقصودی، دانشجوی حقوق دانشگاه مازندران:

بررسی دلایل و موانع استان شدن غرب مازندران


تنکانیوز: چند دهه است که اهالی غرب مازندران خواهان استان شدن این منطقه هستند . در این بین برخی افراد ، غرب استانیها را « جدایی طلب » خوانده و طوری از الفاظ « جدایی طلب » و « تجزیه طلب » و « جدایی خواه » استفاده می کنند که انگار خدای نکرده غرب استانیها می خواهند از خاک مقدس کشور عزیزمان جدا شوند ! در حالی که در سالهای پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی دوازده استان جدید در کشور تشکیل شده است و مردم غرب مازندران هم تنها مانند مردم این دوازده استان و به دلایل مختلفی که شاید از دلایل تشکیل آن استانها بیشتر و قویتر هم باشد خواهان استانی شدن هستند . حتی در سال ۱۳۶۲ استان شدن غرب مازندران در کمیسیون مربوطه مجلس به تصویب رسید اما در نهایت اجرا نشد . ظاهرا دلیل این امر این بوده که نهایتا در قانون جدید تقسیمات کشوری مصوب سال ۱۳۶۲ و آیین نامه اجرایی آن مصوب سال ۱۳۶۳ این مورد به تصویب نهایی نرسید . به هر حال با گذشت چندین سال ، محرومیتها و تبعیضها و به تبع آن دلایل غرب مازندرانیها برای استان شدن روز به روز بیشتر می شود . به همین دلیل است که در چند سال اخیر این خواسته شدت بیشتری گرفته و سرانجام منجر به تشکیل فرمانداری ویژه در غرب مازندران شده است . ابتدا اعلام شد که « فرمانداری ویژه غرب مازندران » در تنکابن استقرار یافته و شهرستانهای نوشهر و چالوس و عباس آباد و تنکابن و رامسر را در بر می گیرد و از این پس برخی امورات مردم غرب استان به جای مراجعه به مرکز استان از این طریق قابل حل است . اما پس از مدتی مشخص شد که این موارد تنها شعار و حرف بوده است . چندی بعد نیز « فرمانداری ویژه غرب مازندران » به « فرمانداری ویژه تنکابن » تنزل یافت و پس از آن هم روز به روز بی فایده بودن این فرمانداری ویژه برای حل مشکلات مردم بیش از پیش مشخص شد و همگان دریافتند که بود و نبود کلمه « ویژه » بین دو کلمه « فرمانداری » و « تنکابن » هیچ تفاوتی ندارد و فقط در حد یک اسم یا تابلو باقی مانده است . البته باز هم هر موقع که صحبتهایی در خصوص استان شدن غرب مازندران مطرح می شود برخیها می گویند : « شما غرب استانیها که فرمانداری ویژه دارید . به جای این حرفها به فرمانداری ویژه و تفویض اختیارات به آن برسید » . اما چند روز بعد تمام این حرفها و بحث تفویض اختیارات و … فراموش می شود و دوباره روز از نو ، روزی از نو ! به هر حال امروز دیگر برای اکثر مردم غرب مازندران ثابت شده است که فرمانداری ویژه نمی تواند نقشی در حل مشکلاتشان ایفا کند .

برخیها هم می گویند که « اگر وضعتان این طور است به دلیل این است که مسئولان و نمایندگان خودتان ناکارآمد هستند و شما ناتوانی خود در آوردن بودجه و امکانات و عدم پیشرفت و آبادی شهر و دیارتان را به گردن دیگران می اندازید » . در پاسخ باید گفت که در غرب مازندران آن دسته از مدیران و مسئولان که انتصابی هستند و حتی کارمندان برخی ادارات و مسئولین رده پایین تر یا خود از شرق استان هستند ( گویی که در غرب استان هیچ فرد لایق و شایسته ای برای بر عهده گرفتن این مسئولیتها وجود ندارد ! در صورتی که به هیچ وجه این طور نیست . ) و یا اگر هم بومی غرب مازندران هستند به دلیل سلسله مراتب استانی و از ترس برکنار شدن نمی توانند اقدامی در این باره انجام دهند . بعد از مدتها هم که برای اولین بار فردی از غرب مازندران استاندار مازندران شد برخی افراد از شرق استان به غرب استانیها می گویند : « بفرمایید ! این هم استاندار از منطقه خودتان . دیگر چه می خواهید ؟ » در حالی که همین استاندار با وجود این که اعلام کرده که مخالف استان شدن غرب مازندران است ، اگر بخواهد قدم کوچکی برای حل مشکلات غرب استان بردارد فریاد « وا اسفا » و « وا تبعیضا » ی برخیها بلند می شود که « استاندار می خواهد به منطقه خودش بیشتر برسد و تبعیض قائل شود ! » در حالی که اگر هم چنین کاری برای غرب استانیها انجام شود ( که البته اصلا این چنین نبوده است ) هیچ کار اضافه ای نیست بلکه تنها احقاق ذره ای از حقوق ضایع شده مردم غرب استان است .

ضمنا درمورد مسئولان و نمایندگان انتخابی هم که مستقیما توسط مردم انتخاب می شوند مانند اعضای شوراها و نمایندگان مجلس و … وقتی که خواسته ها و مطالبات عمومی مردم غرب استان را بیان می کنند با هجمه حملات و انتقادات برخی شرق استانیها مواجه می شوند . نمونه این امر آقای احمدی نماینده منتخب مردم نوشهر و چالوس در مجلس شورای اسلامی است . یکی از وعده های انتخاباتی آقای احمدی که در رأی آوردنشان هم نقش داشت تلاش برای پیگیری استان شدن غرب مازندران بود اما وقتی که پس از انتخاب شدن این خواسته عمومی مردم غرب استان را مطرح کرد و سعی کرد وعده اش را عملی کند با هجمه انتقادات برخی شرق استانیها مواجه شد . جالب اینجاست که هر وقت صحبت استان شدن غرب مازندران مطرح می شود برخی شرق استانیها دم از اتحاد زده و می گویند : « این قدر شرق و غرب نکنید . ما همه مازندرانی هستیم . بیایید با هم متحد باشیم . » اما چند روز بعد تمام این حرفها فراموش می شود و هیچ گام عملی در جهت حل مشکلات و خواسته های مردم غرب استان و تحقق همان اتحادی که دم از آن می زنند بر نمی دارند .

البته دلایل مردم غرب مازندران برای درخواست استانی شدن به مواردی که ذکر شد خلاصه نمی شود بلکه دلایل متعدد دیگری در این باره وجود دارد که یکی از موارد مهم آن ، تمسخر و عدم توجه به فرهنگ و گویش متفاوت مردم غرب استان است که صدا و سیمای مازندران تنها یکی از نمونه های بارز این امر است .

دلیل مهم دیگر برای طرح خواسته استان شدن غرب مازندران مسئله بعد مسافت تا مرکز استان است . در واقع ساری تا زمانی مرکز مناسبی برای مازندران بود که گلستان از آن جدا نشده بود و ساری مرکزیت جغرافیایی هم داشت ؛ اما بعد از جدایی گلستان دیگر مرکزیت جغرافیایی ساری در استان مازندران از دست رفته است . در حالی که در استانهای دیگر ، مرکز استان که معمولا بزرگترین و پرجمعیت ترین شهر آن است تقریبا از نظر جغرافیایی هم مرکزیت دارد و یا حداقل مثل مازندران نیست که مرکز استان در منتها الیه شرقی آن است و شهرها و مناطق غربی استان تا این حد با آن فاصله دارند . برخیها که غرب استانیها را به اتهام واهی مظلوم نمایی متهم می کنند ، خودشان با عباراتی مثل « از مازندران چیزی باقی نمانده که می خواهید تقسیمش کنید ! » و با به کار بردن تعابیر عجیبی مانند « مازندران گوشت قربانی نیست ! » و یا « بر زخم مازندران نمک نپاشید ! » بر زخم غرب استانیها نمک پاشیده و یا با این استدلال که « در استانهای دیگر هم شهرها و مناطقی هستند که فاصله زیادی با مرکز استان دارند » با استان شدن غرب مازندران مخالفت می کنند . در پاسخ باید گفت که درست است که در استانهای دیگر هم چنین شهرها و مناطقی وجود دارند اما شکل طولی استان مازندران و قرار گرفتن مرکز استان در منتها الیه شرقی آن چیزی است که فقط در مازندران وجود دارد و شما در کل استانهای کشور هیچ استانی را پیدا نمی کنید که « نسبت » تفاوت فاصله شمالی ترین و جنوبی ترین شهر آن تا مرکز استان یا فاصله شرقی ترین و غربی ترین شهر آن تا مرکز استان این قدر زیاد و به اندازه نسبت این فاصله در استان مازندران باشد . اما در مازندران کافی است که فاصله شرقی ترین شهرهای آن یعنی گلوگاه و بهشهر تا ساری را با فاصله غربی ترین شهر آن یعنی رامسر تا ساری مقایسه کنید تا متوجه این تفاوت بسیار زیاد بشوید . البته در مورد مسئله بعد مسافت عده ای بحث فرمانداری ویژه و تفویض اختیارات را مطرح می کنند ( که البته پیش از این به این مورد پرداخته و گفتیم که بی اثر بودن فرمانداری ویژه در حل این مشکل برای مردم غرب مازندران ثابت شده است و فقط برای جلوگیری از خواسته استان شدن غرب مازندران بحث فرمانداری ویژه و تفویض اختیارات مطرح می شود اما در عمل هیچ اقدام عملی در این باره صورت نمی گیرد ) و عده ای دیگر هم می گویند که در عصر ارتباطات و اتوماسیون اداری و دولت الکترونیک و … بحث بعد مسافت بیهوده است ! البته اگر این افراد مدت کمی در غرب استان زندگی کرده و محرومیتها و تبعیضها و تفاوتها را حس کنند و نیز برای کاری مجبور شوند که مسافت طولانی را تا مرکز استان در یک روز به صورت رفت و برگشت طی کرده و به نتیجه هم نرسیده و در این بین بعضا صدمات و آسیبهای جبران ناپذیری را هم متحمل شوند ، دیگر هرگز از این نوع حرفها نخواهند زد .

نکته جالب این که هر یک از اهالی غرب مازندران که سر و کارش به شرق استان می افتد علاوه بر بعد مسافت بسیار زیادی که او را شدیدا آزار می دهد ، تفاوت فرهنگی و گویشی بسیار زیاد و رفتارهای نامناسبی که با وی انجام می شود باعث می شود که خواسته استان شدن غرب مازندران در وجودش شدت بگیرد . در این باره باید به این نکته هم اشاره کرد که منطقی که اجازه رفتارهای نامناسب و تفاوتها و تبعیضها در حق غرب مازندرانیها را می دهد همان منطقی است که می گوید « آمل بزرگ » و « بابل کبیر » و « کلانشهر ساری » و … به حقشان نرسیده اند و شما « شهرهای کوچک » و « کوتوله ها » و « رشتی ها » ی غرب استان که گویش و فرهنگتان هم با ما فرق دارد بیشتر از حقتان هم گرفته اید ! همین تبعیضهاست که در کنار تمسخر و عدم توجه به فرهنگ و گویش متفاوت غرب استان و بعد مسافت بسیار زیاد تا مرکز استان و … داد غرب استانیها را درآورده است . در واقع اگر امروز در کشور ما با مردم شهری مصاحبه کنید و بپرسید که « چه درخواستی از مسئولین دارید ؟ » بسیاری جواب خواهند داد « حل مشکل تورم و بیکاری و مسکن و … » اما در غرب مازندران در کنار این موارد ، « استان شدن غرب مازندران » جزء اولین مواردی است که  بسیاری از مردم در جواب چنین سؤالی خواهند گفت ؛ چون پس از گذشت سالها اکثریت مردم غرب مازندران به این نتیجه رسیده اند که کلید حل بیشتر مشکلاتشان استان شدن غرب مازندران است .

جالب این که با وجود همه این موارد اما بازهم برخیها حرف از هویت و نام مازندران می زنند و افتخارات تاریخ تبرستان و مازندران را به رخ می کشند و عده ای هم مصرّانه بر حفظ یکپارچگی استان تأکید می کنند . سؤال این است که غرب استانیها چگونه باید به شما بگویند که افتخارات و تاریختان ارزانی خودتان ؛ ما را به حال خودمان بگذارید . در مورد حفظ یکپارچگی هم باید گفت که چند تکه شدن استانها و تشکیل استانهای جدید در کشور طی روال قانونی انجام پذیر است و اصلا چیز عجیبی نیست ؛ ضمن این که ما غرب استانیها هم تا به حال از یکپارچگی مازندران خیری ندیدیم . در واقع مردم غرب مازندران اکثرشان پس از گذشت سالها به این باور رسیده اند که استان شدن غرب مازندران کلید حل بیشتر مشکلاتشان است و در مجموع کاملا به نفع این منطقه است ؛ اما سؤال اینجاست که استان شدن غرب مازندران چه زیانی به حال مردم عزیز شرق استان دارد که برخی افراد این چنین سرسختانه با آن مخالفت می کنند ؟ به عبارتی دیگر ، مردم غرب مازندران که موضوع اصلی این طرح هستند کاملا حق اظهار نظر درباره این طرح و جزئیات آن را دارند و مردم شهرستانهای نور و محمود آباد و رودسر و املش هم که احتمال الحاق آنها به استان جدید در غرب مازندران وجود دارد کاملا حق دارند که در مورد این طرح و جزئیات آن اظهار نظر کنند ؛ اما سؤال اینجاست که استان شدن غرب مازندران چه زیانی به حال برخی افراد در مثلا ساری یا بابل یا سایر شهرها و مناطق شرق مازندران دارد و به حال آنها چه تفاوتی می کند که این چنین سرسختانه با آن مخالفت می کنند ؟ در حالی که استان شدن غرب مازندران کوچکترین ضرری به مردم عزیز شرق استان وارد نمی کند . در واقع مخالفت سرسختانه برخی افراد تنها این نظر را تقویت می کند که تاکنون بخش زیادی از بودجه و امکاناتی که حق غرب مازندران بوده به ناحق به شرق استان می رسیده و آنها نگرانند که این سهم از دستشان برود .

البته برخیها هم با این استدلال که « تشکیل استان جدید در غرب مازندران هزینه هایی به همراه دارد » مردم غرب مازندران را از این خواسته بر حذر می دارند ؛ اما در پاسخ به این افراد باید گفت که تشکیل استان جدید در غرب مازندران ممکن است در ابتدا هزینه های مالی داشته باشد اما پس از گذشت مدت بسیار کوتاهی آثار مثبت خود را برای این منطقه نشان خواهد داد . ضمنا بر خلاف نظر برخی افراد در شرق استان که ظاهرا خیلی دوست دارند که خودشان را به عنوان دایه دلسوزتر از مادر برای مردم غرب مازندران معرفی کنند ، تشکیل استان جدید در غرب مازندران حتی اگر استان جدید استانی کوچک و نه چندان قوی در سطح کشور باشد اما به هر حال وضعیت منطقه غرب مازندران را از وضعیت کنونی بسیار بهتر می کند . ضمنا بر خلاف نظر همین افراد که می گویند « از کجا معلوم که بعد از تشکیل استان جدید هم شهرهای مختلف آن استان اعتراض نکنند » باید گفت که اگر « محدوده » و « مرکز » استان جدید به طور منطقی تعیین شده و در تعیین مرکز استان به مرکزیت جغرافیایی آن شهر در آن محدوده توجه شود ، دیگر اعتراضی وجود نخواهد داشت  و مردم غرب مازندران استان جدیدشان را خودشان می سازند .

تا اینجا به بررسی برخی دلایل مهمی پرداختیم که با توجه به آنها استان شدن غرب مازندران امری ضروری جلوه می کند . ( البته اگر باز هم به دنبال دلایل دیگری در این باره هستید می توانید به مقاله چهارده دلیل برای استان شدن غرب مازندران نوشته آقای سید کریم بنی هاشمیان دبیر ستاد پیگیری تأسیس استان جدید در غرب مازندران و سایر مقالاتی که توسط برخی دلسوزان منطقه در این باره نوشته شده مراجعه کنید ) . حال می خواهیم به بررسی برخی مواردی بپردازیم که برخی افراد با استناد به آنها می گویند که منطقه غرب مازندران توانایی تبدیل شدن به یک استان مستقل را ندارد . با هم به بررسی این موارد می پردازیم .

یکی از مواردی که شاید زیاد شنیده باشید این است که می گویند منطقه غرب مازندران جمعیت کافی برای استان شدن ندارد . با هم این موضوع را بررسی می کنیم . ( آمارهایی که در اینجا داده می شود برگرفته از نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰ مرکز آمار ایران است . )

برای استان شدن غرب مازندران چند طرح وجود دارد و « محدوده ها » و « مراکز » مختلفی برای آن مطرح می شود . یکی از این طرحها طرحی به مرکزیت شهرستان چالوس البته با تجمیع ادارات کل در منطقه نمک آبرود است و محدوده از نور تا رامسر را در بر می گیرد . جمعیت این محدوده ۶۳۰۵۱۸ نفر است . البته در طرح دیگری که در این باره وجود دارد « نوشهر » مرکز استان احتمالی قرار گفته و محمود آباد به محدوده آن اضافه می شود که در این صورت جمعیت استان احتمالی به ۷۲۶۵۳۷ نفر می رسد . طرح دیگر احیای منطقه تاریخی « محال ثلاث » به مرکزیت تنکابن و اضافه شدن بخشهایی از شرق گیلان به غرب مازندران است . محدوده این طرح از نوشهر در غرب مازندران شروع شده و شهرستان رودسر در شرق گیلان را هم در بر می گیرد . جمعیت این محدوده ۶۶۵۶۰۳ نفر است . البته احتمال اضافه شدن شهرستان املش به آن هم زیاد است که در این صورت جمعیت استان احتمالی به ۷۰۹۸۶۴ نفر می رسد .

این در حالی است که در کشور ما استانهایی نظیر ایلام با ۵۵۷۵۹۹ نفر و سمنان با ۶۳۱۲۱۸ نفر و خراسان جنوبی با ۶۶۲۵۳۴ نفر و کهگیلویه و بویر احمد با ۶۵۸۶۲۹ نفر جمعیت وجود دارند که جمعیت آنها با جمعیت استان احتمالی در غرب مازندران برابر یا حتی از آن کمتر است .

مورد دیگری که مطرح می شود این است که شهرستانهای غرب مازندران جمعیت کافی برای مرکز استان شدن ندارند . با هم این مورد را بررسی می کنیم .

گفتیم که در طرحهای مختلف برای استان احتمالی در غرب مازندران شهرستانهای چالوس ، نوشهر ، و تنکابن مرکز قرار می گیرند . جمعیت شهرستان چالوس ۱۲۲۷۳۶ نفر و جمعیت شهرستان نوشهر ۱۲۸۶۴۷ نفر است . جمعیت شهرستان تنکابن هم بالای دویست هزار نفر بود که با جدا شدن عباس آباد از آن جمعیت شهرستان تنکابن به ۱۵۳۹۴۰ نفر رسید . این در حالی است که شهرستان سمنان با جمعیتی معادل ۱۸۲۲۶۰ نفر یکی از مراکز استانهاست که جمعیت آن با جمعیت شهرستانهای یاد شده مخصوصا با جمعیت شهرستان تنکابن تفاوت چندانی ندارد .

مورد دیگری که مطرح می شود کمبود جمعیت شهری شهر مرکز استان است و می گویند که هیچ یک از شهرهای غرب مازندران جمعیت شهری کافی برای مرکز استان شدن ندارد . با هم این موضوع را بررسی می کنیم .

جمعیت شهری نوشهر ۴۶۱۸۴ نفر و جمعیت شهری چالوس ۶۲۷۹۲ نفر و جمعیت شهری تنکابن ۷۰۵۲۳ نفر و جمعیت شهری رامسر ۵۱۲۵۶ نفر است ( البته جمعیت کل شهرستان رامسر ۶۸۳۲۳ نفر بوده و زیاد نیست ) . این در حالی است که جمعیت شهری یاسوج که یکی از مراکز استانهاست تنها ۱۲۲۴۸۰ نفر است . بنابراین از نظر جمعیت شهری شاید جمعیت شهرهای غرب مازندران برای مرکز استان شدن مقداری کم باشد اما حتی این کمبود هم زیاد نیست .

مورد دیگری که مطرح می شود مسئله وسعت استان احتمالی است . در مورد وسعت هم اگر وسعت محدوده طرحهای استان احتمالی در غرب مازندران را با وسعت استانهایی نظیر بوشهر و ایلام و … مقایسه کنید متوجه خواهید شد که وسعت این منطقه به هیچ وجه برای استان شدن کم نیست . در مورد وسعت شهرستان مرکز استان هم با نگاه به نقشه به خوبی می توان دریافت که شهرستانهای نوشهر و چالوس و تنکابن کاملا از وسعت کافی برای مرکز استان شدن برخوردار هستند . اما در مورد وسعت منطقه شهری هریک از شهرهای غرب مازندران شاید تا حدودی این امر برای مرکز استان شدن کم باشد اما این کمبود هم زیاد نیست .

مورد دیگری که مطرح می شود مسئله عدم وجود زیرساختهای لازم برای استان شدن در غرب مازندران است . در پاسخ باید گفت که اولا منطقه غرب مازندران منطقه ای توریستی و بسیار گردشگر پذیر است و این مسئله پتانسیل خوبی را برای این منطقه به وجود آورده و می تواند عدم وجود برخی موارد دیگر را پوشش دهد . ثانیا استقرار فرمانداری ویژه در تنکابن و وجود برخی ادارات کل مانند شرکت پخش فرآورده های نفتی غرب مازندران در چالوس و شرکت توزیع نیروی برق غرب مازندران و اداره کل منابع طبیعی غرب مازندران و اداره کل بنادر و کشتیرانی استان مازندران در نوشهر و وجود راه ارتباطی به پایتخت در چالوس و فرودگاه رامسر و بندر و گمرک و فرودگاه نوشهر و سایر زیرساختهایی که در غرب مازندران وجود دارد از جمله ظرفیتها و زیرساختهای غرب مازندران برای استان شدن است . و ثالثا اگر از نظر کارخانجات و واحدهای صنعتی و تولیدی و مراکز آموزش عالی دولتی و سایر موارد هم کمبودی وجود دارد به دلیل همان تبعیضهایی است که تمام این امکانات را در شرق استان متمرکز ساخته و اتفاقا یکی از دلایل غرب استانیها برای استان شدن است .

مورد دیگری که برخیها مطرح می کنند کم بودن تعداد شهرستانهای غرب مازندران است . در پاسخ به این افراد باید گفت که در کشور ما استانهای زیادی وجود دارند که دارای شش یا پنج شهرستان یا حتی کمتر هستند ، ضمن این که در غرب مازندران هم برخی مناطق وجود دارند که کاملا شایستگی تبدیل به شهرستان را دارند ؛ مثل کلاردشت که شهرستان شدن آن خواسته همگانی مردم آن است و کاملا هم استحقاق و شایستگی تبدیل به شهرستان را دارد .

بنابر این با جمع بندی موارد ذکر شده به این نتیجه می رسیم که از نظر وسعت و جمعیت کل استان احتمالی یا وسعت و جمعیت کل شهرستان مرکز استان یا تعداد شهرستانها و وجود برخی زیرساختها و … غرب مازندران هیچ مشکلی برای استان شدن ندارد و تنها کمبودی که تا حدودی وجود دارد کمبود وسعت و جمعیت شهری شهر مرکز استان است که این کمبود هم اصلا مقدارش زیاد نیست و کاملا قابل چشم پوشی است . البته برخی با استناد به همین مورد می گویند که مناطق دیگری در کشور هستند که خواهان استان شدن هستند و این مشکل را هم ندارند و چنین نتیجه می گیرند که آن مناطق نسبت به غرب مازندران برای استان شدن در اولویت قرار دارند . در پاسخ باید گفت که دلایلی که استان شدن منطقه غرب مازندران را به یک امر ضروری تبدیل کرده است از سایر مناطق بیشتر و شدیدتر و قویتر است ( و به همین خاطر است که مردم غرب مازندران بیشتر از هر منطقه دیگری در کشور خواهان استان شدن هستند ) و بنابراین ، این دلایل غرب مازندران را برای استان شدن نسبت به سایر مناطق در اولویت قرار می دهد . ضمنا در کشور ما شهرهایی مثل یاسوج با جمعیت شهری نه چندان زیاد به عنوان مرکز استان وجود دارند و وقتی این مورد را در کنار دلایلی که استان شدن غرب مازندران را ضروری می سازد ( که تعدادی از این دلایل در این مقاله ذکر شد ) قرار می دهیم به این نتیجه می رسیم که وسعت و جمعیت شهری نه چندان زیاد شهر مرکز استان در استان احتمالی در غرب مازندران کاملا قابل چشم پوشی است . ضمن این که در این باره چند نکته مهم را هم نباید فراموش کرد :

۱ . منطقه غرب مازندران در نوار مرزی قرار دارد و در قوانین و مقررات ، تشکیل استانهای جدید در مناطق مرزی از نظر وسعت و جمعیت و سایر موارد ، قواعدی آسانتر از مناطق دیگر دارد .

۲ . منطقه غرب مازندران منطقه ای توریستی و بسیار گردشگر پذیر است . برای نمونه بیش از چهار میلیون نفر تنها در ایام تعطیلات نوروزی از منطقه نمک آبرود که تنها یکی از مناطق گردشگری غرب استان است بازدید می کنند که از این نظر در کل کشور رتبه اول را دارد . تمام شهرهای غرب استان در روزهای زیادی از سال یعنی حداقل دو ماه یا سه ماه از سال پذیرای مسافران و میهمانان فراوانی هستند که باعث می شود جمعیت این شهرها چندین برابر شود . پس اگر بگوییم که حداقل دو یا سه ماه از سال جمعیت زیر یک میلیون نفری غرب مازندران چندین و چند برابر شده و به پنج یا شش میلیون نفر یا بیشتر می رسد سخن گزافی نگفته ایم . بنابراین ، این « جمعیت شناور » بسیار زیاد را هم باید به جمعیت اصلی این شهرها اضافه کرده و در مورد مرکز استان شدن لحاظ کرد . ضمن این که اگر این منطقه تبدیل به یک استان مستقل نشود نمی تواند از پس نیازهای این جمعیت فراوان برآید .

۳ . نکته دیگری که در این باره باید در نظر گرفته شود قابلیتهای برخی شهرهای غرب مازندران برای مرکز استان شدن است که تا حدودی وسعت و جمعیت شهری نه چندان زیاد این شهرها را پوشش می دهد . برای مثال در مورد چالوس راه ارتباطی آن به پایتخت یا در مورد تنکابن علاوه بر جایگاه تاریخی آن به عنوان مرکز محال ثلاث ( که از رویان تا رودسر را در بر می گرفته ) و نیز استقرار فرمانداری ویژه در آن می توان به وجود شهرهای کوچک متعدد در اطراف آن اشاره کرد که به نوعی به عنوان شهرهای اقماری آن هستند . و یا در مورد نوشهر این قابلیتها بسیار مشهودتر است که از آن جمله می توان به استقرار برخی ادارات کل غرب استان در آن و دارا بودن بندر و گمرک و فرودگاه و همچنین بافت شهری بسیار مناسب نوشهر اشاره کرد .  ضمنا به دلیل نزدیکی فوق العاده زیاد نوشهر و چالوس بسیاری از قابلیتهای چالوس مثل راه ارتباطی زمینی به پایتخت و … می تواند برای نوشهر هم قابل استفاده باشد و بالعکس یعنی بسیاری از قابلیتهای نوشهر مثل بندر و گمرک و فرودگاه و … می تواند برای چالوس هم قابل استفاده باشد . البته بافت شهری نوشهر بسیار مناسبتر از بافت شهری چالوس و حتی مناسبتر از بافت شهری تنکابن است .

البته در مورد تعیین مرکز استان احتمالی آن چیزی که مسلم است و همه آن را قبول دارند این است که مرکز استان جدید باید با توجه به محدوده آن و با توجه به مرکزیت جغرافیایی آن شهر در آن محدوده تعیین شود . مثلا در طرح از نور تا رامسر مرکزیت به شهرستان چالوس داده شد و یا در طرح از محمود آباد تا رامسر مرکزیت حتما باید به نوشهر داده شود . البته در میان طرحهای مختلفی که در این باره وجود دارد طرح از نوشهر تا رودسر ( و املش ) به مرکزیت تنکابن از سایر طرحها بهتر و مناسبتر به نظر می رسد . به دلیل این که در این طرح نسبت به سایر طرحها پیوستگی فرهنگی بیشتری بین مناطق مختلف استان احتمالی وجود دارد . ضمنا به دلیل این که مردم مناطق شرقی گیلان هم به دلایلی مشابه همان تبعضهایی که در مورد غرب مازندران وجود دارد از برخی محرومیتها رنج برده و ناراضی هستند و به همین دلیل تعداد زیادی از آنها هم خواهان الحاق به استان جدید به مرکزیت تنکابن هستند ، استان شدن غرب مازندران و شرق گیلان به مرکزیت تنکابن می تواند مشکلات آنها را هم حل کند . ضمنا این مورد هم که برخیها می گویند تنکابن به دلیل نداشتن فرودگاه نمی تواند مرکز استان جدید باشد به هیچ وجه قابل پذیرش نیست چرا که مثلا در همین استان مازندران فعلی فاصله شهر ساری تا فرودگاه ( که البته بعد از جدایی میاندورود از ساری ، فرودگاه در محدود شهرستان میاندورود قرار گرفته ) حدود بیست کیلومتر است در حالی که فاصله تنکابن تا رامسر و فرودگاه آن تنها پنج کیلومتر بیشتر یعنی حدود ۲۵ کیلومتر است . ضمنا در مورد نام استان جدید هم « بهارستان » بهترین و زیباترین و مناسبترین نامی است که می توان برای آن در نظر گرفت .

اما اگر با وجود این همه دلیل برای استان شدن غرب مازندران و قابل چشم پوشی بودن مقدار بسیار کم کمبود جمعیت و وسعت شهری شهر مرکز استان باز هم در این مورد قانع نشده اید ما راه حل دیگری برای آن سراغ داریم : این که نوشهر و چالوس با هم ادغام و ترکیب شده و با هم به عنوان مرکز استان جدید در نظر گرفته شوند . دو شهر نوشهر و چالوس که هم اکنون نیز اکثر اداراتشان یکی است ، از نظر نزدیکی به هم در کل کشور تقریبا رکورد دار و بی نظیرند . در کل کشور هیچ دو شهری را نمی توان یافت که هر دو مرکز شهرستان بوده و مثل نوشهر و چالوس تا این حد به هم نزدیک باشند . فاصله زمانی میادین مرکزی این دو شهر حدودا ده دقیقه است که این هم به دلیل وجود ترافیک مخصوصا در حوزه شهر چالوس به دلیل بافت شهری نه چندان مناسب آن و نیز به این دلیل است که جاده اتصال دهنده این دو شهر هیچ شباهتی به جاده های بین شهری ندارد بلکه بیشتر شبیه جاده ها و خیابانهای داخل شهری است و نمی توان با سرعتی بیش از سرعت معمول در خیابانهای داخل شهری آن را طی کرد ؛ در غیر این صورت فاصله حدودا پنج شش کیلومتری میادین مرکزی این دو شهر در کمتر از پنج دقیقه طی می شود . البته این مسئله به هیچ وجه به دلیل کوچکی این شهرها نیست بلکه به دلیل نزدیکی فوق العاده زیاد این شهرها به هم است . با توجه به دلایلی که ذکر شد می توان نوشهر و چالوس را با هم ادغام و ترکیب کرد و با هم به عنوان مرکز استان جدید در نظر گرفت . برخی ادارات را هم میتوان در حد فاصل نوشهر و چالوس مستقر کرد ؛ همچنان که در حال حاضر هم برخی ادارات مشترک نوشهر و چالوس در این حد فاصل قرار دارند . ضمنا می توان نامی زیبا و مناسب را که حاصل کار کارشناسی دقیق باشد برای ادغام این دو شهر در نظر گرفت و یا این که اصلا برای ترکیب این دو شهر نامی در نظر گرفته نشود . ضمنا مطابق قوانین و مقررات هم ادغام و ترکیب نقاطی مانند نوشهر و چالوس که تا این حد به هم نزدیک هستند و از این نظر در کل کشور تقریبا بی نظیرند اصلا چیز عجیبی نیست . به هر حال آنچه مسلم است این است که با ادغام نوشهر و چالوس مشکل کمبود وسعت و جمعیت شهری شهر مرکز استان هم کاملا حل می شود و این امر علاوه بر دارا بودن زیرساختهایی نظیر برخی ادارات کل غرب استان و دارا بودن بندر و گمرک و فرودگاه و راههای ارتباطی هوایی و زمینی به پایتخت و … به ترکیب نوشهر و چالوس کاملا این قابلیت و شایستگی را می دهد که مرکز استان جدید از محمودآباد یا نور تا رامسر باشد .

می بینید که هر موردی که به عنوان مانع تشکیل استان جدید در غرب مازندران ذکر شود برای آن راه حلی وجود دارد . اما اگر باز هم عده ای از شرق استانیها با تأسیس استان جدید در غرب مازندران مخالفت می کنند ما این راه حلهای جایگزین را پیشنهاد می کنیم :

۱ . اگر خیلی نگران به اصطلاح هویت و نام و تاریخ و فرهنگ و یکپارچگی مازندران هستید و می خواهید هیچ شهری از مازندران جدا نشود ، مرکز استان را از ساری به آمل تغییر دهید . در این خصوص حتی مرکزیت بابل هم هیچ دردی را از مردم غرب استان دوا نمی کند و تنها مرکزیت آمل می تواند از نظر بعد مسافت و سایر مسائل تا حدودی مفید واقع شود  .

۲ . راه حل دیگر این است که شهرستانهای رامسر و تنکابن و عباس آباد به گیلان ملحق شوند . پیش از این هم این شهرستانها جزء گیلان بودند و جدا کردن این شهرستانها از گیلان و الحاق آنها به مازندران اقدامی کاملا اشتباه بود ؛ چرا که هم از نظر فاصله به مرکز استان گیلان یعنی رشت نسبت به ساری بسیار نزدیکترند و هم این که مخصوصا در مورد رامسر و تنکابن ، گویش و فرهنگشان هم به گویش و فرهنگ گیلانی بسیار نزدیکتر است  . بنابراین باقی ماندن این شهرستانها در مازندران با هیچ منطقی سازگار نیست . در این صورت حداقل مناطق نوشهر و چالوس و کجور و کلاردشت و حتی نور و چمستان و محمود آباد که احتمال الحاق آنها به استان جدید احتمالی وجود دارد در مازندران باقی می مانند . ضمنا بعد از الحاق شهرستانهای رامسر و تنکابن و عباس آباد به گیلان برای حل مشکل شهرستانهای نوشهر و چالوس و سایر مناطقی که در مازندران باقی می مانند مرکزیت می تواند از ساری به بابل منتقل شود .

البته در مورد این راه حلها هم ذکر این نکات ضروری است :

۱ . تغییر مرکز استان ( به آمل ) تنها مشکل بعد مسافت را تا حدودی حل می کند اما مشکلات دیگر مانند تبعیضها در بودجه و امکانات و عدم توجه به تفاوت فرهنگی و گویشی و … به قوت خود باقی می ماند . البته ما تغییر مرکز استان به آمل را نشانه عزم شرق نشینان برای تغییر رویه تلقی می کنیم .

۲ . نکته دیگر این که الحاق رامسر و تنکابن و عباس آباد به گیلان ( که باعث باقی ماندن مناطق زیادی در مازندران می شود ) هزینه خاص و چندانی ندارد اما هزینه تغییر مرکز استان شاید کمتر از هزینه تشکیل استان جدید نباشد . اما به دلیل این که ثابت شود که برخلاف اتهام زنی برخی افراد ، غرب استانیها به هیچ وجه عقده ای و فقط به دنبال مرکز استان شدن و تشکیل استان جدید یا فقط به دنبال الحاق به گیلان نیستند این راه حل یعنی تغییر مرکز استان به آمل هم مطرح شد . ( البته بنده اگر جای برخی دوستان ساروی بودم از استان شدن غرب مازندران حمایت می کردم چون تحقق این امر باعث می شود که ساری از نظر جغرافیایی هم مرکزیت پیدا کرده و دیگر دلیلی برای سلب مرکزیت از ساری وجود نداشته باشد و تمام بحثهایی که در مورد تغییر مرکز استان مازندران مطرح می شود از بین برود . )

در این مقاله تا حداکثر توان سعی شد که برای تمام گفته ها دلیل ارائه شود . البته بنده معتقدم که استان شدن غرب مازندران باید توسط منتخبان مردم این منطقه در شوراها و مجلس و از طریق قانونی پیگیری شود . اما وقتی که دوستانی مانند آقایان رنجبر و صادقی لاریمی و سایرین چندین مطلب بر ضد خواسته به حق مردم غرب مازندران مبنی بر استان شدن این منطقه در رسانه های مجازی استان نوشتند مجبور به پاسخ گویی و نوشتن این مقاله شدم . ضمنا برخی افراد که به نحوی ناجوانمردانه و به دور از انصاف بر ضد این خواسته به حق مردم غرب مازندران قلم می زنند باید بدانند که خواسته یا ناخواسته آخرت خود را تباه می کنند و مردم غرب مازندران که بعضا حتی مجبورند که در یک روز مسافتی بالغ بر ۵۵۰ کیلومتر را به طور رفت و برگشت تا مرکز استان طی کرده و بعضا حتی صدمات و لطمات جبران ناپذیری را هم در این بین متحمل شوند آنها را نخواهند بخشید .

در پایان برای تمام مردم عزیز غرب و مرکز و شرق مازندران آرزوی موفقیت می کنم و در انتها هم روی سخنم با جناب آقای مهندس طاهایی استاندار شایسته و متعهد و متخصص و محترم مازندران است که اخیرا با استان شدن غرب مازندران مخالفت کردند :

جناب آقای مهندس طاهایی ! استاندار محترم ! شما از لزوم حفظ یکپارچگی مازندران سخن گفتید . سؤال این است : حفظ یکپارچگی مازندران به چه قیمتی ؟ به قیمت رنج و سختی مردم غرب استان ؟ وقتی که این « یکپارچگی » موجب آزار و اذیت مردم غرب استان می شود ، دیگر حفظ آن چه لزومی دارد ؟ اگر یکپارچه ماندن استانها امری مطلوب است پس چرا این همه استانهای مختلف در کشور وجود دارد ؟ اگر تجزیه و تقسیم استانها امری مذموم و ناپسند است پس چرا بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی استانهای زیادی تجزیه و تقسیم شده و دوازده استان جدید در کشور تشکیل شده است ؟ و اصولا آیا این یکپارچه ماندن مازندران جز رنج و سختی برای مردم غرب استان چیز دیگری به همراه دارد ؟ ما از معاونت محترم شما یعنی جناب آقای ابراهیمی توقع نداشتیم که با استان شدن غرب مازندران مخالفت نکند اما از شما به عنوان فردی که خود اهل غرب مازندران و یکی از مدیران شایسته و توانمند هستید به هیچ وجه توقع نداشتیم که اگر با استان شدن غرب مازندران موافقت نمی کنید به این صراحت با آن مخالفت کنید . البته شاید حدود سه سال سکونت در ساری و شرق استان ، این خواسته عمومی و به حق مردم غرب مازندران و اهمیت تحقق آن را از یاد شما برده است . به هر حال با خواندن سخنان شما در این رابطه ، اولین چیزی که به ذهنم رسید این شعر معروف بود : ( ما ز یاران چشم یاری داشتیم / خود غلط بود آنچه می پنداشتیم ) .

جناب آقای طاهایی ! استان شدن غرب مازندران به هیچ وجه خیانت نیست بلکه بزرگترین خدمت به مردم منطقه است . خدمتی که نماینده شایسته و منتخب مردم نوشهر و چالوس در مجلس شورای اسلامی یعنی جناب آقای احمدی با علم به این که تحقق آن خواست عمومی مردم منطقه و کلید حل اکثر مشکلات غرب مازندران است وعده تلاش برای پیگیری آن را به مردم این خطه داده و اکنون سعی در انجام آن دارد و حجت الاسلام راشدی و سایر ائمه محترم جمعه غرب مازندران و اعضای محترم شوراهای اسلامی مناطق مختلف غرب استان هم پیگیر آن هستند . شادمانی مردم بعد از آگاهی از صحبتها و پیگیریهای آقای احمدی در این باره در مجلس و … و ناراحتی شدید آنها از سخنان شما در مخالفت با این خواسته به حق مردم منطقه گواه این خواسته عمومی و همگانی است . ضمنا در غرب مازندران علاوه بر انتخابات شوراها حتی در انتخابات مجلس هم ثابت شده است که هم در حوزه انتخابیه نوشهر و چالوس و هم در حوزه انتخابیه عباس آباد و تنکابن و رامسر ، مردم به کسانی رأی می دهند که در زمینه پیگیری استان شدن غرب مازندران از بقیه فعالتر باشند . البته دلایل بسیار زیادی باعث شده است که مردم غرب مازندران به این نتیجه برسند و این خواسته تا این حد بین مردم فراگیر شود . تعدادی از این دلایل بارها توسط مردم و منتخبان و نمایندگانشان بیان شده است . البته من مطمئنم که شما هنگامی که در مخالفت با استان شدن غرب مازندران سخن گفتید برای همیشه با نمایندگی مجلس در غرب مازندران خداحافظی کردید ! ضمنا کافی است که نخستین سفر استانی ریاست محترم جمهوری و شعارها و اقدامات یکپارچه مردم غرب مازندران در طرح این خواسته را به یاد آورید تا متوجه این خواسته همگانی بشوید . در آن سفر پس از سالها بغض فروخورده مردم غرب مازندران ترکید و مردم این خواسته را با تمام وجود فریاد زدند .

جناب آقای طاهایی ! شما حتی فرمودید که باید جلوی این نوع تفکر و اقدامات گرفته شود ! سؤال این است که آیا این نوع تفکر و اقدامات بر خلاف قوانین نظام مقدس جمهوری اسلامی است که باید جلوی آن گرفته شود ؟ مگر خدای نکرده غرب استانیها خواهان جدایی از خاک مقدس ایران اسلامی هستند و یا برای طرح خواسته منطقی و قانونی خود دست به اقدامی غیر قانونی زدند که می فرمایید باید جلوی آن گرفته شود ؟ آیا یک خواسته عمومی و قانونی مردم از مسئولینشان ، آن هم خواسته ای که فقط از طریق منتخبان مردم در شوراها و مجلس پیگیری و هیچ اقدام غیر قانونی در این باره انجام نمی شود ، باید جلوی آن گرفته شود ؟ آیا این سخنان شما موجب ناراحتی مردم منطقه و خانواده های شهدای سرافراز غرب مازندران نشده است ؟ شما را به فرمایشات رهبر معظم انقلاب مبنی بر توجه به خواست مردم در نظام جمهوری اسلامی ارجاع می دهم . اکثریت قاطع و قریب به اتفاق مردم غرب مازندران که خواهان استان شدن این منطقه هستند ، ائمه محترم جمعه غرب مازندران هم که از طرف مقام معظم رهبری منصوب می شوند با این خواسته عمومی مردم موافق بوده و آن را به طور جدی پیگیری می کنند ؛ منتخبان مردم غرب مازندران در شوراها و مجلس هم که این خواسته را به طور جدی پیگیری می کنند ، چرا که می دانند کلید حل اکثر مشکلات غرب مازندران استان شدن این منطقه بوده و درخواست مردم از آنها هم پیگیری همین خواسته است و اگر این خواسته را پیگیری نکنند اکثریت قاطع و قریب به اتفاق همین مردم از آنها روی بر می گردانند . حال با این تفاسیر این سخن شما که فرمودید این کار خیانت بوده و باید جلوی آن گرفته شود چگونه توجیه پذیر است ؟ آیا تمام افرادی که ذکر شد یعنی اکثریت قریب به اتفاق مردم منطقه و همچنین ائمه جمعه و منتخبان مردم غرب مازندران در شوراها و مجلس از نظر شما به دلیل پیگیری این خواسته به حق و قانونی خیانت کارند ؟ آن هم خواسته ای که به هیچ وجه غیر منطقی نیست و به دلایل بسیاری به ضرورتی انکارناپذیر برای منطقه غرب مازندران تبدیل شده است . تعدادی از این دلایل در مقالات مختلفی که در این باره نوشته شده آمده است . در این باره می توان به مقالات و یادداشتهای آقای سید کریم بنی هاشمیان دبیر ستاد پیگیری تأسیس استان جدید در غرب مازندران و مقالاتی که توسط سایر دلسوزان این منطقه نوشته شده اشاره کرد . آیا خواسته ای که کاملا منطقی و کاملا توجیه پذیر و کاملا قانونی است و کاملا هم از طریق قانونی مطرح و پیگیری شده و هیچ اقدام غیر قانونی در این باره انجام نمی شود ، از نظر شما باید جلوی آن گرفته شود ؟ آیا جدایی گلستان از همین استان مازندران موجب پیشرفت گلستان نشد ؟ آیا بعد از جدایی گلستان آسیبی به پیشرفت مازندران و ضرری به مردم آن وارد شد ؟ آیا استانهای جدید دیگری هم که در کشور تشکیل شدند نسبت به قبل بسیار پیشرفت نکردند ؟

جناب آقای طاهایی ! برگزاری برخی جلسات و نشستها و دیدارهای مدیران در غرب استان هیچ دردی را دوا نمی کند . تمام راه حلهای دیگری هم که در این باره مطرح می شود از فرمانداری ویژه و تفویض اختیارات گرفته تا دولت الکترونیک و اتوماسیون اداری و عصر ارتباطات و هر راه حل دیگری که فکرش را بکنید ناکارآمدی و بی فایده بودن آنها ثابت شده است . چاره کار یکی از همان سه راهی است که پیش از این ذکر شد ؛ یعنی :

۱ . این که استان جدیدی در غرب مازندران تشکیل شود .

۲ . این که مرکز استان از ساری به آمل تغییر یابد ؛ چون حتی مرکزیت بابل هم هیچ دردی را از مردم غرب استان دوا نمی کند و فقط مرکزیت آمل می تواند از نظر بعد مسافت و سایر مسائل تا حدودی مفید واقع شود .

۳ . اما اگر استان جدیدی در غرب مازندران تشکیل نشود و تغییر مرکز استان به آمل هم امکان پذیر نباشد ، هیچ راهی جز الحاق شهرستانهای رامسر و تنکابن و عباس آباد به گیلان باقی نمی ماند . شهرستانهایی که از اول هم جزء گیلان بودند و الحاق آنها به مازندران اقدامی کاملا اشتباه بود . چرا که هم از نظر فاصله به مرکز استان گیلان یعنی رشت نسبت به ساری بسیار نزدیکترند و هم این که مخصوصا در مورد رامسر و تنکابن ، گویش و فرهنگشان هم به گویش و فرهنگ گیلانی بسیار نزدیکتر است ؛ بنابراین باقی ماندن این شهرستانها در مازندران با هیچ منطقی سازگار نیست .

جناب آقای طاهایی ! چاره کار یکی از سه راهی است که ذکر شد . راه چهارمی وجود ندارد . مطمئن باشید .

“سجاد مقصودی – دانشجوی حقوق دانشگاه مازندران”

استفاده از این خبر فقط با ذکر منبع «تنکا نیوز» مجاز است.

کانال خبری تنکانیوز در  تلگرام

کد نویسنده: 24-391-07

۱۶۹ نظر برای “بررسی دلایل و موانع استان شدن غرب مازندران” نوشته شده است.

  • کیایی در ۱۱:۰۰ , ۱۴ آبان ۱۳۹۱ نوشت:

    باسلام و درود بر شما ، بسیار زیبا و عالی بیان نمودید و این امر محقق نمی شود مگر با اتحاد مردم غرب مازندران و انشاء الله و به امید حق این خواسته مردم شریف غرب به سرانجام برسد وازشماهم تشکر و قدر دانی می نمائیم

  • عادل از تنکابن در ۲:۱۷ , ۲۰ دی ۱۳۹۱ نوشت:

    در عصر ارتباطات فاصله فیزیکی  بی معناست.بهتر است بجای این بحث های احمقانه مغز مبارک را صرف حل مشکلات زیر ساختی برای حذف بوروکراسی اداری و  روند عادلانه تخصیص اعتبار کنیم.طرح ارایه دهیم.کارگروه تخصصی بسازیم.این همه دکتر و مهندس بیکار باسواد داریم.استفاده کنیم.
    مشکل از  گویش متفاوت نیست.مشکل آنجاست که ما شهسواری ها  از داشتن نماینده مشترک با رامسر هم شکایت داریم.
    حتی کتالم و سادات محله هم با هم.درست مثل ساروی ها و بابلی ها.یا زیراب و…فرهنگ  باید از نو ساخته شود.
    تا زمان کریم خان زند ما جزو گیلان بودیم.خودمان خواستیم مازندرانی شویم.از این شاخ به آن شاخ نپریم!
    این طرح ها را هم کسانی مطرح میکنند که دنبال منافع شخصی هستند.

  • عادل از تنکابن در ۲:۴۲ , ۲۰ دی ۱۳۹۱ نوشت:

     گویش و فرهنگشان هم به گویش و فرهنگ گیلانی بسیار نزدیکتر است!!!!
    برادر 
    شما باید بیشتر مطالعه  فرمایید.کجا نزدیکتر است؟
     یکم:رودسری ها هم لهجه رشتی را خوب نمی فهمند چه رسد به ما!
    دوم:اصلا ما شهسواری ها (نسل نو)فارسی حرف میزنیم .درحالی که در رشت یا ساری در ادارات هم بیشتر محلی صحبت میکنند.
    شما فکر میکنید جزو گیلان شویم رشتی ها رفتارشان بهتر خواهد بود؟زهی خیال باطل!اصلا به خاطر زیاده خواهی گیلان بود که عریضه بردند به پایتخت و خواهان پرداخت مالیات به ساری شدند!
    شاید شما رشتی باشید که برایتان راحت تر به نظر می رسد!
    من ۵ -۶ سال است که در ساری (به اقتضای شغلی) زندگی میکنم.
    این حقیقت دارد که عامه مردم شرق مازندران حتی ساروی ها  هم از لحاظ فرهنگی و هم مادی محروم تر از تنکابن هستند.شهرشان وفرهنگ رانندگیشان و… را میبینیم.ضمنا جدایی از گیلان که جدایی استانداری و اداری  نبوده.جدایی خوانین کوچکتر بوده از خوانین بزرگتر همین
    یادتان باشد آنزمان نه رامسری بوده نه نوشهری و نه حتی شهسواری که شهر باشد.جالوس هم که هیچ!

  • عليرضا در ۳:۵۶ , ۲۱ دی ۱۳۹۱ نوشت:

    مرسى از این که حرف دل ما رو زدید.
    آقاى عادل شما مطمئنى که شهسوارى هستى؟ باورم نمیشه که یکى از همشهریهام چنین نظرى داشته باشه. البته فکر میکنم به این دلیله که به قول خودتون ۶ ساله سارى هستید. درسته که ما بیشتر فارسى حرف میزنیم اما انصافا لهجه محلى ما بین گیلان و مازندران بیشتر به گیلان نزدیکه تا مازندران. مخصوصا به شرق گیلان فرهنگمون بیشتر سازگاره. البته مناطق ییلاقى شاید یه کم فرق کنه.
    مخلص کلام این که شهسوار لیاقت استان شدن رو داره اما اگر نشد مسلما گیلان براى ما بهتر از مازندرانه. تفاوت ما با شرق مازندران خیلى زیاده.

  • عادل از تنکابن در ۹:۲۷ , ۲۲ دی ۱۳۹۱ نوشت:

    من ۷جدم شهسواریه علیرضا جان و خیلی هم متعصبم و ساری را هم دهاتی بزرگ میدانم.اما
    کشور های پیشرفته  را خوب است الگوی ترقی قرار دهیم   مثل سوئد یا کانادا  با ۳و ۲زبان رسمی مستقل.ما ایرانی ها  که لهجه هایمان همه ریشه یکسان پهلوی باستان دارد.حتی ترکی گویان مان هم ثابت شده بر خلاف تصور عموم ژن مشترک با سایر اقوام دارند.
    زبان  و لهجه مهم نیست در تعیین گزینه های پیشرفت .حتی در آمریکا ۲ ساعت رسمی دارند!از بس که دراز و پهن است این مملکت.از شرق به غربش با هواپیما ۸-۱۰ ساعت پرواز است!
     این دوستان ما فکر میکنند  استان شدند دولت بودجه میریزد و ما پیشرفت میکنیم.واقعا ساده لوحانه است.درست مثل پانترکهاست فکرشان!
    شهسواریها لهجه گیلانی ندارند و گیلانی نیستند. آنها که دارند شهسواری نیستند و مهاجرینی هستند که از زمان نه چندان قدیم از اشکورات یا جاهی دیگر  به میل یا اجبار آمده اند.مثل تالش های شریف رامسر که اصالتا از اران( جمهوری آزربایجان دروغین) آمده اند یا ترکهای اردبیل…
    اینجا استان هم شود بودجه همان هست که بود. هرکه بامش بیش برفش بیشتر.من هم پیش از اینکه به ساری بروم فکر میکردم این شایعه دروغین که بودجه ها همه اش در مرکز خرج می شود درست است.
    درحالی که ساری یا بابل فاصله زیادی با شاخصه های پیشرفت شهری دارند.
    ساری دهات بزرگی است که  همه از روستاها و شهرهای دور و نزدیک به آنجا کوچیده اند تا به جایی برسند.و همین شده یلای جان ساری.
    تا وقتی انجمن های تخصصی تشکیل  ندهیم و معضلات تنکابن(چابکسر تا نوشهر) را مطرح نکنیم و حل نماییم استان هم شویم همین آش است و همین کاسه!مگر استان جدید استاندار وکارمندان اداراتش حتما و جبرا از همان استان خواهند بود؟قطعا نه!
    یا تضمینی وجود دارد که از جاهای دیگر نیایند و  خراب نشوند سرمان با شنیدن بوی کباب!!؟؟
    مشکل ما فرهنگی است و مدیریتی.مدیریت شهری هم با استان شدن حل نخواهد شد .نمونه اش تهران.مگر مرکز نیست؟مگر همه امکانات در اختیارشان نیست؟سالی ۴-۵ هزار از آلودگی هوایش کشته میدهد!
    استان مستقل شدن مساویست با مشکلات بیشتر برای شهرها و روستا های ما.
    آلودگی بیشتر آّ ب و خاک و هوای شهر زیبایمان. زباله و ترافیک بیشتر…
    درآمدن از حالت شهری کشاورزی توریستی دانشگاهی  و صنعتی شدن و آلودگی.
    میگویید نه از اساتید شهرسازی شهسواری بپرسید!
    پز عالی استان بودن لیاقت نمیخواهد بلکه حماقت میخواهد همشهری عزیزم.

  • عادل از تنکابن در ۱۰:۲۱ , ۲۲ دی ۱۳۹۱ نوشت:

    بنده نسبتی با آقای طاهایی ندارم.اما کسانی را خائن می دانم که از بی سوادی و بی اطلاعی عامه مردم بیچاره ما برای پیشبرد  منافع شخصی سوئ استفاده می کنند.و ضعف های مدیریتی خود را با وعده های سر خرمنی لا پوشانی!
    بدون آوردن دلیل علمی روی هوا تز میدهند که ما باید استان شویم چون همه مردم  منطقه می خواهند!!!!(لابد بعدش هم شما به اتفاق دوستان و بستگانتان سکاندار کشتی استانداری)!
    چه قدر فداکارید واقعا!
    کدام مردم؟
    مگر اینجا ولز است و شما بر سر جداشدن آن از بریتانیا  همه پرسی صورت داده اید که اینگونه می فرمایید!
     مردم ولز هم ۲ سال وقت دارند فکر کنند تا انتخاب صحیح!!
    آنوقت این برادران نماینده و… تا قرار است جایی کاندید شوند حرف در دهان مردم می گذارند.جای مردم تصمیم می گیرند.
    شما همین شهر های کوچک را هم نتوانستید خودگردان اداره کنید  سروران.
     جنگل های  سه هزار شهسوار و دال خانی و…نوشهرو… بدلیل نداشتن دفع سیستماتیک و صنعتی زباله شهری و دفن زباله در آنها درحال تخریب و مرگند. جاده های کناره و  کوهستان و سواحل دریایمان پر است از لجن و زباله و…
    از وزیر  محترم اقتصاد تا مشاورین رییس جمهور  و  چندی از اعضای  شورای مرکزی سازمان نظام مهندسی مازندران و.. از این خطه هستند
    آیا  از این برادران  محترم کمک و ساپورت چشمگیری برای  حل همین مشکلات کوچک  گرفته اید؟!!
    آیا کار گروه یا دست کم مشاورینی دلسوز  یا سمیناری … داشتید برای حل معضل ترافیک و زباله و…؟
    خیر.
    خیانت از این بالاتر؟
    بهتر نیست به جای کوشش برای استان شدن مساعی را در جهت حفظ این منابع بکار بریم؟

  • امید در ۱۶:۰۷ , ۲۹ بهمن ۱۳۹۱ نوشت:

    سلام بر دوستان عزیز
    از این همه دلسوزی شما بسیار خرسندم هر کدامتان به نوعی برای رسیدن به هدفی مشترک راه های مختلف و به عقیده خود درست را بیان می کنید لطفا مقداری از بکارگیری برخی کلمات پرهیز نمایید . عادل جان با نظر شما در خصوص تشکیل یک تشکل جهت همفکری و ریشه یابی مشکلات شهرمان موافقم . من در شهرداری تهران مشغول به کار هستم و هر کدام از دوستان دیگر در جاهای مختلف کشور عزیزمان و در نهادهای مختلف . با همفکری و همدلی می توانیم ارائه طرح نموده و اقداماتی شایسته در راستای آبادانی بیشتر شهرمان داشته باشیم .

  • حسين از تنکابن در ۱۷:۰۱ , ۳ اردیبهشت ۱۳۹۲ نوشت:

    سجادجان بابت این مطالعه و تفاسیر زیبایت ممنون
    آقای عادل خان
    خیلی ها به خاطر کار از این شهر میروند می پرسید چرا؟ به خاطر اینکه شرق استانی ها غرب استان را احاطه کردند! که اگر غرب استان یک استان مستقل شود به خودی خود و بخاطر ایجاد ادارات مرکزی جدید شغل های بسیاری ایجاد می شود. بسیاری از مشکلاتمان حل خواهند شد؛ اصلا مهمترین مزیت آن سرو کله نزدن با شرق استانی هاست.

  • مهدی در ۱۱:۴۹ , ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ نوشت:

    سلام به همه همشهریان خوبم
    من یک پزشک جراحم که اهل نوشهر هستم ولی در ساری مشغولم
    دوستان درسته که یک سری مسائل مردم غرب رو اذیت میکنه ولی منصفانه نگاه کنیم
    مثلن اینکه میگین توی غرب مازندران همه کارمندا اهل شرق هستند در ساری هم من کلی همکار
    پزشک فقط دارم که اهل غرب مازندرانند و اینکه گویش مردم غرب با شرق فرق میکنه دلیل خوبی نیست در جاهای دیگه دنیا در اروپا در مناطقی با وسعت کوچیکتر همین مسئله وجود داره یا اینکه دوستمون عادل گفته در امریکا دو ساعت رسمی هست به خاطر فاصله زیاد شرق و غرب
    در کل این مقاله به نظرم از روی دلسوزی نوشته شده ولی خیلی اگرسیو نوشته شده انگار مردم شرق با غرب دشمنند ولی من تابحال ذره ای اینو احساس نکردم یادمه وقتی دوره عمومیم تموم شده بود طرحمو تو یه بیمارستان تو ساری شروع کردم و اولین روزهایی بود که تو ساری زندگی می کردم
    رفته بودم پذیرش و چند بیمار منتظر بودند که پذیرش بشن تو اون شلوغی مسئول پذیرش وقتی فهمید یکی از مریضا از رامسر اومده اول از همه اونو پذیرش کرد اونم با حترام و اینکه از راه دوری اومده یا خودم بارها دیدم و شنیدم رییس و مسئولین دانشگاه علوم پزشکی مازندران بر نگاه ویژه و دادن الویت امکانات به غرب مازندران بخاطر دوریشون از ساری توی جلساتشون مصرن اونقدرها هم که فکر میکنید جدایی حلال مشکلات نیست یا پیوستن به گیلان معجزه کنه برامون یا استان شدن بودجه رو سرازیر کنه فکر کنم خیلی ها فکر میکنیم که تو ساری همه بودجه رو ورمیدارن به غربیها نمیدن اگه بیاین ساری میفهمین کلن مازندران به خاطر اینکه استان سبزی هست محروم از خیلی چیزاس که منحصر به غرب استان نیست البته فکر نکنید که زندگی در ساری این تغییر رو در من ایجاد کرده من الان سال آخر تخصصم هستم و با اشتیاق پس از اتمام بر میگردم به غرب استان و احتمالن رامسر در مجموع استان جدید شدن و ملحق شدن رامسر و تنکابن به گیلان رو طرح خوبی نمیدونم
    مشکل چیز دیگس میگن خانه از پای بست ویران است

  • مهناز در ۷:۱۸ , ۲ خرداد ۱۳۹۲ نوشت:

    سلام به همه همشهریان عزیز
    بنده نیز با نظر آقای عادل و آقا مهدی کاملا موافقم مشکل با استان شدن حل نمیشود مشکل از جای دیگر است.

  • مهدوی در ۱۴:۱۵ , ۲۶ خرداد ۱۳۹۲ نوشت:

    سلام به همه شهسواری های عزیز.جناب اقای عادل شاید برخی از گفته های شما صحیح باشد ولی نحوه ی پاسخگویی حضرت عالی به هیچ وجه صحیح نیست.مقاله ی اقای مقصودی حرف دل اکثر شهسواری هاست.همه ی شهسواری ها که عوام نیستند.در ضمن کسی نخواست جز استان گیلان بشه.ما خواهان استان جدید به مرکزیت شهسواریم.به رغم وجود منابع و بستر مناسب در این خطه مردم از بسیاری از امکانات محروم هستند.جوان ها از جمله خودم مجبورند برای کار از زادگاهشون دور بشن.چرا توانمندی ها و استعدادهای ما نباید در شهر خودمون به کار برده بشه؟بودجه فقط صرف شرق مازندران میشه.ما امیدواریم هرچه زودتر با تلاش مسولین محترم شهسوار این شهر هرچه زودتر به جایگاهی که لایقش هست برسه .

  • محمدرضا در ۱:۲۲ , ۳۰ خرداد ۱۳۹۲ نوشت:

    سلام به تمام شهسواری های عزیز.اقای مقصودی مقاله ی بسیار خوبی بود و حرف دل تمام مردم غرب مازندران{به خصوص شهسواری ها}را زد.من با نظر عادل و امید و مهدی کاملا مخالفم چون استان شدن غرب حق پس گرفتنی مردم غرب هست.اگه می خوای مطمئن شی که چند درصد مردم غرب مازندران با استان شدن موافقن یه نظرسنجی کن متوجه می شی.تازه امریکا چه ربطی به ما داره. این جا ایرانه و به ما مربوط نیست که اونجا ۲ساعت رسمی دارن و ….. .به هر حال نه شما ها میتونین به جای مردم حرف بزنین نه من.کاری هم به جز صبر کردن از دست ما ساخته نیست.باید ببینیم قبل از استان شدن نظر ما مردم رو می خوان یا نه!راستی مرکز هم حتما حتما باید شهسوار باشه چون هر چی باشه جمعیت اون بیش تره و نظرات بیش تری هم تو دلش جاداده.یادتون نره که یه روزی نوشهر و چالوس و رامسر و عباس اباد جز شهسوار بودن.هنوزم می گم حق ما داره ضایع میشه و ما همچنان نه اعتراضی ونه…………………………….

  • وحید در ۱:۳۳ , ۸ تیر ۱۳۹۲ نوشت:

    برای این جور تغییرات در تقسیمات کشوری ملاحظاتی صورت میگیره که شاید خواست مردم اولویت چندم آن باشه ولی این که خدای ناخواسته مرکز استان  بخاطر بعد مسافت حق شهرستان های غربی را نادیده میگیرند دلیل حرفه ای نیست مگر هر شهرستان مسئول جذب بودجه واعتبارات ندارد؟ 

  • محمد در ۱۳:۱۳ , ۶ مرداد ۱۳۹۲ نوشت:

    من با نظر آقا سجاد موافقم و از ایشان بابت این مقاله زیبا تشکر می کنم
    و فقط این را به اظهارات دوستان اضافه می کنم که بیاییم همانند آقا سجاد با آمار و ارقام و مستندات و شرایط و وضعیت های داخلی حاکم سخن بگوییم و سلایق فردی خود را عنوان نکنیم 

  • عادل در ۷:۳۸ , ۲ شهریور ۱۳۹۲ نوشت:

    دوستان عزیز
    من  با تمام وجود خواهان ارتقای سطح زندگی در شهسوار هستم.اما ضرر استان شدن را بیش از سودش میدانم.تضمینی وجود ندارد که با استان شدن به خواسته هایمان برسیم.ضمنا ایران و آمریکا نداره شما به دلایل توجهی نداری و احساسی نقد میفرمایید.باز هم تاکید میکنم که اگر نتوانیم یک استان کوچک را با توسعه ارتباظات الکترونیکی و مکانیزه  اداره کنیم  قظعا با تجزیه چند  شهر کوچک آن استان باز هم نخواهیم توانست.چون فقط صورت مساله را پاک کرده ایم و کاری ساختاری برای حل مشکلات انجام نداده ایم.

  • عادل در ۷:۴۶ , ۲ شهریور ۱۳۹۲ نوشت:

    بدبختی ما از بیخبری ماست. دیروز ساعتی را به اتفاق خانواده رفتیم به پارک جنگلی زارع ساری.قسمتی که پولی نیست پر بود از زباله و نایلون و…
    اون وقت همشهری های عزیزم فکر میکنند اینجا چه خبره.بودجه است که خرج میشه!
    باز هم دست مریزاد به مسولان و مردم زحمتکش دیار زیبایم شهسوار

  • یاسر در ۹:۵۸ , ۲۷ شهریور ۱۳۹۲ نوشت:

    با سلام خدمت همشهری های عزیزم من نمی خواهم به بعضی از عزیزانم توهین بشه الان من با شرایط فعلی شهرستانمون مجبور به مهاجرت به استان البرز شدم واسه شرایط کاری ولی مسئولین ما تا دست از فامیل بازی و بی خیالی بر ندارن از این بد تر هم میشه مثلاً واسه همین فضا سبز وزیبا سازی شهرمون با اون آب و هوا عالیش که توش سنکم بکاری جوانه میزنه شرایط بلوارای اصلی شهرمن رو ببین! حالا اینجا البرز با شرایط شک آب هوایی تو پرت ترین شهرش هم بری بلواراش پر گل و چمن هست شبانه روزی دارن آبیاریش میکنن تا خشک نشه! همه اینا تو جذب توریست و… تاثیر میزاره بیایم خودمون واسه شهرمون درآمد زایی کنیم نخوردیم نون گندم دیدیم دست مردم این همه شرایط عالی واسه درآمد شهرمون هست بعد ما منتظر فرجیم تا یکی بیاد تا با استان شدن شهرمون موافقت کنه تا ابهت خودمونو نشون ندیم همین

  • نيما در ۲۳:۰۷ , ۳۰ شهریور ۱۳۹۲ نوشت:

    یاسر جان ما. باید سعى کنیم  که شهرمان رو به مرکز استان تبدیل کنیم تا از کارشکنى ساروى ها خلاص شویم!بطور مثال بودجه ساخت بل جدید را که ۵میلییارد تومان بود و براى همین کار تصویب شده بود بلوکه یا به عبارت دیکر شیمبل کردند 

  • یاسر در ۱۴:۰۲ , ۷ مهر ۱۳۹۲ نوشت:

    سلام به همشهری های گل و گلاب 
    راستی کسی از این جاده ۳۵ متری که میخواد از خوبانرزگاه رد بشه خبری نداره؟ کی میخواد انجام بشه میگن ادامه همون بلوار گلین مقدمه آره؟

  • محمد صالح در ۱۶:۳۹ , ۲۶ آذر ۱۳۹۳ نوشت:

    مشکل شهر ما یکی و دوتا نیت عزیزان.مشکلات زیاد است.
    ۱- بیکفایتی مسولان به ویژه شورای شهر
    ۲-کمبود و یا نبود فرهنگ در متوسط جامعه
    ۳-باند بازی و پارتی بازی در ادارات
    ۴-نداشتن اتحاد در بین مسولان
    ۵-عدم استفاده از نیروی متخصص در امور اجرایی
    ۶-قوم گرایی در بین مرد
    تمام موارد بالا موجب عقب ماندگی شهر عزیزمان شده است.
    به امید روز های خوب برای مردم دوست داشتنی تنکابن

  • علی در ۲۳:۵۹ , ۲۳ دی ۱۳۹۳ نوشت:

    سجاد عزیز نظرتان کارشناسی ومحترمانه بود وبعضی ها از نظر کارشناسی بدشان میاد چون گفتند که حرف حق تلخه ؟!درود بر شما که درد مردم را درچارچوب مقاله حقوقی تان آوردید گفتن این مطالب هم شجاعت مخواست وهم علم وآشنایی به جزئیات که شما بطور کامل گفتید انشاءا… موفق باشید آقا سجاد> این مقاله را در همایش ها بخوانید وتحلیل آن را برعهده مردم بذارید

  • مازیار قلم نویس در ۰:۵۴ , ۶ اسفند ۱۳۹۳ نوشت:

    درود بر شما…دوست عزیز..با این استدلال های شما ۱۰۰ تا استان دیگه هم باید تو ایران تشکیل بشه…از کجا معلوم که فردا تنکابنی های عزیز سر گویش و فرهنگ… با چالوس یا به قول شما رودسر با نوشهر و…درگیر نشوند..بحث گیلک و مازندرانی مطرح بشه ؟ و یا جدایی تکه های ایران…در ضمن والله من غرب استان مازندران بزرگ رو خوب گشتم و تو تنکابن خیلی فامیل دارم…امکانات و پیشرفتی که من اونجا دیدم به خدا تو بابل و قائم شهر و ساری و سوادکوه و بهشهر و نکا ندیدم…اینا همش بهونه اس…شما ها اصالت گیلکی دارین که طی چند نسل برای کار و یا زندگی به نواحی غرب مازندران مهاجرت کردین و حالا هم هدفی جز تکه تکه کردن این استان بزرگ و باستانی ایران رو ندارید ولی مطمئن باش هم وطن گرامی ما مازندرانی های اصیل هرگز اجازه نمی دیم تراژدی جدایی گرگان عزیز و مازندران شرقی دوباره تکرار بشه..سپاس..شمه فدا

  • دکتر مریم از تنکابن در ۲۰:۴۷ , ۱ فروردین ۱۳۹۴ نوشت:

    مشکل از جای دیگریست غرب و شرق بهانه ست …
    خدایا مازندران را همیشه مازندران نگهدار… 

  • مهدی در ۲۳:۳۱ , ۱۴ فروردین ۱۳۹۴ نوشت:

    با سلام.عزیزان غرب مازندران از چالوس تا رامسر به جای این بحث ها به مام میهن یعنی گیلان عزیز بپیوندید در سایه ایران عزیز.

  • مازني در ۶:۱۱ , ۵ اردیبهشت ۱۳۹۴ نوشت:

    لهجه آمل و بابل هم فرق داره، این که نشد حرف، مهم برقراری ارتباطه که آمل و بابل و کجور و کلاردشت همه خیلی راحت باهم حرف میزنین، فقط با رامسر و تنکابن ارتباط با زبون محلی مشکله، یعنی واسه رشتی ها راحتته؟

  • عرفان در ۰:۴۲ , ۱۶ تیر ۱۳۹۴ نوشت:

    با سلام
    بنده دانشجوی پزشکی هستم از ساکنین تنکابن.حرفاتون جالبه دوستان. در اینکه فرهنگ و حقوق مردم غرب استان نادیده گرفته میشه توش شکی نیس.تو همه ی سطوح مردم غرب حقیرتر از شرق در نطر گرفته میشن چه تو تخصیص منابع مالی چه علمی و چه ورزشی و فرهنگی.برای مثال دو دانشگاه علوم  پزشکی در بابل و ساری که با هم نیم ساعت فاصله دارن.اما مردم غری با وجود وسعت و جمعیت زیاد فقط پیام نور و آزاد دارن.کجای این انصافه؟تو شبکه مسخره تبرستان فقط گویش عجیب بابلی روی صورت های مضحکشون میچرخه.هرازگاهی یک مستندی هم از غرب میزارن و سریع بر میگردن به سمت خودشون.مردم غرب بیشینه ی درازی دارن نباید امورمونو دست یکسری ساروی و بابلی بدیم.کلی جوون بیکار داریم اونوقت یه شخص معلوم الحال باید از ساری برای ما تصمیم بگیره.بچه های عزیز شهسوار هرطور حساب کنیم استانی شدن به نفع ماست.دلیل های بیخود معنا نداره وگرنه برای هرکاری باید ۳ ساعت تو راه ساری بیافتین.اگه یه دانشگاه اونجا بود منم اینقد زجر نمیکشیدم نصف ایرانو تو راه باشم.در آرزوی استان شدن غرب…

  • حسين در ۱۷:۲۱ , ۲ مرداد ۱۳۹۴ نوشت:

    آقای نویسنده شما خبر از مناطق و روستاهاى محروم شرق استان ندارى که اینجورى مغلطه میکنى  همه جا مناطق محروم داره و همون غرب استانیها تمایلى به تفکیک استان ندارند جز بعضى از مهاجرین به غرب استان که فقط همون عده محدود که شاید زبون مازنى رو بلد نباشن مطمئن باش که تفکیک استان مشکلى رو حل نمیکنه شما که ناراحتی میتونى تشریف ببری به استان خودت گیلان

  • نیما در ۲:۰۲ , ۱۳ شهریور ۱۳۹۴ نوشت:

    غرب مازندران باید استان مستقل بشه ، ما از شرق مازندرانی ها برای این کار اجازه نمیگیریم ، حق ما غرب مازندرانیها استان شدن و امکانات برابر با شرق مازندرانه ، در ضمن فرهنگ ما بیشتر به گیلانیها نزدیکه تا اهالی شرق مازندران اما درخواست اکثریت غالب مردم این منطقه استان شدنه 

  • شهرستان عباس آباد(سلمانشهر و کلارآباد) در ۲۲:۵۹ , ۱۱ مهر ۱۳۹۴ نوشت:

    اگر بحث سر لهجه و گویش افتاد خواهشا شهرستان عباس آباد رو قاطی گیلکا نکنید چرا که مردم این شهرستان به زبان تبری متعادل صحبت میکنند و شاید خواهان پیوستن به استان جدید باشند ولی به هیچ وجه خواهان پیوستن  به استان گیلان نبوده و نه خواهند بود.دلیل نمیشه که هرجا تنکابن رفت عباس آباد نیز دنبال سرش برود.شهرستان عباس آباد با جمعیت بالای۵۰۰۰۰ نفر و وجود نیروهای مستعد در همه زمینه ها خیلی وقت است که دیگر نیازی به شهرستان تنکابن ندارد.
    اگر انتزاعی هم درکار باشد که کاملا هم بعیده ،فقط مخصوص دو شهرستان تنکابن و رامسر میشود.
    دوست ما در مقاله عنوان میکند برای کاهش بعد مسافت مرکز از ساری به آمل تغییر پیدا کند .
    یکی به ایشان بگوید شما که خودت هم به اصطلاح در بابلسر مشغول تحصیل بودی فاصله آمل تا ساری از ۴۵ دقیقه بیشتر است؟ آخه کدوم عقل سلیمی به خاطر ۴۵ دقیقه مرکز استان با آن همه تشکیلات اداری و سیاسی رو تغییر میده.

  • بابک در ۱۱:۵۴ , ۲۹ آبان ۱۳۹۴ نوشت:

    از گاو عباس آباد نمیشه بیشتر انتظار داشت!

  • امیر در ۲۳:۰۹ , ۵ آذر ۱۳۹۴ نوشت:

    با سلام خدمت دوستان و همشهری های خوبم.
    نظرات جناب مقصودی و دیگران رو بطور کامل قرائت نمودم. در ابتدا گریزی به بحث گویش غرب مازندران میزنیم (تنکابن) که چندین گویش و فرهنگ در تنکابن حکمفرما هستش:
    ۱- گویش گیلکی-فارسی که بیشتر اشکوری های مهاجر در تنکابن به این زبان صحبت می کنند.
    ۲- گویش فارسی که بیشتر طالقانی ها و الموتی های مهاجر در تنکابن به این زبان صحبت می کنند.
    ۳- گویش تبری-فارسی که بیشتر دوهزاری ها و سه هزاری های مقیم تنکابن به این زبان صحبت می کنند.
    همانطور که می بینید سه گویش زبانی در تنکابن حکمفرما هستش که نشان از عدم تعلق مردم تنکابن به رشت یا ساری دارد.
    در مقاله حاضر به محرومیت ها و تبعیض ها اشاره شده که چنین چیزی صحت ندارد و بودجه های استانی به مساوات تقسیم می شود و دلیل پیشرفت شرق مازندران جذب بودجه های کشوری هستش که این مورد به قوی بودن نمایندگان شهرهای شرق مازندران برمیگردد.
    در مقاله مذکور به دوری راه و مسافت طولانی اشاره شد و راهکاری تحت این عنوان که مرکز استان به آمل تغییر یابد که باید عرض نمایم این کار اصلا امکان پذیر نیست چون از دیرباز مرکز استان مازندران ساری بوده و تمامی ادارات دولتی در ساری می باشد.
    اگر روزی قرار باشد در غرب مازندران استانی جدید تاسیس شود باید تحت عنوان “مازندران غربی” نامبرده شود و به مرکزیت یکی از شهرهای تاریخی (خرم آباد یا نوشهر) که داری بیشترین سبقه تاریخی و جمعیت در منطقه هستند و بنیه فرهنگی و اقتصادی و مواصلاتی بالایی با شهرها و حتی استان های همجوار دارند. الگوی مازندران غربی و مازندران شرقی الگویی مشابه در شمالغرب کشور یعنی آذربایجان شرقی و غربی را تداعی می کند، که در مواقع لزوم یکپارچگی مازندران حفظ می شود همانند آذربایجان.
    همراه کردن شهرهای شرقی گیلان با استان جدید کاری عبث و بیهوده است به دو دلیل:
    ۱- گویش و فرهنگ آنان با مردم غرب مازندران تفاوت فراوانی دارد.
    ۲- با همراه کردن آنان دچار دوگانگی و حتی چندگانگی فرهنگی-اقتصادی در استان پدید می آید که به ضرر مردم منطقه می باشد.
    والسلام. آرزوی بهترین ها برای شما مردم عزیز

  • عباس در ۲۱:۰۹ , ۶ آذر ۱۳۹۴ نوشت:

    دمت گرم خیی مقالت جالب بود همینطور ادامه بده تا ب نتیجه برسی .عباس از کلاردشت

  • شهرستان عباس آباد(سلمانشهر و کلارآباد) در ۲۳:۲۴ , ۸ آذر ۱۳۹۴ نوشت:

    مازندران یک کلام، مازندران مازندرانه وسلام
    جواب آدم های نفهم و بی ادب فقط سکوته که میتونه تو دهنی محکمی باشه بر دهان آنها

  • شهرستان عباس آباد(سلمانشهر و کلارآباد) در ۲۱:۵۹ , ۹ آذر ۱۳۹۴ نوشت:

    با سلام خدمت هم استانی های عزیز غرب مازندران
    آقا امیر عزیز شما از تنوع لهجه غرب مازندران صحبت میکنی بعد فقط لهجه های شهر تنکابن را تشریح میکنی به طوریکه انگار تنکابن کل غرب مازندران است.لهجه های مازندران به شرح زیر برگرفته از کتاب تاریخ ادبیات مازندران نوشته  نظام الدین نوری به شرح زیر تشریح میشود.
    ۱- منطقه علی آبادکتول:شامل نواحی روستایی کوهستانی شمال شاهوار و مناطقی چون کتول، پیچک محله، محمود آباد، فاضل آباد و جلگه های غیر ترکمن نشین بلوک استار آباد قدیم.   ۲- منطقه کردکوی:شامل هزارجریب شرقی، شاه کوه زیارت، بالاجاده، رادکان، گزشرقی و غربی و روستاهای ترکمن نشین اززنگی محله گرگان و چهاردانگه تا گلوگاه.  ۳- منطقه بهشهر:شامل چهاردانگه هزارجریب از سورتی تا کیاسر و روستاهای مناطق جلگه ای از گلوگاه، شاه کلیه تا انتهای منطقه قره طغان و رودخانه نکارود.  ۴- منطقه ساری:شامل چهاردانگه از کیاسر تا کوهستان های دودانگه، جلگه های مابین میان دورود و جلگه های مناطق غربی تجن رود تا جویبار.  ۵- منطقه قائمشهر:شامل مناطق کوهستانی فیروزکوه، سوادکوه و روستاهای جلگه ای حد فاصل بین کیاکلا، جویبار و روستاهای کوهپایه ای بیشه سر.  ۶- منطقه بابل:از مناطق کوهستانی چلاو آمل تا بندپی، امامزاده حسن در سمت غربی آلاشت و نواحی جلگه های حد فاصل فریدونکنار، بابلسر،ب هنمیر، کیاکلا تا روستاهای کوهپایه ای کهنه خط، گنج افروز و بابل کنار.  ۷- منطقه آمل:از کوهستان های بندپی تا چلاو، لاریجانات، نمارستاق و کلارستاق آمل تا حوالی امامزاده هاشم و جلگه های دو سمت هراز، دشت سر و محمودآباد و کوهپایه ها وجلگه های جاده چمستان، میان آمل و نور.  ۸- منطقه نور و نوشهر:شامل بخشی از روستاهای بیرون بشم، کجور، محال ثلاث و جلگه های حد فاصل سرخ رود تا رودخانه چالوس.  ۹- چالوس و عباس آباد:شامل مناطق کلار باستانی، برخی از روستاهای کوهپایه ای منطقه بیرون بشم و لنگا و نواحی جلگه ای از آب چالوس و عباس آباد و رودخانه نشتا به مرکزیت عباس آباد.  ۱۰- تنکابن مرکزی:شامل لهجه های دوهزار و سه هزاری و خرم آبادی و گلیجانی و چالکش یعنی جلگه های حد فاصل آب نشتا تا آب شیرود.  ۱۱- منطقه قصران باستانی:شامل مناطق لاوشان، فشم، شمشک، گاجره و روستاهای کوهپایه ای توچال تا مناطق غربی رودخانه جاجرود و مناطقی از طالقان.  ۱۲- منطقه دماوند:شامل نواحی کوهستانی شهرستان دماوند، رودهن، بومهن تا فیروزکوه.  ۱۳- مناطق شمالی سمنان:شامل نواحی مختلف شهرستان های شاهرود، دامغان، سمنان، شهمیرزاد و گرمسار. 

  • محمدی از نوشهر در ۲۲:۰۰ , ۹ آذر ۱۳۹۴ نوشت:

    با سلام خدمت هم استانی های عزیز غرب مازندران
    آقا امیر عزیز شما از تنوع لهجه غرب مازندران صحبت میکنی بعد فقط لهجه های شهر تنکابن را تشریح میکنی به طوریکه انگار تنکابن کل غرب مازندران است.لهجه های مازندران به شرح زیر برگرفته از کتاب تاریخ ادبیات مازندران نوشته  نظام الدین نوری به شرح زیر تشریح میشود.
    ۱- منطقه علی آبادکتول:شامل نواحی روستایی کوهستانی شمال شاهوار و مناطقی چون کتول، پیچک محله، محمود آباد، فاضل آباد و جلگه های غیر ترکمن نشین بلوک استار آباد قدیم.   ۲- منطقه کردکوی:شامل هزارجریب شرقی، شاه کوه زیارت، بالاجاده، رادکان، گزشرقی و غربی و روستاهای ترکمن نشین اززنگی محله گرگان و چهاردانگه تا گلوگاه.  ۳- منطقه بهشهر:شامل چهاردانگه هزارجریب از سورتی تا کیاسر و روستاهای مناطق جلگه ای از گلوگاه، شاه کلیه تا انتهای منطقه قره طغان و رودخانه نکارود.  ۴- منطقه ساری:شامل چهاردانگه از کیاسر تا کوهستان های دودانگه، جلگه های مابین میان دورود و جلگه های مناطق غربی تجن رود تا جویبار.  ۵- منطقه قائمشهر:شامل مناطق کوهستانی فیروزکوه، سوادکوه و روستاهای جلگه ای حد فاصل بین کیاکلا، جویبار و روستاهای کوهپایه ای بیشه سر.  ۶- منطقه بابل:از مناطق کوهستانی چلاو آمل تا بندپی، امامزاده حسن در سمت غربی آلاشت و نواحی جلگه های حد فاصل فریدونکنار، بابلسر،ب هنمیر، کیاکلا تا روستاهای کوهپایه ای کهنه خط، گنج افروز و بابل کنار.  ۷- منطقه آمل:از کوهستان های بندپی تا چلاو، لاریجانات، نمارستاق و کلارستاق آمل تا حوالی امامزاده هاشم و جلگه های دو سمت هراز، دشت سر و محمودآباد و کوهپایه ها وجلگه های جاده چمستان، میان آمل و نور.  ۸- منطقه نور و نوشهر:شامل بخشی از روستاهای بیرون بشم، کجور، محال ثلاث و جلگه های حد فاصل سرخ رود تا رودخانه چالوس.  ۹- چالوس و عباس آباد:شامل مناطق کلار باستانی، برخی از روستاهای کوهپایه ای منطقه بیرون بشم و لنگا و نواحی جلگه ای از آب چالوس و عباس آباد و رودخانه نشتا به مرکزیت عباس آباد.  ۱۰- تنکابن مرکزی:شامل لهجه های دوهزار و سه هزاری و خرم آبادی و گلیجانی و چالکش یعنی جلگه های حد فاصل آب نشتا تا آب شیرود.  ۱۱- منطقه قصران باستانی:شامل مناطق لاوشان، فشم، شمشک، گاجره و روستاهای کوهپایه ای توچال تا مناطق غربی رودخانه جاجرود و مناطقی از طالقان.  ۱۲- منطقه دماوند:شامل نواحی کوهستانی شهرستان دماوند، رودهن، بومهن تا فیروزکوه.  ۱۳- مناطق شمالی سمنان:شامل نواحی مختلف شهرستان های شاهرود، دامغان، سمنان، شهمیرزاد و گرمسار. 

  • شایان در ۱۰:۵۶ , ۱۱ آذر ۱۳۹۴ نوشت:

    با سلام. مقاله آقای مقصودی رو خوندم. مقاله از اول تا آخر دچار ایراد و اشکال بود. از محتوای مقاله اینگونه بر می اومد که بسیار احساسی و شتاب زده با مسئله برخورد کرده. اگر مردم شرق مازندران، مردم غرب مازندران رو مازندرانی نمیدونن بدلیل افکار و نوع نگرش خودمون هست. غرب مازندران به نوعی دچار خودبیگانگی فرهنگی شده و اصالت خودش رو فراموش کرده…. ما مردم تنکابن و رامسر عباس آباد باید بر گردیم به اصل خودمون………… یعنی فرهنگ اصیل تبری که خواستگاه اصلیش منطقه نوشهر و نور هستش. اگه زمان صفویه، افشاریه و زندیه منطقه تنکابن جزء گیلان بود، دلیل محکمی نمیشود. چون در اون زمان این منطقه تحت سیطره آل کیا و خاندان فئودالی خلعتبری ها بودن که هیچ ریشه بومی نداشته اند. قبل از صفویه و از زمان سلسله های هخامنشی و اشکانیان و ساسانیان و دوران بعد از اسلام همیشه منطقه تنکابن و کجور با هم مشترک بودند و جزیی از تبرستان. خواهشن تاریخ رو تحریف نکنید. قوم دیلمی ها و گیلکان بعدا به این منطقه آمدند. پس اگر دقت کنید ریشه اصلی مردم منطقه، تبری می باشد. متاسفانه هجوم اقوام فارس و گیلک و کرد و ترک و تاز، باعث فراموشی فرهنگ اصیل این منطقه شده. خواستگاه اصلی مردم تنکابن و حومه، شهر کنونی و تاریخی خرم آیاد  می باشد. اگر بحث گویش محلی باشد گویش مردم تنکابن باید به سمت مردمان کوهستان و کوهپایه نیل پیدا کند تا به سمت دریا. به این دلیل که در گذشته تمدن اصیل در مناطق کوهپایه ای و کوهستانی (سه هزار و دوهزار) وجود داشت.
    به نظر بنده مردم منطقه باید یک نگرش کلی در مورد گویش زبانی و فرهنگی خود داشته باشند و به زبان اصیل تبری صحبت کنند. همانطور که ترکان به زبان ترکی و کردها به زبان کردی و فارس ها به زبان فارسی صحبت می کنند.
    در مورد استان شدن غرب مازندران، من با نظر جناب امیر کاملا موافقم و به نظر بنده تئوری مازندران غربی بسیار مناسب منطقه هستش. همراهی مردمان شرق گیلان نیز کاری بی فایده هستش. ایجاد زبان واحد تبری در غرب مازندران نیز تداعی کننده زنده نگه داشتن فرهنگ اصیل تبرستان هست.
    به امید روزی که مازندران غربی (تبرستان) ایجاد شود.
    والسلام.

  • امیر در ۱۲:۳۳ , ۲۲ آذر ۱۳۹۴ نوشت:

    سلام به تمامی هم شهری های عزیزم.
    در جواب آقای محمدی باید عرض کنم که اگر دقت نظر در کامنت من داشتید، عنوان نمودم گه گویش غرب مازندران (تنکابن). منظور بنده منطقه تنکابن بوده است نه شهرهای اطراف. در مورد چاکش و گلیجان عنوان نمودید که متاسفانه زبان آنها آمیخته ای از گیلکی و فارسی شده است و اصل گویش را از بین برده اند. میماند منطقه دماومند و شمشک و طالقان و ….. که هیچ کدام ربطه به غرب مازندران ندارد. در کل منظور بنده که مشابه نظر آقا شایان هست، باید همگان برگردیم به زبان اصیل تبری که دارای ریشه و قدمت تاریخی دارد و خاصه غرب مازندران می باشد.

  • شاهی در ۲۰:۰۸ , ۲۴ دی ۱۳۹۴ نوشت:

    با سلام خدمت مازندرانی های عزیز،ما قائمشهریا از مرکز استانمون چه خیری میبینیم که شما غرب استانی های عزیز ببینید؟ شهر ما تا ساری ۱۵ کیلومتر فاصله هست اما ب مراتب از شهرهای شما عقب تر محروم تر هستیم با اینکه جمعیت بسیار بالایی داریم،قائمشهر عزیز واقعا وضعیت داغونی داره  ولی با این حال ما عاشق مازندران هستیم و به مازندرانی بودنمون افتخار میکنیم شهسواری های عزیز هم درست نیست بخاطر مرکز استان خیالی شدنشون به مازندران بی احترامی کنن  

  • امیر در ۲۰:۴۳ , ۲۶ اسفند ۱۳۹۴ نوشت:

    با عرض سلام خدمت همه ی هموطنان عزیز بخصوص هم استانی های مازندرانی
    من  اصالتا شهسواری هستم،مقاله و همه ی نظرات دوستان رو مطالعه کردم.منطقه غرب مازندران زمانی از محمود آباد تا رودسر در گیلان یک نام واحد داشته به اسم تنکابن که با گذشت زمان و پیشرفت مناطق مذکور و رشد جمعیت در آنها منطقه تنکابن کوچک و کوچکتر شد.اما درون مایه و ریشه زبانی همه ی این مناطق یعنی از محمودآباد و نور تا نوشهر و چالوس و تنکابن و رامسر یکی بوده و وجود تفاوت لهجه ها بدلیل فاصله های جغرافیایی و وجود افراد مهاجر و غیربومی و تاثیری که آنها بر زبان مردم محلی داشتند میباشد . الحاق غرب مازندران به گیلان کاری کاملا غیر منطقی و غیر عقلانیه!
    شاید بعضی از اصطلاحات زبانی ما با شرق گیلانی ها سازگاری داشته باشه ولی اصل و ریشه زبان ما زبان گلکی یا مازندرانی است با گویش غرب مازندرانی.فقط از یک نظر به این مقاله حق میدهم و آن هم زیاد بودن مسافت از جایی مثل رامسر به ساری هست که چیزی نزدیک به ۴،۵ ساعت راهه و برای انجام یک کار اداری رفتن این همه مسافت کمی مشکله.از نظر محرومیت هم باید بگم که به نظر من شهرهای غرب استان بدلیل وجود موهبت های الهی و طبیعی و وجود گردشگران فصلی از خیلی از شهرهای دیگه ی مازندران آباد تر هستند کافیه به شهرهایی مثل پا سفید،زیرآب ،بهشهر،قائمشهر و … نگاهی بکنیم.به شخصه برای خود من ارتباط با مردم شرق مازندران خیلی راحتتر با مردم گیلان هست.در خصوص تشکیل استان جدید هم باید بگم که واقعا لزومی برای اینکار وجود نداره،من یک تنکابنیه مازندرانی ام و به فرهنگ، تبار ،زبون و استانم افتخار میکنم.مازندران پاینده باد

  • شهسواری قلابی پیدا کن در ۱۸:۱۱ , ۱۰ فروردین ۱۳۹۵ نوشت:

    این آقای امیر که مثلاً اهل شهسوار !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! است آن قدر تابلو صحبت کرده که دم خروسش زده بیرون
    آقای امیر خان آملی – بابلی
    خودتی داداش
    آخه آن قدر بدجور از شرق مازندران حمایت کردن و از گیلان بد گفتن و این که لهجه تنکابنی ها مازندرانی است !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! رو خودت هم انصافاً قبول داری ؟؟؟؟؟
    ۹۹ درصد مردم شهسوار و رامسر دنبال جدایی یا الحاق به گیلان هستند ٰ آن وقت شما تازه به دوران رسیده و قلابی داری برای ما درس زبان عربی پس میدی ؟؟؟
    بور ریکا ….. عجب سوِه خنده ای دادی به ما …

  • امیر در ۱۲:۲۶ , ۱۹ فروردین ۱۳۹۵ نوشت:

    دوست عزیز من نه تو آمل و بابل و ساری زندگی میکنم و نه اهل اونجا هستم،اصلا هم فرهنگ و رفتار مردم اون منطقه رو قبول ندارم.من شهسواری ام اما در حومه رامسر زندگی میکنم و مشکلات و نظرات مردم کاملا آشنا هستم.اگر از شرق مازندران و مشکلات اون منطقه هم صحبت کردم بخاطر رفت و آمد زیاد من به شرق استان هست و مشکلات اونها رو هم دیدم.حرف شما درسته .من هم قبول دارم که همه ی بودجه و درآمد استان صرف آمل و بابل و ساری میشه.اما پیوستن به گیلان رو فکر نمیکنم عاقلانه باشه.اگر ساری قبول کنه که ۶۰ درصد بودجه رو خرج غرب استان کنه همه مشکلات حل میشه اما اگر نکرد تاسیس استان جدید بهتر از پیوستن به گیلانه.باید صبر کرد تا دید در مجلس آینده نمایندگان محمودآباد،نور،نوشهر چالوس و تنکابن و رامسر چه کاری از دستشون بر میاد.(ضمنا هر وقت باهاتون با لحن بد و توهین آمیز صحبت کردن ،شما اینطوری صحبت کن)

  • کیکاووس در ۲:۰۳ , ۲۴ فروردین ۱۳۹۵ نوشت:

    با سلام عرض ادب و احترام خدمت کارکنان محترم سایت و کاربران محترم و بزرگوار،شهسوار و رامسر عزیز باید به سرزمین مادری خود (گیلان  )بپیوندند، زیرا که جزئی از خاک  لاینفک گیلان می باشند!!؟سر افراز و برقرار باشید

  • مصطفی در ۱۷:۴۱ , ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۵ نوشت:

    جالبه همه اینجا طرف دار تنکابن شدن 
    شمایی که غرب مازندران فقط تنکابن می ببینی
    من از نوشهر هستم و اصلا علاقه ای ندارم مرکز شهر من تنکابن بشه
    اگر شما احساس میکنی اصالت گیلانی داری و روش تعصب داری من هم اصالت مازنی دارم و بهش تعصب دارم
    هر چند گویش واسه استانی شدن دلیل نمیشه. تنکابن اصلا زیر ساخت مرکز استان نداره که بخواد مرکز بشه
    نه گمرک داره .نه فرودگاه داره .نه بندر داره.ترفیکم که چه عرض کنم.نوشهر فقط ۲۰ تا اداره کل داره

    یکم به اینا فکر کن.در ضمن اگه قرار باشه تنکابن مرکز استان جدید بشه همون بهتر برید سمت گیلان.فکر کردید گیلانم فاصلش و بودجش و با این همه شهرستان خرج شما میکنه موفق باشید
    در ضمن اقای ادمین و یا نویسنده لطف کنید نظر مخالفان هم تایید کنید قرار نیست از هرچی خوشتون بیاد تایید و تمجید کنید 

  • شهسواری قلابی پیدا کن ( 2) در ۶:۴۷ , ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۵ نوشت:

    جناب آقای امیر ( ۱۲:۲۶) با سلام
    قبول کن داری توجیه می کنی ریکا
    تابلوئه که شرق مازندرانی هستی
    بنده بعنوان یک شهسواری قبول دارم که استان جدید برای ما بهتر از ژیوستن به گیلانه
    ولی با توجه به این که استان جدید محال است ما همان پروژه الحاق به گیلان را صد برابر بهتر از مازندران فعلی بودن می دانیم
    شما چه جور شهسواری هستی که این قدر تابلو به نفع شرق مازندرانی ها صحبت می کنی ؟؟؟
    ضمناً اگر ساکن رامسر هستید !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! آیا می صرفه هر دفعه بری شرق مازندران ؟؟
    یه خونه کرایه کن توی همون شرق مازندران برو حالشو ببر
    بیر بور ریکا
    یک نفر در شهسوار و رامسر نیست که قبول داشته باشه وضع این شهرها از شرق مازندران بخاطر مواهب الهی !!!!!!!!!!!!!!! بهتر باشه
    خودتی ریکا
    راستی چه خبر آمل – بابل ؟؟!!!!!!!

  • امیر در ۱۴:۳۴ , ۷ خرداد ۱۳۹۵ نوشت:

    سلام دوباره
    دوست عزیز اینجا جای این بحث ها نیست
    این شماره منه،اگه مایل به بحث مودبانه و اساسی هستی بسم الله:
    ۰۹۱۱***۹۰۸۹
    تلگرام با همین شماره دارم

  • امیر در ۱:۳۶ , ۸ خرداد ۱۳۹۵ نوشت:

    ۹۱۱***۹۰۸۹

  • امیر در ۱۲:۰۴ , ۹ خرداد ۱۳۹۵ نوشت:

    متاسفانه شماره منو اینجا قرار نمیدن.من همین جا پاسختو میدم.
    آقای عزیز شما یه جور صحبت میکنی که انگار فقط شهسوار واسه خودته و ما برای رفتن پیش اقواممون در شرق هم باید از شما اجازه بگیریم یا باید از شما اجازه بگیریم که کجا زندگی کنیم.من هیچ جای دنیارو بیشتر از شهسوار و رامسر و کتالم که زندگی میکنم بیشتر دوست ندارم.همه شهر های استانم رو هم دوست دارم.دلیلی هم نیست که ساروی و آملی یا بابلی باشم و بیام خودم رو شهسواری جا بزنم این اشکال از طرز تفکرته که اینطور فکر میکنی.من ترجیح میدم آملی،بابلی یا هرچی باشم ولی رشتی صدام نزنن.من تعجب میکنم که بعضی از مردممون انقد دوست دارن بگن ما رشتی یا گیلانی هستیم…تاریخم که بخونی میبینی تا چابکسر و رودسر گیلان هم جزو تبرستان قدیم بوده.شما هر طور میخوای فکر کن ولی من تنکابنیه مازندرانیم.تبعاتشم میپذیرم.(نظر منم درج کنید اگه مقدوره…)

  • اسپهبد خورشید در ۱۱:۰۸ , ۱ تیر ۱۳۹۵ نوشت:

    با سلام خدمت دوستان
    من ال چمستان نورم ولی ساکن آملم بسیاری از مشکلات ما در نور با مشکلات شهسواری ها یکیه ولی الحق هیچ جا پیشرفت نمیکنه مگر به دست مردم و مسئولین متخصص و متعهد اونجا. الان تو آمل. آقای ناطق سی سال نماینده نور و محمودآباد بود ولی دریغ از یک بیمارستان برای این منطقه جاده آمل چمستانو اگه دیده باشین سالی چنده نفر بخاطر این جاده جانشونو از دست میدن هنوز درست نکردن. دوستان ناطق آدم پرنفوذی بود اما هیچ کار واسه اینجا نکرد. اکثر مسعولین اینجا همینجورن پیگیر نیستن اما مردم همچنان بهشون رای میدن و انتخابشون میکنن.
    دوستان دارم میبینم مردم آمل و بابل زحمت میکشن و کار میکنن فکر جدید و ایده جدید دارن اما هموطنای نوری من هنوز تو فکر صحرایی بازین هنوز دنبال اینن که ی ویلا بسازن و به تهرانیا بندازن. دوستان دوتا استان شدن دردیو دوا نمیکنه چرا که همین آقایانی که به فکر جدایی هستن دندون تیز کردن برای پست و مقام جدید.
    مگه گلستان جدا شد گلستان شد؟
    فکر میکنین خراسان شمالی و جنوبی بهتر شدن؟
    زبان و لهجه هم که همیشه مایه بحث بوده مقصرش خودمونیم مگه شهاب حسینی تنکابنی نیست؟مگه کامبیز دیرباز تنکابنی نیست؟ مگه مجید اخشابی تنکابنی نیست؟ مگه ما از به اصطلاح غرب استان کم هنرمند سطح بالا داریم تاحالا از کودومشون چارتا کلمه شمالی شنیدین؟ ما مازندرانی ها کلا آدمای محافظه کاری هستیم حفظ منافع شخصی رو همیشه به منافع استانی ترجیح میدیم.
    مقامات بلند پایه کشور از سران قوا تا وزرای مازندرانی کم نداریم اما کو وطن پرست دلسوز
    ان زمان که فیروزکوه و گدوک و امثالهم راحت از مازندران جدا شد هیشکی حرف نزد حتی مردمی که حرف از شرقی د غربی میزنن .
    بهتون بر نخوره ولی ما مردم مازندران مشکل فرهنگی داریم زبانمون رو که داریم از دست میدیم سرزمینمونم که یا تکه پاره شد یا تبدیلش کردیم به ویلا و فروختیم به تهرانی.
    بریم خودمونو اصلاح کنیم.

  • شایان در ۱۷:۴۷ , ۲۰ تیر ۱۳۹۵ نوشت:

    با سلام خدمت همشهری های عزیز… 
    این نفری که تحت عنوان کیکاووس و شهسواری قلابی پیدا بکن….  نمیدونم کی هستند و چه پیشینه ای دارن.
    حداقل مردمی که در کنار من هستند از دهستان های سه هزار و دوهزار و بلده همگی خودشون رو شهسواری و مازندرانی میدونن نه گیلک…  
    نمیدونم چرا بعضی ها اصرار دارند خودشونو به گیلک ها بچسبونن…  
    به خدا وجه اشتراک های ما با مردم شرق مازندران خیلی بیشتر هستش تا مردم گیلان… فقط باید واقع بین باشیم.
    شرق مازندران هم زیاد حلوا خیر نمیکند… که همش بگیم بودجه کشوری رو میبرن اونجا….  اصلاً اینطور نیست… مردم آمل بابل و ساری اینقدر سرمایه دار و افراد متخصص دارند که نیازی به بودجه کم دولتی داشته باشند… 
    خواهشن تفکرات جدایی طلبی نداشته باشید که هیچ سودی ندارد برای ما….
    اگر کلمات و لهجه های بخش خرم آباد و نشتا رپ خوب بررسی کنیم میبینیم که همگی ریشه مازندرانی دارند…. این دو بخش در شهرستان تنکابن بیشترین جمعیت را دارند و با توجه به پیشینه طبری خودشون اصلا راضی به جدایی نیستند…. 
    از شما اقلیت فارس زبان و تازیان که در تنکابن سکنا دارید تقاضا دارم کمتر سودای جدایی را در گوش مردم بنوازید….  وگرنه در آینده شاهد جدایی شهرهای خرم آباد و نشتارود در قالب یک شهرستان مجزا از شهرستان تنکابن خواهیم بود همچون شهرستان عباس آباد، چالوس و نوشهر که جداشدند…  این جدایی تبعات سنگینی بر بومیان شهر نشین و روستا نشین شهر تنکابن دارد…. 
    والسلام…. 

  • بخش نشتای شهرستان عباس آباد در ۲۲:۴۳ , ۳ مرداد ۱۳۹۵ نوشت:

    ما مردم نشتارود خواهان ایجاد شهرستانی جدید و الحاق به شهرستان عباس آباد هستیم.چرا که لهجه و فرهنگ ما بیشتر به عباس آباد و سلمانشهر نزدیکه تا به تنکابن.
    اگر قرار باشد تنکابن و رامسر به استان گیلان ملحق شود که امری کاملا بعید بنظر میرسد مردم بخش نشتا خواهان الحاق به شهرستان عباس آباد به عنوان آخرین شهرستان غربی مازندران از لحاظ گویش و فرهنگ مازندرانی هستند.

  • تنکایی در ۱۵:۰۷ , ۲۱ مرداد ۱۳۹۵ نوشت:

    به نظر من هم نشتارود جدا شود و به عباس آباد الحاق شود و شهرستان های تنکابن و رامسر(شامل شهرهای تنکابن، خرم آباد ، شیرود، رامسر ، کتالم و سادات شهر به استان گیلان ملحق شود.

  • گلیج از لیره سر ( پاسخ به امیر و شایان ) در ۱۲:۴۶ , ۲۴ مرداد ۱۳۹۵ نوشت:

    گلیج هستم ساکن روستای لیره سر در اطراف سه هزار
    …آقایان امیر ( به ظاهر شهسواری و در اصل آملی – بابلی ) و شایان ( اصل در اصل آملی – بابلی )

    علیک سلام دوستان..
    اون آقایی که اسمش شهسواری قلابی پیدا کن هست رو اصلاً کاری باهاش ندارم
    به فرض درست نگفته و حتی چرت و پرت گفته … حرف اینه که شما اگر در شهرهای تنکابن و رامسر خوب بچرخید و با مردمانش صحبت کنید خوب متوجه می شوید که بالای ۹۰ درصد مردمان این دو شهر خود را گیلک می دانند و می گویند زبانمان گیلکی است ( خدایی هم لهجه تنکابنی ها و رامسری ها هزار برابر به گیلک ها شبیه تر است تا ساروی ها و … ) …
    بحث این است که به فرض این آقای امیر آملی – بابلی و در ظاهر شهسواری دوست دارند تابع همان مازندران و دوستدار شرق مازندران !!! باقی بمانند ..
    آیا دلیل می شود ۹۰ درصد مردم تنکابن و رامسر تابع حرف شما باشند ؟؟!!!!!
    همه می دانند فاصله تنکابن و رامسر تا رشت خیلی کم است و فرهنگشان هم شبیه تر است تا ساری …
    پس چرا باید تنکابن و رامسر تابه ساری باقی بمانند ؟؟!!!!!
    آقایان قلابی شهسواری .. به شما توصیه میکنیم از دودوزه بازی دست برداشته و به آراء مردم احترام گذارید …
    آیا زمانی که احمدی نژاد به تنکابن آمده بود یکی از خواسته های مهم مردم این شهر جدایی از مازندران نبود ؟؟؟؟؟
    آیا نماینده قبلی و فعلی چالوس و نوشهر به شدت دنبال جدایی از مازندران نیستند ؟؟؟
    داداش های محترم … ریکاهای اصل ساروی
    دست از سر مردم شهسوار و رامسر بردارید و بروید به فکر بدبختی های همان شرق مازندران خودتان
    ما در غرب مازندران وکیل و وصی شرقی نمی خواهیم
    تهرانی ها هم بیشتر سمت ما می آیند نه شما ..
    چون نه امکانات رفاهی دارید نه فرهنگ پذیرایی از مهمان ..
    ضمناً به خواست خدا استان جدید هم تشکیل خواهد شد …

  • گلیج از لیره سر ( پاسخ به امیر و شایان ) در ۱۲:۵۲ , ۲۴ مرداد ۱۳۹۵ نوشت:

    امیر جان راستی یک پیگیری کن ببین میتونی یک نظرسنجی در تنکابن و رامسر راه بندازی
    اون وقت معلوم میشه که ۱۵۰۰۰۰۰۰ درصد مردم این شهر در همان ساعت اول نظرسنجی انزجار شدید خود را از مازندرانی خطاب شدن اعلام کرده و به فکر تاسیس استان جدید خواهند بود
    شما راستی هفته ای چند بار از رامسر تشریف می بری شرق مازندران ؟؟؟ سخت نباشه خدای نکرده

  • امیر منتظری در ۱۷:۵۹ , ۲۴ مرداد ۱۳۹۵ نوشت:

    سلام به همه دوستان هم استانی
    تحلیل و مقاله شما دوست گرامی را با دقت مطالعه کردم 
    نظر بنده به  این بحث بدون حب و بغض نسبت به شرق و غرب استان بوده و لازمه عرض کنم بومی و ساکن تنکابن هستم.
    با توجه به اشراف نسبتا بالایی که در کل استان دارم خدا را شاکرم که هنوز تصمیمات اساسی و احقاق حقوق استان در ساری انجام میشه و با تفویض اختیارات یا استان شدن غرب با در نظر گرفتن عدم کفایت برخی مدیران فعلی و پایبند نبودنشان به حکومت علوی معلوم نیست چه ویرانه ای از این خطه خواهند ساخت. لازم میدونم ذکر کنم تعدادی مدیر دلسوز و با دیدگاه اسلام ناب نیز داریم که متاسفانه بدلیل نداشتن همراه مناسب قادر به عرضه خروجی مناسب نیستند و خواهشمندم در کنار بقیه مولفه‌های تحلیل بحث اخلاق رو هم بسنجید و با مطالبه آن از مدیران کمی در ساماندهی اوضاع فعلی ایفای نقش نمایید. در پایان یاد فرمایش رهبر کبیر انقلاب در جلد ۲۱ صحیفه چراغ راهی است که در اختیار ماست.
    مسئولی که در حوزه مدیریتی خویش نگاه آخر زمانی ندارد و خود را در حدی که بتواند در زمینه سازی ظهور امام زمان نقش آفرینی کند نمی بیند, خائن است. یا علی

  • کرجیبانی از تنکابن در ۷:۴۲ , ۲۵ مرداد ۱۳۹۵ نوشت:

    آقای امیر منتظری گرامی سلام عزیزم
    من بی سواد که نفهمیدم شما بالاخره در حرفهایتان به دنبال چه هستید و طرفدار کجا هستید !!
    ولی حرف آخر این است که خود غرب مازندرانی ها باید دست هم را بگیرند
    از آملی و بابلی و ساروی برای ما آبی گرم نمی شود همچنین استان جدید را باید پیگیری کنیم و از مازندران جدا شویم
    موفق باشی انشالله
    زیاد هم سعی نکن که با وجود تنکابنی بودن !!!! سنگ اون ها رو به سینه بزنی چون ممکن است افکار عمومی تنکابن و رامسر شمارو نفوذی ساروی ها خطاب کرده و بد ببینی خدای نکرده
    .. تنکابنی بودن و این همه از مرکز استان حمایت کردن هیچ سنخیتی با هم نداره ارباب

  • لزوم شناساندن بیشتر آقای "امیر" به افکار عمومی جامعه در ۶:۴۹ , ۲۶ مرداد ۱۳۹۵ نوشت:

    غلط نکنم این آقای امیر خان ما یا زنش سارویه یا یک جوری دین بزرگی به اون وری ها داره
    جالبه میگه حاضرم من رو آملی – بابلی صدا بزنند ولی رشتی نگویند !!!
    به فرض رشتی ها بد / اصلاً اونها که یک استان دیگه هستند و فرض بر این که اصلاً بدترین قوم جهان
    آممممممما کدام تنکابنی و رامسری را شما می شناسید که بگوید حاضرم من را آملی – بابلی صدا بزنند ؟؟!!!
    امیر جون
    خودتی ریکا – ای آدم زرنگ
    بور سره
    با تشکر – شورمیج

  • حسین شورمیج در ۶:۵۱ , ۲۶ مرداد ۱۳۹۵ نوشت:

    آقای سجاد مقصودی دوست عزیز از پیگیری های شما هم به شدت حمایت می کنیم عالیه کارت

  • حسین قنبر هراتی در ۹:۴۲ , ۲۹ مرداد ۱۳۹۵ نوشت:

    اون آقای “شایان” در بالا در نظری که داده اند به قدری تابلو صحبت کرده که بچه کلاس اول هم خبردار میشه
    بخدا تا مدتها سوژه خنده داده دست ما
    شایان جان ساروی یا بابلی
    دست بردار از این کلک های قدیمی و نخ نما شده
    در همایش ضرورت استان شدن غرب مازندران خوب یادمه که حتی از محمود آباد هم در آن شرکت داشتند (بدلیل رهایی از ظلم و ستم ساروی ها )
    آن وقت شمای مازندرانی داری برای ما درس فرهنگ مشترک تنکابن و خرم آباد با شرق مازندران می دهی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    مرد حسابی نماینده چالوس و نوشهر بیشتر از تنکابنی ها و رامسری ها پیگیر جدایی از مازندران است
    خدایی خودت بگو فرهنگ رامسر به ساری شبیه تر است یا رشت ؟؟!!!
    حالا بماند که دو ساعته از تنکابن میریم رشت ولی ۴ ساعته تا ساری
    برو داداش این قصه هات توی همون آمل و بابل خریدار داره نه این طرفا
    دیگه الان بچه نیم وجبی هم می تونه از این ترفندهای شما سر در بیاره

  • محقق تنکابنی در ۰:۱۶ , ۵ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    با سلام خدمت مردم شهرستان تنکابن. بنده متولد بخش خرم آباد هستم و تا سن ۲۶ سالگی در این شهر زندگی می نمودم و بعد ۳۰ سال از عمرم، هم اکنون ساکن تهران و هر چند وقت یکبار به خانواده خودم سر می زنم. در ابتدای امر، مقاله این دوست عزیز را خوانده ام که سالیانی از آن می گذرد… در این نوشتار اولم کمی به اشتراکات بومی تنکابن که در اصل به صورت Tonekaben تلفظ می شود با گویش اصیل مازندرانی، می پردازم.

    وجه تسمیه تنکابن:
    در زبان مازندرانی بن Ben یعنی پایین و تنکا Toneka هم نام قلعه ای واقع در قلعه گردن می باشد که خود این واژه برگرفته از کلمه تنک Tonek در مازندرانی به یعنی تنگ و باریک می باشد. در مجموع کلمه تنکابن نام منطقه ای می شود که در پایین قلعه تنکا وجود دارد و خود قلعه در یک منطقه باریک مستقر است.

    وجه تسمیه دوهزار و سه هزار:
    در زبان مازندرانی رودخانه را هراز می گویند چون منطقه دوهزار دارای دو رودخانه است یکی از سمت نوشا سرازیر می شود و دیگری از سمت قله سیالان و عسل(اسل) محله، که در قریه کلیشم به همدیگر می پیوندند. همینطور منطقه سه هزار دارای سه رود اصلی شلف رود، گرما رود و مران​رود است که به آن سه هراز می گفتند. با گذشت زمان با جابه جا شدن نقطه، هراز به هزار تبدیل شده است. رودخانه پرآب «سه هزار» تنکابن مجموعه زیستی، طبیعی و کم نظیر در ایران است. رودخانه سه هزار یکی از شاخه های اصلی رودخانه چشمه کیله است. حتی در اکثر نوشته ها و کتاب ها این رود را به اسم بزرگ ترین شاخه اش یعنی سه هزار می شناسند. طول رودخانه سه هزار بالغ بر ۵۷ کیلومتر است که دورترین سرچشمه اش مربوط به منطقه سه هزار و از کوه های تخت سلیمان با ارتفاع بیش از ۴۶۰۰ متر از سطح دریا است. این رود پس از عبور از مسیر کوهستان به سوی دریای خزر جریان داشته ضمن شُرب ساختن جلگه های حاصلخیز تنکابن در شمال شهر ساحلی شهسوار، وارد دریای خزر می شود.

    وجه تسمیه چشمه کلیه
    در زبان مازندرانی، کیله به معنای نهر و جوی آب می باشد و به دلیل پر آبی و سرازیر شدن چندین رودخانه به آن، نام چشمه کیله نهادند.

    جواب آقای حسین قنبر قراتی:
    آقای قنبر هرانی عزیز که فکر کنم اصالتاً برای مزردشت Mazerdasht و مزرک Mazerek خرم آباد هستید که تنها یک نگاهی می اندازیم به وجه تسمیه اسم محله نیاکان شما … مزر Mazer در زبان مازندرانی یعنی مزرعه، و مزردشت بر آن نهادند به دلیل بزرگی و وسعت زیاد زمین های کشاورزی، و مزرک یعنی مزرعه کوچک.

    جواب آقای شورمیج:
    آقای شورمیج عزیز یک نگاهی می اندازیم به نام خانوادگی شما. در زبان مازندرانی شورم Shoorem یعنی مه رقیق و یج پسوند نسبت به مکان هستش. پس شورمیج یعنی جایی که مه رقیق وجود داره که این برمی گردد به مکانی که نیاکان شما در آن می زیسته اند.
    در مورد واِژگانی که با تمسخر به زبان میاوری باید عرض کنم:
    ریکا و کیجا در زبان مازندرانی یعنی پسر و دختر که پدریزرگ ها و مادر بزرگ های ما خیلی فراوان این کلمات رو بر زبان می آوردند.
    کلمه بور یعنی برو و کلمه سره یا سرا یعنی محل جلو خونه یا مجموعه خونه و اطراف آن که الآن کمتر استفاده می شود و بیشتر در مناطق کوهستانی تنکابن و چوپانان و گالش های عزیز استفاده می کنند.

    جواب آقای کرجیبانی از تنکابن:
    جناب آقای کرجیبانی عزیز… دوستان من در این سایت نظر خودشان را منطقی عنوان می نمایند و این لحن صحبت کردن که از طرف مردم تنکابن و رامسر بدمیبینن واژه مناسب و در خور شخصیت شما نیست . دوستان من مازندرانی هستند و افتخار می کنند که اصالتا‍ً تنکابنی و ریشه طبری دارند و شما هم افتخار کنید که گیلک هستید و این دو مورد هیچ منافاتی با هم ندارد و دلیلی ندارد که با واژگان نامناسب همدیگر را تهدید نماییم. اگر منطق ما حقیقی و واقعی باشد و برای عامه مردم بازگو کنیم مطمئن باشید مردم غرب مازندران با درستی به سمت گفتمان حقیقی دست دراز می نمایند.

    جواب آقای گلیج از لیره سر:
    جناب آقای گلیج عزیز شما چرا سنگ گیلک ها و فارس زبان های مهاجر در تنکابن و رامسر را به سینه میزنید. برادر عزیز من نگاه شما را معطوف میکنم به گویش محلی همون منطقه سه هزار و اطراف آن که بسیار شبیه گویش مازندرانی می باشد. همچنین به نام خانوادگی شما که کلمه ای کاملاً مازندرانی می باشد. آیا تا به حال از خودتان پرسیده اید که نام خانوادگی شما به چه معناست؟؟؟؟؟!!!! از شما خواهشمندم که کمی واقع بین باشید و حقیقت را ببینید. آقای گلیج عزیز اجداد و نیاکان ما سالیان سال در منطقه دوهزار و سه هزار و بلده می زیسته اند و این اقوام گیلک و فارس بوده اند که به تنکابن مهاجرت نمودند و گویش و لهجه ما متاسفانه در طی سه تا چهار نسل ماقبل، تحت استحاله این اقوام قرار گرفته است.
    در مسئله شکوفایی و دوری مسیر تا ساری هم عرض نمایم که باید فکری اندیشیده شود همچون خوداشتغالی و آوردن سرمایه بومی به بازار و اقتصاد درون زا…. که راهی دشوار است.
    .
    .
    .
    از تمامی همشهری های عزیز می خواهم کمی مطالعه و پژوهش در زمینه اجداد و نیاکان و آداب و رسوم بومی تنکابن داشته باشند. من هم تا سن نوجوانی فکر می کردم که فرهنگ ما متاثر از فرهنگ فارسی و گیلکی است ولی بعد از چهار سال مطالعه و پرس و جو در سن جوانی به این نتیجه رسیدم که اشتراکات فرهنگی و بومی ما با مردم شرق مازندران بسیار زیاد است ولی به دلیل استحاله اقوام فارس و گیلک در مناطق جلگه ای و دریانشینی، متاسفانه ارتباط ما با مردم خوب شرق مازندران قطع شده است. ما باید خودمان این ارتباط را ایجاد نماییم و مطمئن باشید با استقبال خوب مردم شرق مازندران از جمله آمل و بابل و ساری و بهشهر و قائمشهر همراه خواهد بود.
    به امید روزی که این نوع نگرش و تفکر در تک تک مردم عزیزم چه در شهر و چه در مناطق کوهپایه ای و کوهستانی و جنگلی… شروع شود که خدا رو شکر زمینه ها و نمود آن، همچون تلالو نور در پشت ابر نمایان است.
    موفق و موید باشید.

  • محقق تنکابنی در ۰:۳۹ , ۵ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    با سلام خدمت ادمین عزیز
    اگر موافقت نمایید که مقاله ای مروری در زمینه اشتراکات مردم غرب و شرق مازندران در یک Page جداگانه به نمایش بگذارید خوشحالم میشم که پژوهش های خودم را در این زمینه در اختیار شما قرار دهم.
    ممنون میشم به ایمیل بنده جوابیه خودتان را منتقل نمایید.
    با تشکر
    محقق تنکابنی

  • محقق تنکابنی در ۰:۵۰ , ۵ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    amir.mohaghegh1986@gmail.com

  • امیر در ۱۰:۴۴ , ۵ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    دوستان عزیز اول سلام و دوم ممنونم که همانند اون آقای (شهسواری قلابی پیدا کن) با توهین نظر ندادید و محترمانه بحث رو شروع کردید.باور هم کنید من،تابع نظر اکثریت مردمم هستم.در این صفحه هم قرار نیست با نظر من و شما تصمیم نهایی رو بگیرند،من هم فقط نظرم رو گفتم ولی اینکه چون نظرم با بعضی از شما ناسازگاره دلیل نمیشه که من رو بکشید که…من از طرف پدر بزرگم شهسواری هستم و مادر بزرگم آملی که هر دو به رحمت خدا رفتن.پدر بزرگ و مادر بزرگ مادریم هم در کتالم ساکن هستن.اگر از رفت و آمد زیاد به آمل گفتم دلیلش همون اقوام من هستن،البته دانشجوی بابل هم هستم ولی باور کنید نه خودم بچه ی اونجام و نه زن دارم که بخوام از اونها طرفداری کنم.از خدا هم میخوام که هرچی به صلاح مردم غرب مازندران هست ، صورت بگیره.من تابع اکثریت مردم هستم ولی شاید نظر من با شما متفاوت باشه یا به قول شما که کاملا با کینه نسبت به مردم آمل(فقط آمل رو میگم چون مادربزرگم مال اونجا بوده)صحبت می کنید ،خائن هستم!!! ولی چقدر خوبه که کلا در زندگیمون به نظرات همدیگه احترام بذاریم.سالم و موفق باشید.

  • امیر در ۱۴:۴۲ , ۵ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    ضمنا خدمت آقای شورمیج هم سلام عرض میکنم،شخصیت هرکس از طرز بیان قلم اون فرد مشخص میشه.تو رو خدا مردم رو الکی و نا شناخته قضاوت نکنید.خدمت آقای گلیج از لیره سر هم سلام عرض میکنم،از این دو عزیز هم خواهشمندم نوشته ی بالایی من رو بخونند و من رو مورد سرزنش شتابزده ی خودشون قرار ندن.باز هم آرزوی توفیق همه ی مردم منطقه ی اجدادیم رو دارم و برای این عزیزان هم توفیق روز افزون آرزومندم.سپاس

  • شهسواری قلابی پیدا کن (3) .. این دفعه واقعاً در شوک شدید در ۱۸:۳۳ , ۸ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    آقای امیر نسل اندر نسل آملی – بابلی یا ساروی خودمان
    علیک سلام
    عزیزم یک دفعه خدای نکرده همزمان با ۵۰ نفر مذاکره می کنید خسته نشوید !!!
    ما خدایی راضی به خستگی و اذیت شما نیستیم جان ریکا …
    .
    آخه آدم خوب و زرنگ ساروی
    ریکای اصل شرق مازندرانی
    آخه خودت بگو ریکا ..
    همزمان ۶-۵ نفر آن هم به گفته خودت با اسامی مناطق تنکابن و حومه دارند به زبان شیرین فارسی به شما می گویند که نره … شما میگی بدوش ؟؟!!!!!!!!!!!!
    آخه ریکا جان خودت بگو
    وقتی این همه آدم ( آن هم از مناطق تنکابن ) می گویند که ما حالمان از آمل و بابل و ساری بهم می خورد ، ان وقت شما داری برای ما از مزایا و برکات !!!!!!!!!!!!!!! شرق مازندران سخن می گویی ؟؟؟؟
    .
    آخه دهها سایت و درگاه اینترنتی را خود تنکابنی ها و رامسری ها و حتی چالوسی ها و نوشهری ها درست کرده اند که ایهالناس …… ما می خواهیم از این مازندران جدا شویم …
    دهها همایش و فراخوان برای جدایی از مازندران برگزار شده است
    به گفته دوستان حتی از محمود آباد هم در این همایش ها شرکت کرده بودند !!!!
    آن وقت شما داری قصه حسین کرد شبستری را برای ما تعریف می کنی ؟؟!!!!!
    .
    عزیز من به فرض مازندران و آن شرق مازندران جان شما خوب …..
    مگر امام راحل (ره) نفرمودند که میزان رای ملت است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    خب خدایی شما یک سری به افکار عمومی تنکابن و رامسر بزن
    از هر بچه ای بپرسی دوست داری که از مازندران جدا شوید و استان مستقل داشته باشید از هر ۱۰۰ نفر ، ۱۰۱ نفرشان می گویند بله …
    .
    آخه چرا نمی خواهی به رای مردم احترام بگذاری ؟؟؟؟ چرا این همه لجاجت می کنی ؟؟؟؟
    .
    بخدا خیلی تابلو کردی این آخر کاری ریکا جان
    به فرض شما دوست داری همان مازندرانی باشی … گناه بقیه مردم چیه که باید به آتش شما بسوزند ؟؟
    آقا مردم تنکابن و رامسر و حتی تا خود نور می گویند باید استان جداگانه داشته باشیم
    آخه شما مفتشی ؟؟؟ وکیلی ؟؟ وصی ای ؟؟؟ چه کاره بقیه مردم هستی ؟؟
    همین الان می خواهی ۶-۵ تا سایت پرطرفدار برای شما معرفی کنم ( سایتهای همین مردم تنکابن ) که به شدت دنیال جدایی از مازندران هستند ؟؟؟؟
    آن دلایل زیابی خودتان را هم ببرید استانداری مازندران و از دوستان و ریکاهای مازندرانی نشان افتخار و وفاداری از نوع درجه ۱ دریافت کنید .
    .
    آخه هر چی گفتی یک طرف
    اون که گفتی فرهنگ مثلاً رامسری ها با شرق مازندران ( با ۵-۴ ساعت فاصله ) بهم شبیهه را حتماً یادم باشه در کتاب رکوردهای گینس ثبت کنیم …
    .
    شما به رای اکثریت مردم تنکابن و رامسر و … احترام بگذار اینجوری برای شما بهتره
    .
    در آخر هم عرض کنم خدمت شما که جزء گیلان شدن هزار برابر بهتر از مازندرانی بودن است
    شما فرمودی زن نداری ؟؟ خب تشریف ببر همان آمل – بابل یا ساری و یک کیجای خوب خدا بخواهد نصیب شما خواهد شد
    ما مخلص شما هستیم
    فقط چوب لای چرخ استان شدن منطقه غرب نگذار یک عمری دعاگوی شما هستیم
    توصیه هم میکنیم این افکار ( بخصوص تشابه فرهنگ رامسر و شرق مازندران !!!!! ) را دوباره جایی نگو خدای نکرده موجبات مسرت و شادی دوستان را فراهم نکنی
    .
    امیدوارم همه بصیرت داشته باشیم
    البته یک نکته یادم رفت و اون این بود که فرمودید مادربزرگ گرامی شما اهل آمل هستند و لذا می توان علت این همه ارادت و البته شتابزدگی و بی تجربگی را در نوشتار و قلم فرسایی شما به وضوح تشخیص داد
    موفق باشی ریکا

  • شهسواری قلابی پیدا کن (3) .. این دفعه واقعاً در شوک شدید در ۱۸:۳۹ , ۸ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    راستی امیر جان
    این که گفتی یکی از راه حلهای دوری تا مرکز استان را با خوداشتغالی !!!!!! و از این داستانها میشه جبران کرد هم بدجوری من رو تحت تاثیر ( تت تثیر به قول ارسطو ) قرار داد
    عجب پیشنهادی خدایی !!!!
    با این پیشنهاد دست مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام را از پشت بستی خدایی
    یعنی مرکز استان ما قرار ه بشه نور یا محمود آباد ؟؟!!!
    دمت گرم ریکا …

  • نصیری تنکابنی در ۶:۴۸ , ۱۰ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    سلام به همه / عرض کنم که دعوا و مرافعه و از اینجور حرفها راه بجایی نخواهد برد . از همه دوستان خواهش می کنم در فضای دوستی با هم صحبت کنند و از حرفهای نامربوط بپرهیزند
    ولی چند نکته را لازم و واجب است خدمت دوست عزیز خودمان آقای «امیر» و یا هر دوست دیگری عرض نمایم :
    ببین دوست عزیز . اصلاً مشکل اصلی مردم تنکابن تشابه زبانی و فرهنگی و لهجه و از این داستانها با رشت یا ساری نیست که شما داری مرتب روی اشتراک !! فرهنگی تنکابن و رامسر با شرق مازندران صحبت می کنید
    صحبت این است که ۹۹ درصد مردم تنکابن و رامسر دو دلیل اصلی را برای جدایی از استان مازندران مطرح می کنند : ۱) تبعیض قائل شدن برای غرب استان ، کمبود بودجه و امکانات و سرمایه گذاری و …
    ۲) دوری راه بسیار زیاد بخصوص برای رامسری ها تا ساری ( بطوری که کسی که از تنکابن و رامسر برود ساری و برگردد از زندگی خودش سیر شده و آرزوی مرگ با عزت خواهد کرد . کلی مصرف بنزین و هزینه و کرایه ماشین و بدتر خطر تصادفات و …
    یک چیزی که برای بنده جالب است اینه که آقای امیر مرتب بر اشتراک فرهنگ تنکابن و شرق مازندران تاکید دارند !!! در صورتی که بنده بدلیل تحصیل در شهرهای ساری و آمل به مراتب شاهد بوده ام که خود مردمان آن شهرها می گویند شما با گیلانی ها بیشتر شباهت فرهنگی دارید تا مازندرانی ها
    حالا امیر جان این وسط چه تفاسیری از دین اسلام دارند و برای خود فتوا صادر می کنند خیلی جای تامل و تفکر دارد !!
    نکته بعد این است که شباهت فرهنگی و حتی زبانی ( تازه اگر همچین شباهتی بین تنکابن و رامسر با ساری باشد !! ) آیا این موارد برای ما نان و آب می شود ؟؟؟
    مگر بابلی ها و ساریوی ها با فاصله ۳۰ کیلومتر با همدیگر نیستند ؟؟ مگر همزبان و هم فرهنگ نیستند ؟؟ مگر هر دو تا مازندرانی اصیل نیستند ؟؟ پس چرا با هم کارد و پنیر هستند و سایه هر را با تیر می زنند ؟؟!!!
    امیر جان مشکل فرهنگی تازه یکی از مشکلات مردم تنکابن و بخصوص رامسر با مرکز استان است
    هزینه های زیاد ، بی توجهی و دوری راه طاقت فرسا ( ۲۶۰ کیلومتر تا رامسر ) همه مواردی هستند که پدر مردم منطقه غرب را در آورده است
    در آخر هم عرض کنم که با توجه به فارسی صحبت کردن نسل جوان ، دیگر بحث زبان و گویش و آن تفاسیر زیبای شما خیلی کاربردی ندارد و الان بحث فاصله تا مرکز استان و بی توجهی هاست که مردم را آزار می دهد
    در آخر هم به شما توصیه برادرانه دارم که پاپیچ مردم منطقه غرب در استان شدن نشوید و حتی اگر تنکابن و رامسر به گیلان هم ملحق شوند در نهایت ۹/۹۹ درصد مردم تنکابن و رامسر راضی تر از این وضع فعلی هستند چون بارها و هزاران بار از بان تک تک مردم تنکابن و بخصوص رامسر شنیده ام که مایل به الحاق به گیلان هستند .
    از شما هم انتظار می رود اگر واقعاً تنکابنی هستید این افکار را کنار گذاشته و به فکر بدبختی مردم باشید
    به قول اون آقای بالایی : میزان رای و خواسته مردم هر منطقه است
    به امید تاسیس استان جدید و رهایی مردم منطقه

  • هادی در ۱۰:۲۶ , ۱۰ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    مازندران که دیگه شده تهران همه رو فروختین به تهرانیا

  • میلاد در ۱۰:۳۰ , ۱۰ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    خواهشن به گیلان توهین نکنید،اون اقایی که میگه دوس ندارم بهم بگن رشتی تو چه بخوای چه نخوای کل شمالیارو میگن رشتی ، شما هر کاری بکنید به اسم رشتیها تموم میشه.

  • گیلان در ۱۰:۳۲ , ۱۰ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    اصلا ما شمالیا عادت داریم با هم درگیر باشیم من فک میکردم فقط گیلان اینجوریه الان فهمیدم مازندران بدتره

  • حسین قنبر هراتی در ۲۱:۰۲ , ۱۰ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    آقای امیر خان عزیز از آمل
    علیک سلام برادر
    آنچه شرط بلاغت بود را به شماگفتم گویا شما نمی خواهی واقعیتهای منطقه تنکابن را بپذیری
    اشکال نداره ولی مردم تنکابن و رامسر راه خود را برای استان شدن ادامه خواهند داد

  • امیر در ۱۰:۴۵ , ۱۱ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    دوست من،اگر دلم برای زادگاهم نمی سوخت انقدر نظراتم رو جلوی این همه نظر مخالف و موافق صریح عرض نمیکردم،بخدا اگر استان جدید تاسیس بشه منطقه به دست از شرق مازندرانی بدتر(بقول شما که کلا کینه دارید نسبت به اونا)میفته.اگر درست هم نظرم رو بخونید گفتم که من تابع اکثریت اما نظرم رو میگم چون اینجا راجع به زادگاه من صحبت میشه.خواهشا انقدر هم با کلمات بازی نکن دوست عزیزم.بور ریکا و از این قبیل اصطلاحات که بکار میبرید فقط جنبه توهین و تمسخر داره. در آخر هم دیگه صحبتی ندارم چون فایده ای هم نداره.من آنچه شرط بلاغ است با تو( گفتم)/تو خواه از سخنم پند گیر،خواه ملال

  • نصیری تنکابنی در ۱۱:۲۸ , ۱۱ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    در شرایطی که دکتر شریعت نژاد نماینده تنکابن و رامسر و عباس آباد چند وقت پیش در یک سخنرانی گفتند که « استان شدن غرب مازندران آرزوی دیرینه مردم منطقه است » و دلیل آن را هم تبعیض به مردم این منطقه عنوان کردند ، آن وقت افرادی مثل آقای “امیر” که خود را دلسوخته مردم زادگاهش !! و البته محقق !! معرفی می نماید دارد برای ما از اشتراکات فرهنگی تنکابن و رامسر با شرق مازندران سخن می گویند و برای ما کلاس آموزش لغات و واژگان محلی و تطابق آنها با کلمات شرق مازندرانی ها برگزار می کند .
    مشابه همین حرفها را نماینده قبلی و فعلی چالوس و نوشهر هم گفته که باید استان جدید تشکیل شود و آنها هم دلایلی مثل دوری زیاد راه تا ساری و ستم و تبعیض را مطرح می کنند
    تمام این افراد و کل مردم منطقه دروغگو هستند و نادرست می گویند فقط آقای امیرخان ما راست می گوید !!
    تشابه زبانی کیلویی چنده ریکا ؟؟؟
    http://goo.gl/ho1Ene

  • محقق تنکابنی در ۲۱:۵۵ , ۱۳ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    سلام علیکم خدمت شما محقق تنکابنی، وحیدم از رامسر، خواستم عرض کنم خدمت داداش خوبم که با نهایت احترام مطالعات و تحقیقات شما درمورد فرهنگ و جغرافیای تاریخی مناطق شرق گیلان و غرب مازندران نادرست است؛ مردم این مناطق همان قوم دیلم یا آمرد بوده که به تنکابن دیلم خاصه اطلاق میگردیده و سپاه ساسانی از جنگاوری و شجاعت انها بهره ها برده و حتی در زمان تسلط اعراب بر ایران دو هزار نفر از سپاهیان دیلم در کوفه مستقر گردیده که در زمان قیام مختار به جمعیت بیست هزار نفر به ایشان یاری رساندند.ایا جنابعالی نسبت به گویش و لهجه مردم شرق گیلان و تشابه بدون انکار ان با رامسر …..

    جوابیه:
    با سلام خدمت آقای بنی هاشمیان
    اگر مطلب بنده را در سایت تنکابن نیوز دنبال کرده باشید متوجه می شودی که بنده اصلا‍ً هیچ صحبتی از شرق گیلان نداشته ام و ندارم. بیشترین صحبت های بنده در مورد شهرستان تنکابن بوده و هست که شامل شهرهای شیرود تنکابن خرم آباد و نشتارود هست. بیشتر این مردم دارای گرایشات مازندرانی هستند تا گیلکی…
    بنده خودم ساکن خرم آباد بوده و اصالتاً برای منطقه سه هزار تنکابن.
    از شما می پرسم آیا مردم سه هزار گیلک هستند یا فارس یا تازی؟
    برادر خوبم مردم سه هزار نسل در نسل مازندرانی بوده اند
    مردم دوهزار نسل در نسل مازندرانی بودند
    مردم گلیجان تنکابن نسل در نسل مازندرانی بودند
    مردم نشتا نسل در نسل مازندرانی بودند
    مردم عباس آباد همچنین
    چرا می خواهید فرهنگ خودتان را به این مردم بقبولانید؟
    درسته لهجه و گویش مردم رامسر خیلی شبیه مردم گیلان هستش چون مهاجرت های فراوانی از شرق گیلان به این منطقه شده است حتی از تالش
    تشابهات دلیلی بر ریشه و نسب مردم نمی شود.
    زیاد به فرهنگ آمرد ها و ایران باستان تکیه نکنید که همین دیلمیان بودند که این قوم همیشه پیروز را با حیله و نیرنگ از بین بردند قوبی که همانند اقوام تپور و هیرکان در مازندران میزیسته اند.
    خواهشن تاریخ را تحریف نکنید و به خورد این مردم دروغ ندهید.
    خدمت آقایان و خانم های عزیز که این مطالب را می خوانند باید عرض کنم که استان شدن غرب مازندران و الحاق آن با بخشی از گیلان راه حل درستی نیست…. فقط بافت فرهنگی منطقه از بین می رود. دوستانی که با تمسخر حرف می زنند و هیچ مطالعه ای ندارند باید به ایشان بگویم جز با وحدت کلمه و اشتغال درون زا و استفاده از نیروی خوش فکر بومی نمیشود به معیشت مردم کمک کرد.
    آیا تا به حال به فکر ایجاد یک صنعت نوپا در منطقه افتاده اید؟ آیا تا به حال با یک سرمایه اندک تونستید یک کاری را شروع کنید؟ بودجه دولتی جداگانه هم بیاید افرادی که سودای ریاست دارند آن را یک شبه به تاراج می برند همون افرادی که ادعای استان شدن را دارند. همون افرادی که باعث جدایی غرب از شرق مازندران شدند.

    در ضمن بنده با هیچ یک از افرادی که در بالا نظرات خودشان را عنوان می کنند ارتباطی ندارم و تنها با نام محقق تنکابنی اینجا فعالیت می کنم.
    والسلام.

  • محقق تنکابنی در ۲۲:۰۵ , ۱۳ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    تاریخ را خوب بخوانیم و دروغ تحویل عامه مردم ندهیم. مردم غرب مازندران از دیر باز همیشه جرئی از سه قوم مازندران بوده اند (هیرکانیان، تپورها و آماردها) از تمامی مردم خواهشمندم کمی مطالعه کنند:
    لهجه های مازندران به شرح زیر برگرفته از کتاب تاریخ ادبیات مازندران نوشته نظام الدین نوری به شرح زیر تشریح میشود.
    ۱- منطقه علی آبادکتول:شامل نواحی روستایی کوهستانی شمال شاهوار و مناطقی چون کتول، پیچک محله، محمود آباد، فاضل آباد و جلگه های غیر ترکمن نشین بلوک استار آباد قدیم.
    ۲- منطقه کردکوی:شامل هزارجریب شرقی، شاه کوه زیارت، بالاجاده، رادکان، گزشرقی و غربی و روستاهای ترکمن نشین اززنگی محله گرگان و چهاردانگه تا گلوگاه.
    ۳- منطقه بهشهر:شامل چهاردانگه هزارجریب از سورتی تا کیاسر و روستاهای مناطق جلگه ای از گلوگاه، شاه کلیه تا انتهای منطقه قره طغان و رودخانه نکارود.
    ۴- منطقه ساری:شامل چهاردانگه از کیاسر تا کوهستان های دودانگه، جلگه های مابین میان دورود و جلگه های مناطق غربی تجن رود تا جویبار.
    ۵- منطقه قائمشهر:شامل مناطق کوهستانی فیروزکوه، سوادکوه و روستاهای جلگه ای حد فاصل بین کیاکلا، جویبار و روستاهای کوهپایه ای بیشه سر.
    ۶- منطقه بابل:از مناطق کوهستانی چلاو آمل تا بندپی، امامزاده حسن در سمت غربی آلاشت و نواحی جلگه های حد فاصل فریدونکنار، بابلسر،ب هنمیر، کیاکلا تا روستاهای کوهپایه ای کهنه خط، گنج افروز و بابل کنار.
    ۷- منطقه آمل:از کوهستان های بندپی تا چلاو، لاریجانات، نمارستاق و کلارستاق آمل تا حوالی امامزاده هاشم و جلگه های دو سمت هراز، دشت سر و محمودآباد و کوهپایه ها وجلگه های جاده چمستان، میان آمل و نور.
    ۸- منطقه نور و نوشهر:شامل بخشی از روستاهای بیرون بشم، کجور، محال ثلاث و جلگه های حد فاصل سرخ رود تا رودخانه چالوس.
    ۹- چالوس و عباس آباد:شامل مناطق کلار باستانی، برخی از روستاهای کوهپایه ای منطقه بیرون بشم و لنگا و نواحی جلگه ای از آب چالوس و عباس آباد و رودخانه نشتا به مرکزیت عباس آباد.
    ۱۰- تنکابن مرکزی:شامل لهجه های دوهزار و سه هزاری و خرم آبادی و گلیجانی و چالکش یعنی جلگه های حد فاصل آب نشتا تا آب شیرود.
    ۱۱- منطقه قصران باستانی:شامل مناطق لاوشان، فشم، شمشک، گاجره و روستاهای کوهپایه ای توچال تا مناطق غربی رودخانه جاجرود و مناطقی از طالقان.
    ۱۲- منطقه دماوند:شامل نواحی کوهستانی شهرستان دماوند، رودهن، بومهن تا فیروزکوه.
    ۱۳- مناطق شمالی سمنان:شامل نواحی مختلف شهرستان های شاهرود، دامغان، سمنان، شهمیرزاد و گرمسار.

  • حسین اذعانی در ۶:۳۸ , ۱۴ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    سلام به همه دوستان . کاملاً تابلوئه این آقای امیر جد اندر جد مال اون ور مازندرانه و سنگ اون کئی خورهای ساروی و بابلی رو به سینه می زنه
    خیلی هم جالبه ! از یک طرف میگه دلم برای شهر و دیارم می سوزه از طرف دیگه میگه باید سرنوشت منطقه غرب مازندران و تمام تصمیم گیری ها رو شرق مازندرانی ها برای ما انجام دهند . به قول اون دوستمون قسم حضرت عباس شمارو باور کنیم یا دم خروس را ؟؟!!
    وقتی شما علناً در روز روشن داری به مردم تنکابن و کلاً غرب مازندران توهین می کنی و میگی مردم این منطقه توان اداره شهر و دیار خود را ندارند ! و باید شرق مازندرانی ها برای ما تعیین تکلیف کنند .
    تو اول تکلیفت را با خودت روشن کن عزیز دلم به قول خودت ریکا جان ، بعد بیا در مورد این مسائل نقد عشق بباز
    اتفاقاً تجربه جدا شدن گلستان نشان داد مردم بومی هر منطقه بیشتر به مشکلات و توانمندی های خود اشراف دارند و لذا این که شما مدعی هستی با استان شدن غرب مازندران ، این منطقه پس رفت ! خواهد کرد نشان از تنکابنی نبودن شما و عدم درک صحیح از واقعیات منطقه دارد .
    انشالله موفق باشی برادر

  • حسین اذعانی ( خطاب به محقق و دانشمند و فیلسوف و امامزاده ساروی نه تنکابنی ) در ۱۰:۲۲ , ۱۴ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    آقایان محقق تنکابنی ( از نوع ساروی ) + امیر آملی بابلی عزیز داداش های بزرگوار
    اون دلایل شما بیشتر به درد موزه های دوران ناپلئون بناپارت می خوره .. الکی از طرف مردم فهیم تنکابن و رامسر صحبت نکنید . حنای شما برای هیچکس رنگی نداره . جالبه که حتی نماینده شهرستان نور هم پیگیر جدایی از مازندران بوده .کل مردم نور و نوشهر و چالوس و تنکابن و عباس آباد و رامسر می گویند ما می خواهیم استان جدا داشته باشیم .اون تشابهات فرهنگی و زبانی شما هم بیشتر برای آدم های بیسواد کاربرد داره .آخه جالبه خود ساروی ها و آملی بابلی ها به رامسری ها و تنکابنی ها می گویند : رشتی …آن وقت چند نفر که خود را محقق !! و دلسوز !! و بومی !! می نامند ، برای ما دایه مهربانتر از مادر شده اند .شما پایین برید بالا بیاین مردمان غرب مازندران ( به ویژه تنکابن و رامسر ) حالشان از شماها به هم می خوره و تا الان دهها جلسه برای استان شدن غرب مازندران برگزار کرده اند .اون روز دور نیست که با پیگیری مسئولین و نمایندگان منطقه غرب از دست شما و اون سیاستهای پلید شما و تبعیض های شما رها میشیم و استان میشیم .شما ساروی ها جز خوردن حق ما کاری بلد هستید مگه ؟؟ فقط موقع جاذبه های گردشگری و تفریحی میشه یادتون میاد که رامسر و تنکابنی هم هست ولی دریغ از یک ریال بودجه و … همه میره واسه آمل و بابل ..
    آخه بین خودتون هم وحدت ندارید . بطوریکه آملی ها و بابلی ها و ساروی ها سایه همدیگه رو با تیر میزنن .حرف آخر اینه که ما استان خواهیم شد و از دست شما نامردها رها میشیم . هیچ علاقه ای هم نداریم به ما بگن مازندرانی … آقای شریعت نژاد هم به شدت پیگیره /آخه کدوم آدم عاقل قبول میکنه که فرهنگ و زبان مردم رامسر ( ۱۱۰ کیلومتر تا رشت ) به ساری ( ۲۶۰ کیلومتر فاصله ) شبیه تر باشه ؟؟!!!واقعاً که کلاش زمانه هستید . آدم میخواد از رامسر بره ساری باید اشهد خودشو بخونه و ساعت ۳ صبح راه بیفته . آیا سالم برگشت آیا نه … اصلاً مشکل ما بحث زبان و فرهنگ نیست که شما دارید زور می زنید اون لهجه … خودتون رو به ما نسبت بدید مشکل ما اینه که حق مارو خوردید و تا بیایم ساری پدرمون در میاد . شماها با این کارهاتون جز آبروبری و خودتون رو لو دادن کار دیگه ای نمی کنید . آخه تابلو بودن تا کجا ؟؟؟

  • مشهدی ساکن پاسبان محل تنکابن در ۱۰:۳۱ , ۱۴ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    ای وای باز سر و کله این آملی – بابلی ها از نوع شهسواری قلابی پیدا شد
    بومی و دلسوزشون کم بود حالا محقق و مفسر خودشونو هم رو کردند .نمی دونم چرا دست نمی کشند از این دوز و کلک های خودشان ؟؟

  • مشهدی ساکن پاسبان محل تنکابن در ۱۱:۵۲ , ۱۴ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    جز با وحدت کلمه و اشتغال درون زا و استفاده از نیروی خوش فکر بومی نمیشود به معیشت مردم کمک کرد !!!! ( جمله محقق و فیلسوف تنکابنی خودمان در بالا )
    خوب دقت کردید دوستان ؟ آقای محقق و مفسر تنکابنی می فرمایند باید از نیروی بومی استفاده کرد
    آن وقت آقای امیر می گویند اگر منطقه غرب استان شود ، کار می افتد دست بومی ها و بدتر از شرقی ها
    اینجاست که معلوم نیست بالاخره حرف حسابشان چیست و اصلاً دنبال چه هستند ؟ بالاخره بومی خوبه یا بده ؟
    ای کاش بقول رهبر معظم انقلاب کمی ” بصیرت ” چاشنی کار دوستان باشد انشالله

  • ابراهیم از نشتارود در ۱۷:۰۷ , ۱۴ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    با سلام خدمت مردم فهیم شهرستان تنکابن و عباس آباد
    به نظر من جدا شدن غرب مازندران از شرق مازندران کار عبس و بیهوده ای است و جز اینکه یکسری افراد نالایق روی کار بیاییند و سواستفاده بکنند نیست. علت اینکه شهرهای ما پیشرفت نمی کند فقط و فقط به دلیل بی کفایتی مسئولین شهری و شوراهای ما هستش نه بودجه ناکافی…. سرانه بودجه هر شهر و بخش را جداگانه به حساب آن واریز می کنند و با روش های مختلف و به دروغ می گویند که ما بودجه نداریم.
    عزیزانی که از رامسر و … در این سایت پیام میگذارند و می گویند مسافت رامسر تا ساری خیلی زیاد هستش… باید عرض کنم که اگر برای شما سخت هستش می توانید جداگانه به استان گیلان ملحق شوید و با مردم تنکابن و عباس آباد کاری نداشته باشید.
    بیشتر مردم شهرستان های تنکابن و عباس آباد خودشان را مازندرانی می دانند نه گیلک…. شما اگر عرضه اداره کردن شهر خودتان را داشتید که رامسر را مرکز ترک ها و تازی های مهاجر نمی کردید…. الان نصف جمعیت رامسر شده ترک ….خخخخخخخ…..
    مردم تنکابن و عباس آباد و چالوس و نوشهر و نور اینقدر فهیم هستند که با حرف های خاله زنکی شما گمراه شوند.

  • مشهدی ساکن پاسبان محل تنکابن در ۸:۴۳ , ۱۵ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    آقای ابراهیم از نشتارود که اهل ساری رود !! هستید خخخخخخخخخخخخخخ
    این شما باید باشی که از طرف مردم تنکابن عزیز صحیت نکنی . مرد حسابی خود نماینده تنکابن و رامسر و عباس آباد که اتفاقاً اهل عباس آباد هم هست به شدت دنبال استان شدن است http://goo.gl/ho1Ene
    اون وقت شمای ساری رودی داری برای ما از مازندرانی بودن مردم تنکابن صحبت می کنید .
    دوستانی که در بالا با اسامی : قنبر هراتی / اذعانی / گلیج / شورمیج و … نظر داده اند ۱۰۰ درصد اهل تنکابن هستند و حرفشان هم جدایی از مازندران است
    آن وقت شما از نشتارود ( البته اگر نشتارودی باشی و ساری رودی نباشی ) داری برای ما نسخه می پیچی ؟؟!!
    خود بنده هم ( مشهدی ) جد اندر جد تنکابنی هستیم و نیازی هم به فرمایشات امثال شماها نداریم .
    خیلی دلتان بخواهد که رامسر ( نگین شمال ) جزء مازندران باشد
    خودتان که در منطقه شرق نصف جاذبه های گردشگری تنکابن و رامسر را ندارید
    هیچ گردشگری هم غرب رو ول نمی کنه بیاد سمت شما کدو بخوره …
    به قول دوستان بالا ، حتی نماینده های نور و نوشهر و چالوس هم پیگیر استان شدن هستند
    نماینده چالوس و نوشهر آقای احمدی لاشکی هم مسئول اصلی پیگیری استان شدن هست و نامه های مربوطه هم خطاب به وزارت کشور موجود است
    آن وقت تو داری میگی مردم تنکابن خود را مازندرانی !!! می دانند ؟؟
    برو داداش خودتی
    این کارها رو نکن مردم تنکابن برات میخندنا
    شما بجای توهین به رامسری ها برو تحقیق کن که چرا این همه دعوا و نزاع و چاقوکشی تو منطقه نشتارود زیاده ( البته بعید می دونم نشتارودی باشی !! )

  • داجلیری از لیره سر در ۱۲:۴۸ , ۱۵ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    داجلیری هستم از لیره سر تنکابن ساکن ساحل طلایی تنکابن و به همه سلام عرض می کنم .
    بنده عقیده دارم نباید وارد فضای دعوا و جنجال شویم . هم استانی های ما در هر منطقه مازندران محترم هستند ولی بحث چیز دیگری است . بحث این است که اگر منطقه ما استان شود هزار برابر بهتر خواهد بود در کاهش تصادفات و هزینه ها و رفع بیکاری جوانان پرشور و … لذا ما نمی گوییم شرق مازندرانی ها بد هستند فقط دست از سر ما بردارند تا ما خودمان به امور داخلی خود رسیدگی کنیم و برای هر کاری به مرکز استان دوردست نرویم .آخه از اون فرمانداری ویژه !!! هم برای ما آبی گرم نشد و همه سر کاری بود .به امید استان شدن منطقه غرب.تا جایی هم که من دارم می بینم ۹/۹۹ درصد مردمان منطقه دنبال استان شدن هستند و بالاخره این آرزو تحقق خواهد یافت

  • داجلیری از لیره سر ساکن تنکابن در ۱۸:۰۲ , ۱۵ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    سلام به همه بنده اهل رامسرم و به رامسری بودن خودم هم افتخار می کنم اون آقایی که مثلا از نشتارود پیغام پسغام فرستاده که اگه براتون سخته جزء استان گیلان بشوید اولاً که ما دلمون خیلی میخواد که جزء استان گیلان شویم و هزار جوره برامون بهتره ولی جالبه که امثال شما ها نمی گذارید
    خدایی این که الان ساری مرکز استان ماست چه خیری برای ما داره . ۴ ساعت راه تا برسیم اونجا ۴ ساعت هم برگردیم دیگه از زندگی سیر میشیم در صورتی که در کمتر از ۳ ساعت میشه رفت به شهر رشت و برگشت .فرهنگ گیلان و رشت هم که دقیقاً با ما همخوانی داره
    برای رفتن به دکتر و بیمارستانهای مجهز و همچنین خرید کردن هم که مردم رامسر سال به ۱۲ ماه در رشت هستند ( و برعکس ) و ده سال یک بار هم کسی برای درمان و خرید به ساری نمی ره چون اصلاً از هیچ نظر نمی صرفه برای ما.پس آقای ابراهیم نشتارودی ما کاملاً مایل هستیم که جزء استان اصلی خود گیلان شویم شما بروید با همان ساری خود خوش باشید.ضمناً من سالها به تنکابن رفت و آمد دارم کدام تنکابنی خودش رو مازندرانی میدونه ؟؟!!!احتمالاً ساروی ها و بابلی های مقیم تنکابن را منظورت بود دیگه ؟؟در آخر هم عرض کنم اگه به فرض در رامسر تورک ها زیاد هستند حداقل کار می کنند و زندگی می کنند نه این که تهرانی ها که ۱۰۰ برابر رامسر در متل قو و چالوس و نوشهر هستند و مردم آنجا شده اند سرایدارهای آنها
    خخخخخخخخخخخخخخخخخخ

  • علی از خرم آباد در ۱۸:۵۱ , ۱۵ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    سلام خدمت همشهری های عزیز
    من با نظر آقایان امیر ، شایان، محقق تنکابنی و ابراهیم از نشتارود… و خیلی از کسانی که به مازندرانی بودن خودشون افتخار می کنند موافق هستم. همین مونده که گیلک ها و تازی ها و فارس ها بیایند برای ما تصمیم بگیرند توی شهرستان تنکابن و عباس آباد….
    آقایانی که خودشون رو محق می دونند به نظرات دیگران احترام بذارند….
    آقای که گویش بقیه همشهری ها رو مسخره می کنه …. واقعاً برات متاسف هستم … نشون دادی که هیچ ریشه و اصل و نسب تنکابنی نداری….. یه سری مهاجر اومدن تنکابن ساکن شدند حالا خودشون رو تنکابنی می دونند….
    اون نماینده های به اصطلاح مردم هم بیشتر برای پر کردن کیسه خودشون و گرفتن مسئولیت های کلان دارند به /اب و آتیش میزنند…. درد سیر نیست درد پیاز هستش…..خخخخخخ…..

    زنده باد تنکابن ….. زنده باد مازندران….. زنده باد فرهنگ مازندرانی….

  • x در ۲۳:۳۱ , ۱۷ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    اگر بحث سر مسافت باشه که تو خیلی از استانها این مشکل هست.اون وقت باید بجای ۳۱ استان ۳۱۰ تا استان داشته باشیم.در ثانی مگه مردم رامسر چند بار در سال جهت انجام امور اداری به ساری میرند که دم از دوری مسافت میزنند. ثالثا ریشه و فرهنگ شهرها از علی آباد کتول تا رامسر مازندرانی است حالا اگر یک تفاوت کمی با هم دارن دلیلی بر نقض اصل فرهنگ مشترک نیست اگه اونطور حساب کنیم مثلا بین گویش تنکابنی و عباس آبادی با حدود ۲۵ کیلومتر مسافت تمایزات کم و زیادی به چشم میخورد پس بگوییم تنکابن کلا گیلکی است و عباس آباد کلا مازندرانی. پس نه اینطور نیست.
    مشکلات منطقه و کشور در گرو مسایل بزرگتر و پیچیده تری است و شرح جدایی ها و الحاقات و از این دست توفیقی در حل مشکلات جز دامن زدن به تنشی بیهوده ایجاد نمیکند

  • داجلیری از لیره سر ساکن تنکابن در ۹:۱۷ , ۱۸ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    آقای بی نام با اسم فقط شما یکی رو کم داشتیم خدا پیغمبری
    شما انگار خبر از هیچ جا نداری ها . من خودم با نصف کارمندای ادارات تنکابن و رامسر صحبت کرده ام در طول سال دهها بار به ساری می روند برای ماموریت .. یک روز از زندگی عقب می افتند و جانشان به لبشان می رسد.بحث اصلی اینه که حتماً یک بلایی رو شما ساروی ها سر مردم تنکابن و رامسر و حتی نوشهر و چالوس آوردین که این همه سال پیگیر استان شدن هستند .
    خودت بگو وقتی چالوس و نوشهر زبانشان مازندرانی است ولی نمایندگان همه ادوار مجلس این شهرها و حتی شهر نور !!! به شدت پیگیر استان شدن هستند ، این کار چه چیزی را ثابت می کند ؟؟
    ضمناً دیگه جایی نگو فرهنگ رامسر مازندرانی است !!! بدجوری سوژه و خوراک خبری خواهی شد
    شما به فکر همون آمل بابل خودت باش که همه امکانات رو بلعیدند . شما از ساری لازم نکرده بجای تنکابنی ها و رامسری ها تئوری ناب مطرح کنید دست شما بدجوری رو شده

  • داجلیری از لیره سر ساکن تنکابن در ۱۱:۳۶ , ۱۸ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    آقای علی از خرم آباد
    تو خدایی خرم آبادی هستی ؟؟ مرد حسابی فقط تا حالا دو تا جلسه با حضور مهندس نیکنام ( نماینده اسبق تنکابن و رامسر و عباس آباد ) و یک جلسه هم در فروردین ۹۵ توسط دکتر شریعت نژاد نماینده محترم فعلی در مسجد جامع تنکابن برای ضرورت جدا شدن از مازندران و تشکیل استان جدید برگزار شده
    جالبه که صدها نفر حتی در حیاط مسجد هم حضور داشتند و در آخر کلی امضا جمع شد برای این قضیه و مردم تکبیر می فرستادند . تو اینترنت بگردی عکساش هم هست . اون وقت تو میگی تنکابنی ها خود را مازندرانی می دونن ؟!! احتمالا شما از خرم آباد ساری ( نه تنکابن ) نظر گذاشتی
    نماینده ها حرف دل مردم را می زنند شما به فکر خودت باش
    ما اصلاً چه کار به کار گیلانی ها و گیلک ها داریم ؟ حرف آخر اینه که ما از در مازندران بودن خسته ایم . همه مردم منطقه و نماینده ها هم به اتفاق کامل دنبال قضیه اند .

  • عبدالله بیکی از خرم آباد تنکابن در ۱۱:۳۷ , ۱۸ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    زنده باد تنکابن و رامسر / زنده باد استان جدید

  • آرش از سه هزار تنکابن در ۱۶:۲۶ , ۱۸ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    با سلام خدمت هم وطنان عزیز……
    این آقایانی که میگن استان جدید بشیم…. چرت و پرت میگن…. ما اصلاً زیر ساخت استان شدن رو نداریم چه برسه به مدیریت استان جدید….فرهنگ خانواده من “سه هزاری” هستش و فرهنگ سه هزاری هم جزوی از فرهنگ مازندرانی می باشد…. آقایانی که از لیره سر و تنکابن و هر جای دیگه حرف میزنن…. واقعاً براشون متاسف هستم……..
    برادر من ما به چه زبانی بگیم منطقه تنکابن مخصوصاً بخش خرم آباد و گلیجان فرهنگ مازندرانی دارند……. حالا فرهنگ نشتارود و عباس آیاد و کلارآباد به کنار که اون ها هم مازندرانی هستند…… خیلییییی از رامسری های ترک پرست خوشمون میاد هر دقیقه اونا رو به تنکابن وصل میکنید….
    فوق فوقش رامسر ملحق بشه به گیلان…… ولی تنکابن و عباس آباد مازندرانی بوده اند و خواهند بود…..
    اون آقایی که میگه بهار ۹۵ “فروردین ماه” داخل مسجد جامع تنکابن امضا جمع کردند …. خوب امضا جمع کرده باشند مگه اونا نماینده مردم تنکابن بودند …. همه ما میدونیم که ساکنین شهری تنکابن (منطقه شهری) بیشتر گیلک های مهاجر و اسکان داده شده در تنکابن هستند که ریشه و اصل و نسب تنکابنی ندارند……… حالا اونا شدند مردم تنکابن!!!!!!!!!!!!!!
    بابا به چه زبونی بگیم……….. دوست داریم مازندرانی بمونیم نه هیچ استانی دیگه……….
    مشکلات شهرمون زیاد هستش و فقط و فقط به دلیل بی کفایتی مسئولین شهری و منطقه ای هستش نه مردم خوب شرق مازندران………… این مسئولین بی کفایتی خودشون رو، نالایق بودن خودشون رو، سالیان سال به گردن شرق مازندران انداختند…….
    شما برید آمل یا بابل ببینید نمایندگان شون دارند برای شهرشون چکار می کنند اون هم ایجاد شهرک های صنعتی و شرکت های خصوصی و جذب سرمایه های بومی…….. یه نمونه بارزش هم مجموعه کارخانجات کاله آمل هستش……. که هم سرمایه گذار و هم نمایندگان شهری پشتشون هستند……. حالا بیا نمایندگان شهر ما رو ببین…….. فقط مفت خوری و حررافی…….
    بابا این مشکلات اقتصادی مردم جز با ایجاد شرکت های وابسته به صنعت کشاورزی و دامپروری و محیط زیست و داروئی درست نمیشه چون صنایع سازگار با محیط زیست هستش………..
    همین تنکاین خودمون همه مردم روی آوردن به مصرف گرایی و مدگرایی……. دیگه چه انتظاری داری برای پیشرفت اقتصادی و کار صنعتی داریم!!!!!!!!!!!
    .
    .
    .
    کلام آخر هم مربوط به اون همشهری های به اصطلاح روشنفکری هستش که لهجه و گویش مردم مازندران رو به تمسخر می گیرند…….. اصیل بودن و نسب و ریشه داشتن خیلی بهتر هستش از اینکه شمالی باشی و فارسی صحبت بکنی……..خخخخخخخخخخ………. زبان فارسی برای قوم فارس (اصفهان، خراسان، کرمان، یزد و فارس) هستش نه برای شمالی ها…….. من به عنوان یک شمالی افتخار میکنم که به زبان مادری خودم یعنی گویش سه هزاری (گویش طبری-فارسی) صحبت می کنم…… شماها باید خجالت بکشید که زبان مادری خودتون رو نسل در نسل فراموش کردید……
    زنده باد سه هزار…. زنده باد خرم آباد……. زنده باد تنکابن………زنده باد مازندران……. زنده باد فرهنگ مازندرانی

  • x در ۱۱:۰۹ , ۱۹ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    در جواب
    کارمندان ادارات تنکابن و رامسر اگر به ساری میروند در درجه اول که وظیفه شان است و از این بابت حقوق میگیرند و دوم اینکه از این بابت علاوه بر حقوق عادی، حق ماموریت میگیرند و همه آنها با سر به به ماموریت میروند و آنها که میگویند سخته و … یا خیلی تنبلند یا دروغ میگویند.
    همچنین نمایندگان شهر های چالوس و نوشهر(شنیدم) یا نور و محمود آباد (که نشنیدم) که دم از جدایی میزنند . سوال من اینجاست هر چه آنها بگویند وحی منزل است. آنها هم جهت منافع خودشان حرف هایی میزنند آیا حتما درست است. اگر حرف های آنان تماما درست بود که وضع مملکت اینگونه نبود برادر من

  • x در ۱۲:۰۳ , ۱۹ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    بعضی ها میگویند بعضی ها بروند دنبال آمل و بابل خودشان باشند و حق اظهار نظر ندارند اولا از کجا میدانند ما اهل آمل یا بابل هستیم.در ثانی میخواهند بگویند هر کس نظر موافق با ما دارد اظهار نظر کند وگرنه اصلا اظهار نظر نکند. آیا آنها که مدعیان اصالت فرهنگ تنکابنی هستند اینها نشانه ادعای آنهاست.دیگران آزادی بیان ندارند و از کجا معلوم که ما اصلا از دیگران باشیم. بعضی ها مثل اینگه از چگونگی مراحل تنظیم بودجه خبر ندارند که میگویند بودجه ها در برخی شهر ها گیر میکند و به شهرهای دیگه نمیرسد. من اطمینان دارم اگر خللی هم در این موضوع باشد بی کفایتی از مسولان شهرستانی خودمان است که به فکر مردم نیستند و از مردم جهت پرکردن جیب خودشان استفاده میکنند.شما ببینید که برای انتخابات شورای شهر و مجلس چه سر و کله ای میشکنند. آیا تمام اینها به علت آرزوی خدمت به مردم است. نه بلکه حرص فدرت و ثروت بله فقط همین و بس.

  • مهدی از گلیج پل در ۱۷:۰۲ , ۱۹ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    من با نظر آقای داجلیری از لیره سر موافقم که گفته فرهنگ رامسر مازندرانی نیست و متعلق به استان گیلان هست چون آقای محقق تنکابنی در مطلب خود به کتاب ادبیات مازندران اشاره کرده که در آن لهجه های مازندرانی رو به ۱۳ دسته تقسیم کرد که حتی بخشی از این مناطق ۱۳ گانه حتی جز استان مازندران کنونی نیست. اما جالب است که اصلا شهرستان رامسر(که جز مازندران کنونی است) جز این مناطق ۱۳ گانه نیست و آخرین دسته از این مناطق مربوط به غرب استان مازندران است که به صورت زیر است.
    ۱۰- تنکابن مرکزی:شامل لهجه های دوهزار و سه هزاری و خرم آبادی و گلیجانی و چالکش یعنی جلگه های حد فاصل آب نشتا تا آب شیرود.
    پس لهجه مازندرانی تا شهر شیرود تنکابن را نیز شامل میشود و از رودخانه شیرود به بعد را میتوان فرهنگ گیلانی تلقی کرد
    پس مردم شهرستان تنکابن باید خود را مازندرانی بدونن و گول رامسری ها رو نخورند.

    در ضمن من با کلیت مطالب اقا یا خانم x موافقم که جدایی دردی را دوا نمیکند

  • حسین قنبر هراتی در ۱:۴۹ , ۲۰ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    سلام بنده بعنوان یک تنکابنی اهل مزرک خرم آباد عرض کنم که ما تنکابنی ها هیچ ربطی به فرهنگ مازندرانی نداریم

    اون کسایی که به اسم تنکابنی نظر میگذارند دم خروسشان بدجوری زده بیرون

    تمام تنکابن و رامسر و حتی چالوس و نوشهر پیگیر جدایی از مازندران هستند . نماینده های این شهرها هم به شدت پیگیرند
    ما با آملی بابلی ها هیچ نسبتی نداریم
    . به امید خدا با استان شدن از شر اونها راحت میشیم . همه جور زیرساختی هم داریم نخبه هم داریم . اون آقای آرش که تابلوئه اهل ساریه و کدوخوره . یکی بهش بگه تو چه جور اهل تنکابن هستی که این همه شهر و دیار و مردم خودت رو ناتوان فرض میکنی .
    ما کاری با گیلانی ها نداریم ولی جالبه هر دفعه من رفتم ساری به ما گفتند رشتی .
    راستی حرف آخرم هم اینه که ساروی ها دارند خودشون رو بخاطر رامسر هلاک می کنند اون وقت شما میگید رامسر مال گیلان !! .
    به کوری چشم دشمنان تنکابن و رامسر و مناطق اطراف استان میشه و از شر ساروی های کدوخور راحت خواهیم شد . بزودی همایش بعدی استان شدن هم در راهه . برای آخرین بار به اون آملی بابلی هایی که به ایم تنکابنی نظر میگذارند عرض کنم که از این کارهای میخره دست بردارند . زنده باد تنکابن و رامسر و استان جدید .
    راستی مردم گلوگاه هم به شدت پیگیر الحاق به استان گلستان هستند . ببینید ساروی ها به همزبانان خودشون هم رحم نمی کنند در اینترنت اخبارش هست . به امید رهایی از دست کدوخورها . قنبرهراتی ساکن مزرک محل کار :ساحل طلایی

  • حسین قنبر هراتی در ۱:۵۴ , ۲۰ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    دکتر شریعت نژاد مجددا پیگیریهای خودشون رو برای تشکیل استان جدید با هماهنگی نماینده چالوس آغاز کرده . اخبار کامل و مصاحبه هایش را بزودی قرار میدم دوستان قلابی تنکابنی از نوع آملب بابلی بخوانند و کیف کنند هیچ وقت تعداد بی شمار پلاکاردهای مردم تنکابن را در سفر احمدی نژاد به شهرمون فراموش نمیکنم که رویشان نوشته بود : استان جدید و رهایی از شر مازندران . احتمالا از دید دوستان قلابی ما همه آنها هم الکی بوده …… خخخخخخخخخخخخخخ

  • حسین قنبر هراتی در ۱:۵۸ , ۲۰ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    تنکابن ؟؟؟؟
    فرهنگ مازندرانی ؟؟؟؟
    جوک سال ۹۵
    خخخخخخخخخخخخخخخ

  • حسین قنبر هراتی در ۲:۰۲ , ۲۰ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    http://goo.gl/ho1Ene
    دوستان تنکابنی قلابی دوباره بخوانند . راستی دکتر شریعت نژاد که اهل عباس آباده و به قول شما فرهنگ مازنی دارنننننننننننننه .
    بابا دست بردارین جان ریکا..
    بیر بور سره
    خخخخخخخخخخخ

  • حسین قنبر هراتی در ۲:۱۱ , ۲۰ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    http://www.mazandnume.com/fullcontent/14328/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C-%D9%84%D8%A7%D8%B4%DA%A9%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%82%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85/

    پیگیریهای گذشته و حال نماینده چالوس و نوشهر برای جدایی از مازندران !!!!!
    اوضاع بدجوری برای کدوخورها وخیم شده.

    جالبه در بین نظرات خوانندگان ۱۰۰ درصد تنکابنی ها و اطراف راضی به این کارند
    قابل توجه دوستان قلابی تنکابنی از نوع کدوخور

  • عبدالله بیکی از خرم آباد تنکابن در ۸:۴۰ , ۲۰ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    آملی بابلی ها دست از سر ما بردارید بروید دنبال کار خودتان . ما هیچ سنخیتی با شماها نداریم جز این که حق مارو می خورید . خودم یکی از پیگیری کننده های استان جدید هستم . قراره با بچه ها و اهل محل و اساتید دانشگاه در استخر سر ( خرم آباد به سمت قلعه گردن ) یک همایش رو در ششماهه دوم برای ضرورت تاسیس استان جدید کلید بزنیم . اون قدر پیگیری می کنیم که از دست شما ظالمین رها بشیم .

  • مازندرانی در ۱۸:۰۹ , ۲۰ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    شما تنکابنی ها و رامسری ها *** خوردین که میخواین از مازندران جدا بشین
    شریعت نژاد یک تنکابنی نه یک عباس آبادی
    اون هیچ تعلقی(بجز محل تولد) به شهرستان عباس آباد نداره
    اگه ما کدو خوریم از شما رشتی های کله ماهی خور که بهتریم
    فعلا که توپ تو زمین ماست
    حالا حالا ها باید بدوید

  • عبدالله بیکی از خرم آباد تنکابن در ۱۹:۳۱ , ۲۰ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    مازندرانی کثیف کدوخور
    اولاً که *** رو خودت خوردی و هفت جدت
    میدونم چه عذابی دارید می کشید که تنکابنی ها و رامسی ها سایه شمارو با تیر می زنند . در تنکابن و رامسر اسم آملی و بابلی و ساروی که میاد همه یاد ….. می افتند . بدجوری توی سریال پایتخت آبرو و حیثیت شمارو بردند .
    خوبه که خودت میگی فرهنگ ما با رشت مشابهه . شما اون قدر بلا سر مردم آوردید که مردم گلوگاه ( بغل دستتون ) میخوان تابع گلستان بشن .
    بابلی ها سایه ساروی ها رو با تیر میزنن . آقای شریعت نژاد اولاً که عباس آبادیه برو غازتو بچرون
    ثانیاً چرا نماینده چالوس و نوشهر پیگیر استان شدنه
    بیر بور سره ریکا
    الکی میگه .. بخوابونم دهنش ؟؟ نقی ناهار نردممممممممممممممه
    ….
    ….
    نکته جالب داستان :
    اولاً که ما قبلاً هم گفتیم اصلاً کاری به کار رشت و گیلان نداریم . جالبه که برخی دوستان قلابی که خود را تنکابنی هم معرفی می کردند اصرار شدید داشتند که فرهنگ ما در تنکابن و حتی رامسر !!! مازندرانیه
    حالا خوب شد یکی با نام ” مازندرانی ” پیدا شده به ما میگه رشتی
    آقایان قلابی تنکابنی که ما را مازنی می نامید . حرف شمارو باور کنیم یا اون مازندرانی دم خروس را ؟؟

    آملی – بابلی ها را در شهسوار و رامسر ، …… خودمون هم حساب نمی کنیم
    حالا شما بسوزید که هیچ کس در این منطقه برای شما تره هم خرد نمی کنه
    جالبه که بابلی ها هم با ساروی ها مثل سگ و گربه هستن
    خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
    بیر بور بخررررردمه
    ناهار نخردممممه

  • عبدالله بیکی از خرم آباد تنکابن در ۱۹:۳۵ , ۲۰ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    اگه ما کدو خوریم از شما رشتی های کله ماهی خور که بهتریم
    …..
    ….
    جمله بالا از زبان یک ” مازندرانی”
    .
    قابل توجه شدید اون دوستان قلابی که خودشون رو تنکابنی می نامند و اصرار دارند تنکابن و رامسر فرهنگ مازنی !!! دارند
    الکی میگه …… نقی بوریم مشد

  • مازندرانی در ۱۹:۴۹ , ۲۰ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    بوشو بوشو ری تو د چی گونی

  • مازندرانی در ۱۹:۵۷ , ۲۰ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    مازندرانی ها فرهنگ اصیلی دارند ولی با بعضی از این تنکابن رامسری ها بهتر از این نمیشه صحبت کرد چون در مطالب بالا زیاد دیده شده که به مازندرانی ها توهین کردن البته من میدونم اونا رشتی های تنکابن و رامسری نمایند. من از تنکابنی های اصیل مازندرانی عذر خواهی میکنم.
    تنکابن مازندران زنده باد
    خرم آباد مازندران زنده باد
    نشتارود مازندران زنده باد
    شیرود مازندران(ته تغاری مازندران) زنده باد

  • مازندرانی در ۲۰:۲۸ , ۲۰ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    های مشت عبداله تو د چی گونی

  • حسین قنبر هراتی در ۰:۰۷ , ۲۱ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    آملی بابلی های کدوخور می بینم که بدجور به پیسی خوردین
    خخخخخخخخخخخ
    در تنکابن و رامسر هیچ کس رو نمی بینید که خودش رو مازندرانی بوونه بجز همون نفوذی های خودتون
    جالب اینه که مازندرانی های کدوخور اصرار دارند ما را با رشتی ها یکی نشان دهند !!
    خب در نوشته های خودشان کاملا مشخصه که لهجه تنکابنی را با گیلکی گیلان مشابه نشان میدهند .
    در تنکابن و رامسر که اسم مازندرانی را بیاری همه چندششان میشود
    من نمی دانم چرا این کدوخورها برای فرار از جواب دادن بحث را منحرف میکنند
    خودتان میگویید ما رشتی هستیم پس بروید دنبال کارتان
    حال ما از هر چی کدوخوره بهم میخوره
    به امید خدا مشخصه که نماینده های تنکابن و رامسر و نوشهر و چالوس با شدت هرچه تمامتر پیگیر استان شدن هستند
    ریکا …… بوریم بخریم
    دومبه شومبه زومبه تومبه
    تنکابنی ها هزار سال دیگر هم خود را مازنی و کدوخور نمی دانند
    حسین قنبر هراتی بچه محل سلمان هراتی یک تنکابنی اصیل
    واقعا آب رو بریزید اونجا که داره می سوزه !!
    دومبه شومبه سومبه ندومبه نشومبه
    هههههههههه

  • حسین قنبر هراتی در ۰:۱۲ , ۲۱ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    راستی در اون پیغام آخر با اسم مازندرانی ایشون فرموده اند که شیرود مازندران بعنوان ته تغاری مازندران
    خودشون تابلو تابلو رامسر عزیز را از قلم جا انداخته و به حساب نمی آورند
    کدوخورها بدجوری لو رفتید رامسر از سرتون هم زیاده
    خخخخخخخخخ
    تنکابن دارای فرهنگ مازندرانی ؟؟؟!!!!
    وای خدا چقدر خندیدم … سوژه خنده حالا حالاها داریم
    از اون تنکابنی قلابی ها مدتیه که خبری نیست !!
    یک کم جوک و خاطره تعریف کنن از شباهت های بی شمار فرهنگ تنکابن و مثلا آمل و بابل
    خخخخخخخخخ
    دومبه شومبه زومبه نتومبه ندومبه

  • حسین قنبر هراتی در ۰:۲۰ , ۲۱ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    راستی اون مازندرانیه که در تاریخ ۲۰ شهریور ساعت ۱۸:۹ نظر داده گفته : فعلا که توپ تو زمین ماست !!!
    آخه کدوخور عزیز اصطلاح توپ تو زمین بودن رو معمولا برای دشمن استفاده می کنند و می گویند توپ را بنداز تو زمین دشمن
    نه اینکه بگی توپ تو زمین ماست !! یعنی شرایط بر علیه ماست
    اونقدر که کدو خوردین اصطلاحات سیاسی بازی رو هم بر علیه خودتون می نویسید
    کدوخورها وقت کردین یک کم علوم سیاسی تمرین کنین خخخخخخخخخخخ

  • حسین قنبر هراتی در ۰:۳۱ , ۲۱ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    یک جمله از کدوخور در بالا ذکر شده :
    بوشو بوشو ری تو د چی گونی!!!!!

    این جمله بالا که نصفش رشتی و نصفش شهسواریه !!!
    این کدوخورها همه چیز رو با هم قاطی کردن و جالبه که خودشون به شدت بر فرهنگ مشابه یا حداقل نیمه مشابه تنکابن و رشت تاکید دارند اون وقت از طرف دیگر درباره فرهنگ مازندرانی مردم تنکابن چه قصه ها و داستانهایی که سر هم نمیکنن

    خدایی ندومبه و نتومبه

  • عبدالله بیکی از خرم آباد تنکابن در ۶:۳۹ , ۲۱ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    سلام علیکم و صبح بخیر به کدوخورهای عزیز
    در پاسخ به اون مازندرانی کئی خور باید عرض کنم بنده مشهد رفته ام و هم اکنون مشت عبدالله هم هستم . در مسیر راه از چشم اندازهای باغها و مزارع کدوووووووووو هم عبور کردیم و علت این همه نبوغ و استعداد شمارو خوب متوجه شدیم .
    راستی الان کدو کیلویی چنده اون طرفا ریکا ؟؟؟؟

  • عبدالله بیکی از خرم آباد تنکابن در ۶:۴۳ , ۲۱ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    باید بعد از کیوی و پرتقال دنبال خرید و فروش کدو هم برویم میگن خیلی فروش داره .تو میدون بار خرم آباد یک حجره باید بگیرم مخصوص کدو . دیروز قلعه گردن بودیم جای شما خالی با دوستان . این ایمیل ها و پیام های دوستان کدوخور را به بقیه بچه ها نشون دادم کل کافه از خنده رفت رو هوا .
    بخصوص اون قسمت که دوستان فرموده بودند زبان و فرهنگ مردم عزیز تنکابن رگه هایی از کدوخوری توش وجود داره . صاحب کافه نزدیک بود بدلیل خطر انفجار ناشی از خنده های ما ، ماهارو بندازه بیرون …

  • عبدالله بیکی از خرم آباد تنکابن در ۱۰:۱۱ , ۲۱ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    یک نمونه دیگر از پیگیری های مردم و مسئولان چالوس و نوشهر برای تاسیس استان جدید
    این تلاشها کماکان ادامه دارد . معلوم نیست چرا چالوسی ها و نوشهری ها این همه به دنبال جدایی هستند ؟؟!!!

    انکار تا کی ؟؟؟
    مگه میشه ؟ مگه داریم ؟

  • محقق تنکابنی در ۱۱:۳۵ , ۲۱ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    با سلام خدمت همشهری های عزیز
    من واقعاً برای آقای قنبر هراتی و عبدالله بیگی متاسف هستم که با فحاشی و توهین به هم استانی های خودشون، به تنکابنی بودن خودشون افتخار می کنند……… باور کنید اینها تنکابنی نیستند اینها فقط تنکابنی نماهایی هستند که از روی بیکاری موجبات تمسخر دیگران را به وجود می آوردند. تازه فهمیدم که چرا شهر و دیار ما پیشرفت نمی کند….. به دلیل وجود همین افراد با این نوع نگرش و تفکر هستند که دائماً داشته های خودمان را از دست می دهیم و هیچ گونه پیشرفتی نمی کنیم.
    وای بر این مردم بیگانه پرست (گیلک ها، فارس ها و ترک ها)…….
    .
    .
    .
    در پایان به عنوان یک تنکابنی مازندرانی……. آرزومندم همیشه تنکابن جزء جدایی ناپذیر مازندران باقی بماند.
    زنده با تنکابن……. زنده باد مازندران…….زنده باد فرهنگ مازندرانی

  • آرش از سه هزار در ۱۱:۵۲ , ۲۱ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    سلام
    یک پیامی به مردم خوب و اصیل تنکابن دارم…..
    همانطور که می دانیم……. دو شهید بزرگوار ما شهید شیرودی و شهید کشوری هر دو از استان مازندران بودند……. یکی از تنکابن و دیگری از بابل…… این دو شهید بزرگوار همیشه و در همه حال با هم دوست و برادر بودند……. حالا زمان آن نرسیده است که مردم این دو شهر هم با یکدیگر دوست و برادر باشند …… همه ما از یک پیشینه و یک ریشه هستیم……..
    .
    .
    .
    .
    بیاییم مازندران واحد را حفظ کنیم……… تبرستان واحد……

  • عبدالله بیکی از خرم آباد تنکابن در ۱۲:۳۸ , ۲۱ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    آقای محقق تنکابنی از نوع مازندرانی اصل
    علیکم السلام و رحمت الله و برکاته
    و دام شما افاضاتو
    برادر من تو یا نمیخوای قبول کنی واقعیتها رو یا خودت رو به اون راه زدی
    .
    اولاً که این شمایی که داری به گیلک ها – فارس ها – ترک ها توهین می کنی
    خجالت بکش ریکا جان
    بحث ما الان چه ربطی به ترک ها و گیلک ها و فارس ها داره ؟؟؟!!!!!
    چرا شال گردن رو به وسط تابستون ربط میدی ؟؟؟
    این وسط گیلک ها و ترک ها چه ربطی بهشون داره ؟؟
    .
    من خودم عاقلم و بالغ . دارم میگم به قول حضرت امام میزان رای ملت است . از هر ۱۰۰ تا تنکابنی و رامسری ۱۰۱ نفرشون دارن میگن ما میخوایم استان جدا داشته باشیم .
    اصلاً بحث گیلان و رشتی ها و گیلک ها این وسط چه ربطی داره ؟؟؟
    .
    با این کارهات خیلی مشکوک شدم که شما هم از دیار کدوخورها باشی و به اسم تنکابنی نظر می گذاری ؟؟
    .
    .
    مردمان تنکابن و رامسر هیچ نسبت و شباهتی با قوم کدوخور ندارند و به شدت پیگیر استان شدن هستند .
    .
    قبلاً هم گفتم کار به جایی رسیده که مردمان و مسئولین چالوس و نوشهر و حتی نور هم پیگیر استان شدن هستند
    .
    برو داداش خودتی
    بیر بور

  • عبدالله بیکی از خرم آباد تنکابن در ۱۲:۴۱ , ۲۱ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    قابل توجه افکار عمومی :
    دم خروس این آقای محقق تنکابنی بدجور زده بیرون
    .
    آقای محقق و فیلسوف و مفسر و جامعه شناس و اندیشمند تنکابنی از نوع اون وری شون !!
    مگه شما به شدت تبلیغات نمی کردی که فرهنگ و زبان تنکابن با شرق مازندران !! یکی است ؟؟
    .
    پس چی شده که اون مازندرانی هایی که نظر گذاشتند به ما گفتند رشتی ؟؟!!!!
    .
    آخه برو این داستانها و قصه هات رو جایی تعریف کن که خریدار داشته باشه
    مثل همون آمل و بابل خودتون
    .
    این داستانها و قصه ها در تنکابن و رامسر خریداری ندارد
    .
    .
    آقای شریعت نژاد در آخرین سخنرانی خود در رامسر به شدت بر پیگیری استان شدن غرب مازندران تاکید کرده
    نماینده نوشهر و چالوس بیشتر پیگیره
    .
    .
    زنده باد تنکابن و رامسر مستقل
    .
    .
    شما برو دم خروس را حل کن

  • عبدالله بیکی از خرم آباد تنکابن در ۱۲:۴۴ , ۲۱ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    میگم آقای آرش از سه هزار
    ساری و آمل و بابل هم مگه سه هزار داره که از اونجا نظر میدی ؟؟
    آدرس بده این سه هزارتون کجای آمل بابله خدمت برسیم
    کدو الان اونجا کیلویی چنده ؟؟
    .
    در عمرم تنکابنی ندیده ام که این قدر سنگ آمل بابلی های کدوخور رو به سینه بزنه !!!!

  • عبدالله بیکی از خرم آباد تنکابن در ۱۲:۴۷ , ۲۱ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    راستی آقای آرش از سه هزار ( البته سه هزار آمل و بابل )
    یه خورده حداقل اطلاعاتتو بالا ببر بعد مطلب بنویس
    شهید کشوری ( خدا روحش رو غرق رحمت کنه ) اهل کیاکلا بودند که تابع قائمشهر بود و حالا شده شهرستان سیمرغ / یک هیلی کوپتر هم وسط میدان هست
    الکی بابل رو این وسط مطرح نکن
    مطالعه ات رو بیشتر کن ریکا جان

  • عبدالله بیکی از خرم آباد تنکابن در ۱۳:۰۳ , ۲۱ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    اتفاقات رخ داده در جلسه پس از پیروزی دکتر شریعت نژاد در شهر رامسر
    .
    خوب دقت کنید :
    .
    گویا برگزاری جشن پیروزی شمس‌الله شریعت‌نژاد نماینده فعلی مجلس شورای اسلامی در حوزه انتخابیه رامسر، تنکاین و عباس‌آباد در انتخابات با عنوان تقدیر از حضور مردم با حواشی فراوانی روبرو بوده است.
    گویا شیخ صفر قاسمی رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی “””””””””” تنکابن “”””””””” و رئیس شورای هماهنگی اصلاح‌طلبان “””””” رامسر “”””” نیز به عنوان یکی از سخنرانان این همایش به سخنرانی پرداخت و با بیان اینکه مردم جدای اشتغال، معیشت انتظارهای دیگری نیز دارند، گفت:‌مهم‌ترین آن حفظ حقوق شهروندی و حقوق مدنی است.

    وی در ادامه با بیان اینکه “”””””””” کمبودهای غرب مازندران “””””””” بسیار زیاد است، افزود: بی‌اعتنایی مرکز استان به غرب باعث شده مردم غرب مازندران به دنبال استقلال باشند و اگر این اتفاق نیفتد به دنبال “””””””””” الحاق به گیلان “”””””””” هستند تا بتوانند از مازندران رها شوند.

    گفتنی است رامسر آخرین شهرستان استان مازندران و در مجاورت با گیلان قرار دارد و فاصله آن با رشت، ۱۱۳ کیلومتر می باشد که به مراتب کمتر از فاصله ۲۵۱ کیلومتری آن با ساری است.
    .
    .
    .
    تمام مسئولین رامسر و تنکابن بر علیه مازندران
    آن وقت محقق !!!! تنکابنی ما میگه ما عاشق مازندرانیم و وحدت !!! رو حفظ کنیم
    .
    .
    خواستید لینک خبر رو هم براتون بذارم بیشتر حالشو ببرید

  • مازندرانی در ۲۱:۲۰ , ۲۱ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    قنبر هراتی و عبداله بیکی هردو اصالتا رشتی هستند و دارند نقش تنکابنی ها رو بازی میکنند.اونا میخوان بین مردم استان تفرقه بندازند . مواظب نفوذ رشتی ها باشید. من میدونم که اونا بخش های زیادی از غرب مازندران رو اشغال کردن اما به مردم عزیز تنکابن توصیه میکنم نذارن اونا براشون تصمیم بگیرن
    در ثانی اونایی که هی از کلمه ریکا استفاده میکنند(جنبه استهزاء) مگه حتی مردم رامسر(و حتی چابکسر) هم به پسر ریکا نمیگن پس مشخصه که اینا مازندرانی نیستند بلکه اینا گیلانی هایی هستند که اصالت اونا به رودسر، لنگرود و سایر شهر های غربی و مرکزی گیلان برمیگرده.
    ثالثا آقای قنبر هراتی(رشتی افغانی) من گفتم و سر حرفم هستم که مازندران فقط تا شهرستان تنکابن
    رامسر فرهنگ گیلکی دارد.البته رامسری ها دچار دوگانگی هویت شدند من به آنها حق الحاق به استان گیلان را میدهم اما خودشان هم خوب میدانند که امر در شرایط فعلی شدنی نیست.

  • شهرستان های عباس آباد(سلمانشهر و کلارآباد) و کلاردشت در ۰:۲۳ , ۲۲ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    سلام
    ایجه چه خبره. چی سره اندی همدیره توهین هاکنین. چه دکوردنی هم دیر فاش.
    من کاری به استان بستان ندارمه فقط در جواب اون کسی که که بوته شریعت نژاد عباس آبادیه و پیگیر استان ببی ینه غربه خواسمه بوام که اما وره عباس آبادی ندومی. وه شهسوار دله گت ببی یه. وه چی سره در جلساتی که در شهرستان عباس آباد برگزار بنه حرفی از استان نزنه چون شه دونه که با این جور حرفا امه شهرستان دله رای جمع هاکردن نبنه.
    اما در صددمی کلازدشت همراه یه نماینده تحت عنوان نماینده شهرستان های عباس آباد و کلاردشت مجلس دله داشته بیم البته ونه از لحاظ جمعیتی به حد نصاب برسیم.

  • شلفی از سه هزار تنکابن در ۸:۱۳ , ۲۲ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    سلام عرض می کنم خدمت همشهری های عزیز و مردم خوب بخش خرم آباد تنکابن
    مقاله حاضر را خوانده ام و نظرات بعضی از دوستان را هم همینطور…… به نظرم نظر آقای”محقق تنکابنی” و آقای “آرش از سه هزار” و آقای “مهدی از گلیج پل” کاملاً درست می باشد و از رود نشتا تا رود شیرود همگی فرهنگ مازندرانی دارند به خصوص مردم سه هزار و دوهزار و چالکش و گلیجان…..
    خواهش می کنم دوستانی که حالا به هر دلیلی نظرشان متفاوت هستش به نظر دیگران احترام بگذارند و را مورد تمسخر قرار ندهند.
    به فرهنگ و زبان و گویش هر قومی احترام بگذاریم …
    .
    .
    .
    فقط برای من جای سوال هستش کسانی که خودشان را جز بخش خرم آباد می دانند چطور میگن فرهنگ و گویش ما ریشه مازندرانی ندارد؟؟؟؟!!! همه دیگه این را می دانند که بخش خرم آباد دارای فرهنگ مازندرانی هستش…… به احتمال زیاد کمی از فرهنگ بومی منطقه فاصله گرفته اند…
    انشاء الله همگی موفق باشیم.

  • مازندرانی در ۱۱:۴۰ , ۲۲ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    این آخرین مطلب من در این سایته
    دیروز من مطلبی رو تو اینجا نوشتم که اصلا هم جنبه توهینی نداشت اما پس از مدتی توسط مدیر حدف گردید البته حتما این مطلب رو هم حذف میکنن. با این عملشون مشخص شد که خود مسولین سایت تنکا نیوز هم گیلانی الاصل هستند.
    مطالب بالا که جنبه توهین به مازندران داشت چرا حذف نشد؟
    من به مردم اصیل تنکابن برای آخرین بار توصیه میکنم این آقایانی که به مازندران توهین میکنند و عوامل این سایت همگی اصالت گیلانی دارند و میخواهند با فریب مردم غرب مازندران که خود میهمان ناخوانده این منطقه هستند حرف خود را به کرسی بنشانند.
    از کارها و جملاتی که گیلانی بودن آنها را ثابت میکند:
    ۱-حدف مطالب مازندرانی ها و تنکابنی های اصیل و عدم حذف مطالب توهین به مردم غیور مازندران
    ۲- آنها کلمه ریکا را از جهت جنبه استهزا در مورد مازندرانی ها بکار میبرند. همه خوب میدانند که از شرق مارندران تا حتی غرب گیلان(تا چابکسر) به پسر ریکا میگویند. حالا شما که به اصطلاح تنکابنی هستی کلمه ریکا را از خود نمیدانی . پس شما و مسولین سایت گیلانی الاصل های تنکابنی نما هستید
    پیشنهاد: بهتر است اسم سایت تنکا نیوز به گیل نیوز تغییر پیدا کند
    شما تنکابنی الاصل های عزیز رو از شر گیلانی الاصل ها به خدا میسپارم و به گیلانی الاصل ها میگم

    باش تا صبح دولتت بدمد

    وسلام

  • رجبی از منطقه دوهزار تنکابن در ۰:۲۲ , ۲۴ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    با سلام خدمت همشهری ها و هم وطنان عزیزم…
    در ابتدا باید عرض کنم که این مقاله مذکور را خوانده ام و نظرات درج شده در این صفحه را…
    باید عرض کنم که درسته از لحاظ لهجه کمی با شرق مازندران تفاوت داریم ولی اصل کلمه و زبان مادری ما همگی یکی است و دارای گویش مازندرانی (تبری) هستیم. من به عنوان یک تنکابنی افتخار میکنم که به زبان اصیل تبری-فارسی صحبت میکنم.
    در جواب بعضی از دوستان که دوست دارند غرب مازندران استان بشود باید عرض کنم که اگر واقع بین باشیم میبینیم بدلیل جمعیت کم و شرایط اقتصادی تجاری نامناسب تنکابن، امکان پذیر نیست و تنها بخاطر مرکز گردشگری استان، نمیتوانیم چنین کاری انجام دهیم. همچنین تا آنجا که من میبینم هر روز علاقه مردم تنکابن، خرم آباد و نشتارود و…  به فرهنگ مازندرانی و گویش مازندرانی بیشتر میشه و از فرهنگ گیلکی و فارسی فاصله می گیرند که کار بسیار درستی هستش.
    در پایان از آقا یا خانم”محقق تنکابنی ” به دلیل توضیحات خوبشان در مورد اشتراکات زبانی مردم مازندران و ریشه های واژه ها، تشکر میکنم.
    موفق و موید باشید.

  • دیلمی در ۲۰:۲۴ , ۲۸ شهریور ۱۳۹۵ نوشت:

    همانطور که میدانید در طول تاریخ تا به امروز سرزمین شمال کشورمون همواره با تفکیک دو نام شناخته میشد یکی گیلان یا دیلمستان و دیگری مازندران و یا طبرستان. به گواهی تاریخ این دو منطقه در غالب اوقات مرزبندی در حدود رودخانه چالوس امروزی داشتند که هرازگاهی تحت تاثیر سیاستهای اعمالی نظامهای حاکم یا تنشهای محلی مرزی بخشهایی از خاک هر یک از این دو منطقه در بخش دیگری نمود پیدا میکرد. اما سیاستهایی که غالبا به منظور تحت تاثیر قرار دادن و انزوای قوم سرکش گیلک با نماد سرزمینی گیلان اعمال میشد باعث میشد که در برهه هایی بخش هایی از خاک گیلان در مرزبندی نام مازندران قرار گیرد و تنکابن بخشی از خاک و هویت گیلان است که سالها پیش در آخرین مرزبندی سیاسی تعریفی که مسلما بدون لحاظ کردن اشتراکات قومیتی فرهنگی و تاریخی همانطور که از نامش پیداست صرفا سیاسی بوده به منظور فشار به هویت و قومیت گیلک در محدوده نام مازندران تعریف گردید. که البته باید متذکر شوم تنکابن بزرگ که از سرزمین مادری خود گیلان جدا گشت در مرز شرقی خود کجور را در برمیگرفت و امروزه شهرستانهای نوشهر و چالوس و کلاردشت و عباس آباد و رامسر از پیکره این بخش جدا افتاده گیلان یک به یک جدا گشتند.
    و باید بدانیم که تغییر در مرزبندیهای سیاسی هیچ وقت قومیت، هویت، تاریخ و فرهنگ بخشهای به ظاهر و در نقشه جابجا شده رو تغییر نمیدهد خطاب کردن عنوان مازندرانی به مردم تنکابن همانقدر خنده دار است که مردم مهاباد را بواسطه اینکه سالهاست در محدوده سیاسی نقشه آذربایجان غربی جابجا گشته اند آذری خطاب کنیم همانطور که مردم مهاباد حتی اگر هزار سال دیگر در نقشه سیاسی آذربایجان واقع شوند همواره کرد محسوب میشوند مردم تنکابن بزرگ هم هماره گیلک خواهند بود.
    اما امروز موضوع تفاوتها یا تشابه های فرهنگی و قومیتی، دغدغه و نیاز اصلی مردمان غرب مازندران نیست چون همه مردمان شمال در نهایت هم رگ و ریشه اند تا حدی که حتی نوشتن کتابی با نام اشتراکات فرهنگی زبانی و قومیتی مردمان نیمه غربی شمال با نیمه شرقی اون تا حدی خنده دار بنظر میرسه. چون از نظر سایرین آنچیز که عیان است چه حاجت به بیان است لذا برخی از مازندرانی نماهایی که به قوم پرافتخار گیلک توهین کردند باید بدانند که هیچ وقت پسر به پدرش توهین نمیکنه.
    آنچیزی که امروز خاطر مردمان تنکابن بزرگ رو جریحه دار کرده تبعیضهای بیش از حدی است که مازندرانیها به آنها روا داشته اند، تنکابن بزرگ، امروز به امید همراهی سایر شهرستانهای غرب مازندران امروزی، که همگی روزی از پیکره تنکابن جدا شده اند توقع بجای تشکیل استانی جدید را به امید بهره مندی از حداقل سطح رفاه شهروندی و رفع سالها نگاه تبعیض آمیز به این محدوده به سر می پروراند.
    در نهایت درود میفرستم به فرزندان با شرف گیلان بزرگ علی الخصوص مردمان پاک تنکابن عزیز.

  • حسین قنبر هراتی .. پاسخ به کدوخورهای عزیز در ۱:۰۲ , ۱۲ مهر ۱۳۹۵ نوشت:

    با سلام به مسئولین محترم سایت تنکانیوز و تشکر از پیگیری همه تنکابنی ها و رامسری های عزیز برای رهایی از دست کدوخورها
    یک توضیح کلی به همه کدوخورها بدهم والسلام .. میدانم حالتان را .. میدانم اوضاع خرابتان را .. می دانم که الان چه آتشی گرفته اید !!
    آخه کدوخورها بس نیست این زورزدنهای الکی شما ؟؟؟؟ خسته نشدید از آب در هاون کوبیدن ؟؟
    آخه کدوخورها در سیستان و بلوچستان هم که بروید اولا به شما میگویند رشتی .. پس الکی اونهارو وارد قضیه نکنید .. ثانیا خودتون اعتراف دارید که رشتی ها به تعداد زیاد اینجاها هستند پس دیگه حرف اضافه موقوف
    آخه کدوخور آملی بابلی
    یک مسئول یا یک نهاد یا یک نفر نیست که در تنکابن و رامسر برای شما کدوخورها تره خرد کنه .. اون وقت شما دارید براب ما از فرهنگ مشترک !!! حرف می زنید ؟؟
    بین خودتون هم لهجه خودتون رو مسخره میکنید
    کدوخور داره برای ما از فرهنگ مشترک حرف می زنه !!!!
    برای بار آخر به شما کدوخورها هشدار میدم که دست از این کدوخوریهاتون بردارید
    تمام مردم غرب مازندران شمشیر رو از رو بستند بر علیه شماها
    .
    کدو خوریتون رو ببرید تو همون آمل و بابل خرج کنید
    بخدا چالوسی ها هم خودشون رو هم فرهنگ با شما کدوخورها نمیدونن
    چالوسی ها بدلیل ارتباط با تهران فرهنگشون هزار تای شما کدوخورها می ارزه

    .
    راستی به فرض مدیر سایت رشتیه
    می بینم که بدجوری آتیش گرفتید ؟؟
    آخه کدوخورها توی به اصطلاح استان خودتون هم بدجور غدیب هستید

    عرضه دارید یک سایت شما راه بیاندازید ببینید مردم تنکابن و رامسر چه جوری دنبالتون میکنن
    .
    .
    شمارو فقط با همون کدوخوری میشناسن و بس

  • حسین قنبر هراتی .. پاسخ به کدوخورهای عزیز در ۱:۰۶ , ۱۲ مهر ۱۳۹۵ نوشت:

    نمایندگان تنکابن و رامسر و عباس آباد به همراه نمایندگان چالوس و نوشهر و حتی نور !!!!!!!!!!! به شدت پیگیر رهایی از دست کدوخورها هستند
    دکترشریعت نژاد به عنوان یک عباس آبادی به شدت تمام پیگیره
    نمایندگان بقیه شهرها که دیگه بدتر
    .
    .
    به کدوخورهای گرامی از نوع آملی بابلی مجددا توصیه میکنم به فکر فروختن کدوهای پوسیده خود باشند و از کارهای بیهوده وو التماس کردن دست بردارند
    .
    .
    ما با کدوخورها هیچ نسبتی نداریم

  • حسین قنبر هراتی .. پاسخ به کدوخورهای عزیز در ۱:۱۱ , ۱۲ مهر ۱۳۹۵ نوشت:

    رامسر ؟؟؟؟؟
    تنکابن ؟؟؟؟؟
    شباهت فرهنگی با کدوخورها ؟؟؟؟؟
    هههههههههه
    خخهخخخخخخ
    شاید قرنی دیگر
    .
    ریکا ناهار نخردمه بوریم

    .
    در نهایت هم برای آخرین بار به اون کدوخورهای مازندرانی که به اسمهای شلفی !!! آرش !!! گلیج و … نظرهای تابلو از نوع کدویی میگذارند عرض کنم که خیلی وقته این حقه های کودکانه قدیمی شده
    .
    بهتره به فکر کدوهای جدید باشید ریکاهای کدوخور

  • حسین قنبر هراتی .. پاسخ به کدوخورهای عزیز در ۱:۱۸ , ۱۲ مهر ۱۳۹۵ نوشت:

    یک سوال از کدوخورها :
    .
    مگه شما نمیگویید تنکابنی ها به مازندرانی بودن خود افتخار میکنند ؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    .
    خب اگه اینجوره پس چرا دهها سایت در تنکابن و رامسر ، کمپین ایجاد استان جدید و رهایی از شر کدوخورها را پیگیری می کنند؟؟؟؟؟؟؟،؟؟؟
    .
    شما کدوخورها یک سایت درست و حسابی ( در راه خدا فقط یک سایت ) در منطقه تنکابن نشان دهید که طرفدار کدوخوری و باقی ماندن در مازندران باشند
    .
    عرضه دارید فقط یک سایت تنکابنی حامی مازندران یا کمپین مربوطه
    .
    .
    آخه کدوخورها
    آب رو بریزید دقیقاً همونجا که می سوزه

    ده سال دیگه هم هیچ تنکابنی نمیاد بگه من حاپی آملی بابلی های کدوخور هستم
    .
    برید این داستانها و خزعبلات اشتراکات فرهنگیتون رو توی همون آمل و بابل برای ریکاهای کدوخورتون تعریف کنید
    .
    .
    همین کارهارو کردید که روز به روز بیشتر مردم منطقه حتی چالوس و نوشهر و نور هم پیگیر استان جدید شده اند
    .
    .
    مردم گلوگاه هم داشان میخواد جزء گلستان شونو
    .
    .
    بخدا آبروریزی بسه دیگه
    .
    .
    من هم دلم نمیخواد بیشتر از این ضایع شوید
    .
    .
    امیدوارم از تاریخ درس بگیرید انشالله

  • حسین قنبر هراتی .. پاسخ به کدوخورهای عزیز در ۱:۴۶ , ۱۲ مهر ۱۳۹۵ نوشت:

    آخرین جوک سال به نقل از آقای رجبی از تنکابن !!!!! از نوع آملی بابلی :

    همچنین تا آنجا که من میبینم هر روز علاقه مردم تنکابن، خرم آباد و نشتارود و… به فرهنگ مازندرانی و گویش مازندرانی بیشتر میشه و از فرهنگ گیلکی و فارسی فاصله می گیرند که کار بسیار درستی هستش.
    در پایان از آقا یا خانم”محقق تنکابنی ” به دلیل توضیحات خوبشان در مورد اشتراکات زبانی مردم مازندران و ریشه های واژه ها، تشکر میکنم.
    موفق و موید باشیدهمچنین تا آنجا که من میبینم هر روز علاقه مردم تنکابن، خرم آباد و نشتارود و… به فرهنگ مازندرانی و گویش مازندرانی بیشتر میشه و از فرهنگ گیلکی و فارسی فاصله می گیرند که کار بسیار درستی هستش.
    آخ قربون اون شیرین زبونیات من بشم الهی …
    مردم تنکابن روز به روز به فرهنگ شما نزدیکتر می شوند ؟؟!!

    قربون اون هوش سرشارت بشم منننننننن

  • عبدالله بیکی از خرم آباد تنکابن در ۸:۰۰ , ۱۲ مهر ۱۳۹۵ نوشت:

    خدایا … پروردگارا … بار الاها … بزرگوارا … آفریدگارا …

    ازت خیلی ممنونیم

    در این دوره و زمونه که به دلایل مشکلات اقتصادی و بیکاری و گرانی و …. مدتهاست که یک شکم سیر نخندیده ایم
    ولی گویا این دوستان مازندرانی ما که گویا با نام مستعار « کئی خور » شناخته می شوند خودشان قصد دارند بدون دریافت هرگونه حقوق و مزایا موجبات خنده و مسرت و شادی ما را فراهم کنند .

    با خواندن نظرات این مازندرانی های به ظاهر تنکابنی چنان خنده و مسرت وجود هر انسانی را فرا می گیرد که نگو و نپرس

    برخی از افاضات و سوژه های خنده دوستان مازندرانی را برای خنده و البته ترکیدن در حد المپیک خدمتتان عرض می کنم .
    آخه کدوم تنکابنی این حرفار می زنه ؟؟؟ ای خدا شکم روده برای ما نذاشتن این کئی خورها

    ۱- فرهنگ و زبان ما تنکابنی ها ( از نوع کئی ) با شرق مازندران یکی است !!
    ۲- ما علاقه بی شماری به فرهنگ مازندرانی و کئی خوردن داریم !!
    ۳- ما اصلا زیرساخت نداریم ما اصلا مسئول نداریم که بخواهیم استان شویم !!
    ۴- ساروی ها همیشه در حق ما لطف دارند !!
    ۵- درسته از لحاظ لهجه کمی با شرق مازندران تفاوت داریم ولی اصل کلمه و زبان مادری ما همگی یکی است و دارای گویش مازندرانی (تبری) هستیم !!

    در ادامه بقیه صحبتهای مردم تنکابن و رامسر به شرح زیر است :

    – ما هم به خوردن کئی افتخار هاکنــــــــــــــــیییییییییم
    – ما هم به خانه می گوییم : سره —- به برویم می گوییم : بوریم !!
    – اصلاً ما کئی می خوریم که بخواهیم استان شویم مارو چه به استان شدن
    – کی گفته فاصله ما تا ساری زیاد است اتفاقاً این رشت است که خیلی دور است ما نیم ساعته می رویم ساری و برمی گردیم
    – کی گفته ساروی ها حق مارو خورده اند . نا نا نا نا نا نا …. این رشتی ها هستند که حق مارو خورده اند و بودجه استانی را به ما نمی دهند .. ساری ۹۹ درصد بودجه استان را به تنکابن و رامسر می دهد

    الان فکر کنم با این مزخرفاتی که گفته شده ، کل سایتهای اینترنتی بره روی هوا
    از خوانندگان محترم درخواست می کنیم که موقع خواندن این مطالب حتماً مواظب شکم + روده خود باشند
    فکر کنم دیگه نیازی نباشه مردم برای تفریح و شادی و ترکیدن بروند به کنسرت و جشن و …
    همین صحبتهای بالای دوستان کئی خور ما ( البته به ظاهر تنکابنی نظر داده اند ) برای هفت پشت ما کافیست

    راستی دیروز در کرات کله یکی از مسئولین استانی آمده بود
    مردم محل فقط و فقط یک حرف واحد داشتند و آن شفاف نبودن بودجه تنکابن و بی استفاده بودن فرمانداری ویژه !! تنکابن بود

  • داجلیری از لیره سر در ۹:۴۰ , ۱۲ مهر ۱۳۹۵ نوشت:

    آقایان محترم مازندرانی علیک سلام
    به فرض محال اصلاً فرهنگ ما و زبان ما خدای نکرده ۱۰۰ درصد مثل شما باشه چه ربطی داره ؟
    اردبیل هم قبلاً تابع تبریز بود هر دو شهر هم تورک های ۱۸ سیلندر بودند با فرهنگ مشابه ولی دیدیم که از آذربایجان شرقی جدا شدند و الان استان مستقلی هستند .
    تنکابنی ها و رامسری ها اولاً که هیچ تشابه فرهنگی با شما ندارند
    ثانیاً : وقتی مرکز استان ما ۲۵۰ کیلومتر با ما فاصله دارد و رشت ، نصف این فاصله را دارد کدام عقل سلیم می گوید که رامسری ها ۵-۴ ساعته برن تا ساری ولی ۱ ساعته نرن تا رشت ؟؟
    همچنین تنکابن هم فاصله اش تا رشت نصف راه تا ساری است
    حالا بماند که فرهنگ تنکابن و رامسر به گیلان هزار برابر شبیه تر است تا مازندران
    در نهایت هم عرض کنم که اصلاً این بحثهای تشابه زبانی و فرهنگی را بگذارید در کوزه آبشو بخورید چون الان در تنکابن و رامسر اصلا کسی نسل جوانشان به اون صورت محلی صحبت نمیکنه
    دخترها که ۲۰۰ درصدشان فارسی صحبت می کنند
    پس خیلی روی زبان و فرهنگ مانور الکی ندهید . چون الان کسی مشکلش فرهنگ و زبان نیست توی این مناطق .. مشکل ما تبعیض فراوان نسبت به غرب مازندران و دوری راه طاقت فرسا تا ساری است . همچنین ما اصلا کاری به کاری گیلان نداریم که الکی بزرگش کردید . ما استان مستقل می خواهیم و بس

    در نهایت یک سوال دارم :
    شما که این همه زور الکی می زنید که فرهنگ نابتان را با ما مشابه نشان دهید ، چرا ساروی ها و بابلی ها که یک فرهنگ و زبان دارند و فقط نیم ساعت با هم فاصله دارند سایه همدیگر رو با تیر می زنند ؟!!
    نگید نه که بدجوری ضایع می شیدا

    این کارها رو نکنید عیبه به خدا بجای این کارها اول مشکلات درون فرهنگی خودتونو حل کنید و مشکلات ساری و بابل هم فرهنگ !! رو حل کنید بعد نسخه فرهنگی برای تنکابن و رامسر بپیچید

  • داجلیری از لیره سر در ۹:۴۶ , ۱۲ مهر ۱۳۹۵ نوشت:

    یادمه از بچگی هر وقت برای کار اداری رفتیم ساری به ما گفتند رشتی
    حالا ما که اصلا رشتی نیستیم و شهسواری هستیم ولی جالبه که خودشون بیشتر از ما روی این قضیه اصرار دارند ولی موقع استان مازندران و منافع خاص که میشه یادشون میاد که ای وای آخی اون آخر ماخرا دو سه تا شهر دور افتاده هم وجود داره ها

  • امانپور از منطقه دوهزار تنکابن در ۱۱:۴۵ , ۱۴ مهر ۱۳۹۵ نوشت:

    با سلام.
    به نظرم فرهنگ مردم تنکابن خیلی بیشتر با مازندران همخوانی داره تا با استان گیلان.
    کمی واقع بین باشیم…
    آقایان قنبر هراتی و عبدالله بیگی که فکر کنم در اصل یک نفر هستند خیلی بی شعور و بی ادب هستند…  واقعآ براشون متاسف هستم.
    اینها همان هایی هستند که هیچ شغل و پیشه ای ندارند و دائما بهانه جویی می کنند عین قوم بنی اسرائیل… 
    از دیرباز در تنکابن هم قوم مازندرانی بوده (از رود نشتارود تا رود شیرود) که شامل اقوام بخش نشتا، خرم آباد، چالکش و گلیجان و شیرود….  هم اقوام گیلک که بیشتر از شرق گیلان به اینجا مهاجرت کردند و اقوام فارس همچون الموتی ها و طالقانی ها که آنها هم مهاجر بوده اند…. حالا تنکابن با این همه ظرفیت و تنوع قومیتی باید مرکز پرورش و توانمند سازی جوانان خود باشد نه اینکه ضعف و بیکاری خودش را بر گردن این و آن بیاندازد.
    متاسفانه این را باید اعتراف کنیم که هر چه هستش از ناکارامدی مردم و مسئولان خودمان است… الان اقتصاد کل دنیا به سمت اقتصاد خصوصی سوق پیدا کرده است و ما هنوز چشم به استان شدن و بودجه ناچیز دولتی دوخته ایم… که مسلما با استان جدید هم فقط مرکز استان تقویت می شود و نه کل استان…  پس مابقی مردم استان جدید هیچ سودی نمی برند. در نتیجه همان بهتر که جزو استان مازندران واحد باشیم…

  • داجلیری در ۱۰:۳۸ , ۱۷ مهر ۱۳۹۵ نوشت:

    سلام . والله من بیسواد هر چی فکر می کنم هیچ نقطه مشترکی بین ما تنکابنی ها با مازندرانی ها وجود نداره جز این که به زور اسم مارو هم گذاشتن مازندرانی
    هر چی امکانات و منابع رو که بگی خودشون به جیب زدند اون وقت دارند برای ما از اشتراکات صحبت میکنند . مسئولین مازندرانی اصلا به این منطقه توجهی ندارند . این مازندرانی ها هم برای فرار کردن از جواب دادن مرتب میگن فرهنگ تنکابن گیلانی نیست . خب مگه ما میگیم هست ؟ اگه مقایسه کنیم کاملا مشخصه که در هر حالت فرهنگ تنکابن و به ویژه رامسر به گیلان در مجموع شبیه تره ( نه این که حتما یکی باشه ) نسبت به ساروی ها ..
    یکی از همشهری ها اون بالا سه تا نکته خوب رو یادآوری کرده بود : ۱- به فرض محال ما فرهنگمون مشترکه چه ربطی داره ؟ پس چرا بابلی ها و ساروی ها به خون هم تشنه هستند ؟ ۲- کدام سایت و رسانه های جمعی در منطقه تنکابن مدافع باقی ماندن در استان مازندران هستند ؟ ۳- چرا تمام مسئولین و نمایندگان مجلس غرب مازندران متفق القول پیگیر استان شدن جدید هستند و حتی یکی از آنها هم نمی گوید تابع مازندران باقی بمانیم ؟؟!!
    پس حتماً خبراییه و دوستان مازندرانی به قول نقی دارند میپیچونن !!

  • داجلیری در ۱۰:۴۱ , ۱۷ مهر ۱۳۹۵ نوشت:

    ضمناً آقای امانپور شما هم نظراتت را بگذار در کوزه و آبش را بخور
    ما دایه مهربانتر از مادر نمی خواهیم دادا

  • داجلیری در ۱۰:۴۸ , ۱۷ مهر ۱۳۹۵ نوشت:

    چقدر جالبه که این مازندرانی ها که به دروغ خود را تنکابنی معرفی می کنند هزار تا دلیل و علت برای این که استان شدن به ضرر ماست ! ما زیرساخت نداریم ! ما امکانات نداریم ! مارو چه به استان شدن ! مازندران واحد !!!! بودجه ناچیز دولتی ! و ……. می آورند
    ولی یک بار این افراد از توانایی های غرب مازندران سخنی به میان نمی آورند ؟؟؟؟؟
    عقل سلیم چی میگه ؟ آدم تنکابنی باشه و اینهمه از ضعفهای منطقه خودش بگه ؟؟
    مگه گلستان که استان شد همین مازندرانی های مستکبر مخالف سرسخت نبودند ؟ ولی دیدیم گلستان استان شد و الان برای خودش سالهاست که داره برنامه ریزی می کنه و حتی مردم گلوگاه هم خواستار الحاق به آنجا شده اند

    پس این گونه بد نوشتن از تنکابن و فقط از مشکلات صحبت کردن نشانه نفوذی بودن و مازندرانی بودن این افراد معلوم الحال است که هیچ جایگاهی در تنکابن ندارند

    امانپور جان و بقیه = خودتی دادا
    مگه میشه ؟ مگه داریم ؟

  • ابوذر صالح رمجی در ۱۷:۴۵ , ۱۷ مهر ۱۳۹۵ نوشت:

    سلام علیکم
    ما مردمان غرب مازندران خواستار داشتن استانی مستقل ، نهاد تصمیم گیرنده جدا ، سهولت در انجام امور اداری و تخصیص بودجه مستقل به منطقه هستیم .
    حالا مهم نیست مرکز استان چالوس باشه یا تنکابن مهم اینه که مردم منطقه راحت باشند .
    برخلاف نظر افراد دروغگو و مغرضی که در بالا نظر داده اند هم پتانسل داریم ، هم مسئول خوب ، هم جمعیت کافی ، هم اراده کافی
    از افراد کم بین و کوته بین هم بیزاریم که مردم و پتانسیل های منطقه را به دروغ معرفی می کنند

  • اکراسریان در ۱۲:۰۰ , ۱۸ مهر ۱۳۹۵ نوشت:

    خب خداروشکر این مازندرانی ها در باندبازی ها و فرقه گرایی های خود ، رامسر عزیز را جزء استانشان به حساب نمی آورند و می گویند تا رود شیرود جزء مازندران است
    خداروشکر که ما از این قومیت بازی های آنها جان سالم بدر بردیم وگرنه معلوم نبود فرهنگ ما رامسری ها را هم جزو فرهنگ بالای خود بحساب می آوردند .
    اگر فقط رامسر را در نظر بگیریم ، به صدها دلیل الحاق رامسر به استان گیلان برای همه منفعت دارد
    راهمان تا مرکز استان یک چهارم می شود ، تصادفات و هزینه های رفت و آمد کمتر می شود ضمن این که با مردمان گیلان خیلی خیلی راحت تریم

  • کلاری در ۱۹:۳۴ , ۱۸ مهر ۱۳۹۵ نوشت:

    قنبر هراتی و عبداله بیگی هردو اصالتا رشتی هستن من میدونم

  • علیمرادی از جواهرده در ۲۳:۵۲ , ۱۸ مهر ۱۳۹۵ نوشت:

    تورو خدا منطقه مارو استان کنید
    مردیم از این بدبختی

  • سیروس از قائم شهر در ۲۰:۴۱ , ۲۰ مهر ۱۳۹۵ نوشت:

    که مازندران شهر ما یاد باد همیشه بر و بومش آباد باد
    شهمیرزاد و فولاد محله و….. رو سمنان از ما گرفت.
    گرگان رو با دشمنی و نامردی از ما جدا کردند.
    الموت رو به قزوین دادند.
    فیروز کوه و لواسان و لار و طالقان و … رو تهران از ما گرفت. الان هم که چشم طمع به گدوک و امام زاده هاشم داره . فردا خدا میدونه کجاها رو میخوان به زور ازمون بگیرن.

    مازندران عزیز و محروم و مظلوم مارو تیکه پاره کردند و بی شک باز هم ادامه اداره.
    تورو خدا شما شهسواری ها دیگه از جدایی حرف نزنید و نمک رو زخممون نریزید.

    من یه قائم شهری ام و برام شهسواری و نوشهری و آملی و بابلی و ساروی و حتی گرگانی و بندر ترکمنی فرقی نداره . چون عاشق مازندرانم و به تاریخ غرور آفرینش میبالم و مطمئن هستم روزی میاد که دوباره همه ی تکه های جدا شده از مازندران بهم وصل میشن و مازندران همون مازندران بزرگ و غرور آفرین دیروز میشه . شک ندارم.
    چرا بعضی از دوستان فکر میکنن ریشه همه مشکلات بخاطر اینه که در غرب استان زندگی میکنند.
    فکر میکنید ما که به ساری یا به قول شما مرکز استان وصلیم مشکل نداریم ؟؟؟؟
    به خدا قسم مشکلات شهر ما و معضل بیکاری و شهرسازیش خیلی از شما بیشتره.
    بیکاری بیداد میکنه. پارتی بازی بیداد میکنه. جوون های قائم شهر بیشترشون برای کار به تهران و سمنان و خیلی هام به آمل رفتن.
    ۲ تا بیمارستان بزرگ چندین ساله نیمه کاره رها شده.
    بزرگترین مجتمع تجاری که قرار بود تو شهر ما ساخته شه نیمه کاره رها شده و پولش رو خوردند و رفتند.
    حتی یک سینما در شهرمون نداریم. جاده هامون مال ۴۰ ساله پیشه و داغونه.
    کارخانه نساجی مازندران که افتخار استان بود رو ورشکست کردند و تخریب کامل کردند.
    میتونم تا صبح از مشکلات شهرم قائم شهر یا همون شاهی قدیم بگم….
    شما مینالید که از مرکز استان دورید و باید استان شید . ما که به ساری وصل ایم باید چی بگیم.
    ساری هم پر از مشکلات و کمبود هاست. همونطور که بابل هست . همونطور که آمل و نور و چالوس و شهسوار هست.
    برادر عزیزم. دوست عزیزم . هم استانی عزیز تر از جانم . راه حل مشکلات ما جدایی نیست.
    راه حل ما پیوستن و اتحاد با همدیگه است. باید متحد شیم تا از خودمون دفاع کنیم.
    حقمون رو بگیریم. حقمون رو بگیریم از کسانی که چشم به ثروت های بیشمار مازندران دوخته اند.
    تموم کارخانه ها و صنعت ها و امکانات رو به تهران و سمنان و تبریز و و …..بردند. و فقط برای تفریح و استراحت و ولگردی هوای مازندران به سرشون میزنه.
    مازندران شده حیات خلوت شون . تو هر فیلم و سریالی تکیه کلامشون شده بریم شمال بریم شمال.
    مازندران رو با خونه خالشون اشتباه گرفتن انگار.
    حقمون رو از اون ها بگیریم. از همون کسانی که مازندران رو تیکه تیکه کردند.
    از همون کسایی که استان ما رو به این روز و حال انداختن. استانی با ثروت های بیشمار اما غرق در فقر و بیکاری .
    حقمون رو از اون ها بگیریم . نه از ساروی ها یا شرق نشین های استان که مشکلاتشون از شما خیلی خیلی بیشتره.

    جانم فدای ایران . جانم فدای مازندران و تمامی مازندرانی های خونگرم و باصفا .
    یا حق.

  • داجلیری در ۱۰:۵۰ , ۲۲ مهر ۱۳۹۵ نوشت:

    باز سر و کله این آملی – بابلی ها پیدا شد
    ول کن هم نیستند . کی راحت میشیم ؟؟

  • داجلیری در ۱۰:۵۴ , ۲۲ مهر ۱۳۹۵ نوشت:

    خدایی این موضوع که این آقای سیروس قائمشهری مثلا انتظار داره ” الموت ” هم جزء مازندران باشه یا قبلا جزء مازندران بوده دیگه جوک سال ۹۵ باید باشه
    ولشان کنی خود رشت و قزوین و سمنان را هم مدعی میشن

  • همایون بالابندی ثانی در ۷:۴۴ , ۲۵ مهر ۱۳۹۵ نوشت:

    آقای سیروس عزیز سلام . ما هم حسن نیت شمارو به فال نیک میگیریم
    ببین عزیزم چند تا نکته رو اگه رعایت بفرمایید ما هم میگیم دست شما درد نکنه
    ۱- عدم تبعیض به شهرهای غرب مازندران
    ۲- ایجاد طرح های صنعتی در غرب استان همانند آمل و بابل و قائمشهر که همه طرح ها را بلعیده اند
    ۳- فعال شدن فرمانداری ویژه تنکابن به طوری که الان نقش مترسک را بازی می کند و این موضوع که ما برای کارهای اداری ۴ ساعت راه نیاییم تا ساری

    در غیر این صورت مردم تنکابن و کلا غرب استان حقشان است که استان شوند و این همه عذاب نکشند

  • علیمرادی از جواهرده در ۱۹:۱۸ , ۳۰ مهر ۱۳۹۵ نوشت:

    تا همین سال ۹۵ مردم رامسر و حومه حداقل سه چهار طومار برای الحاق به گیلان به وزارت کشور فرستاده اند
    انشالله که آن روز می رسد

  • چالوس در ۱۸:۲۳ , ۷ دی ۱۳۹۵ نوشت:

    مرکز استان جدید باید چالوس باشه

  • ابولحسنی از سه هزار تنکابن در ۱۱:۵۱ , ۱۰ دی ۱۳۹۵ نوشت:

    تنکابن یکی از شهرهای استان مازندران در ایران است. تنکابن مرکز شهرستان تنکابن بوده و بزرگترین شهر غرب استان مازندران محسوب می‌گردد. این شهر مرکز فرمانداری ویژه تنکابن می‌باشد. جمعیت آن بر اساس آخرین سرشماری ۴۵٬۳۳۸ نفر بوده است. مردم بومی تنکابن با گویش مازندرانی و لهجه شبیه گیلکی صحبت می کنند.
    تنکابن مرکز منطقه محال ثلاث تنکابن در دوران قاجاریه بوده که در دوران پهلوی به نام شهسوار تغییر نام پیدا کرد و پس از انقلاب اسلامی دوباره با نام تنکابن شناخته می‌شود. در دوران صفویه به نام فیض خوانده می‌شده و پیش از آن به نام «دیلم خاصه» شناخته می‌شده است.

    دوره خلعتبریان

    از اواخر حکومت کریم خان زند ــ که به دستور وی مهدی خان خلعت بری (از طایفه خَلابَران) به حکومت تنکابن رسید تا پایان حکومت قاجاریه، خلابران بر تنکابن حکومت کردند. در ۱۱۹۵، مهدی خان تفنگچیان تنکابنی را همراه مرتضی قلی خان، برادر آقامحمدخان قاجار، که از طرف او مأمور فتح گیلان بود، فرستاد و از آقامحمدخان خواست تا با جدایی تنکابن از گیلان و الحاق آن به مازندران موافقت کند. علت جدای ظلم و فشار حکام گیلانی بر منطقه تنکابن و تفاوت های گویشی و فرهنگی بوده است. با موافقت آقامحمدخان در این سال، ولایت تنکابن ضمیمه مازندران شد و با الحاق نواحی کلاردشت و کجور به تنکابن، ولایت محال ثلاث / ثلاثه تشکیل شد. به نوشته زین العابدین شیروانی در ۱۲۴۷، تنکابن قصبه‌ای در میان مازندران و گیلان و میان جنگل و دریا بوده، آب فراوان و هوای بد، خاک ابریشم خیز و زمین عفونت انگیز و برنج بسیار داشته‌است. وی فزوده‌است که حکیم مؤمن مؤلفِ تحفه المؤمنین * اهل آنجاست.

    در زمان محمدشاه قاجار (۱۲۵۰–۱۲۶۴) که حبیب اللّه ساعدالدوله حاکم تنکابن و محال ثلاث شده بود، تنکابن نفوذ سیاسی بسیار یافت (یوسفی نیا، ص ۳۳۹). در حدود ۱۲۷۵ مکنزی و ملگونوف در باره بلوک و محله تنکابن و مالیات آن، تولید ابریشم و صادرات گندم و برنج آن به گیلان و قزوین و باکو مطالبی آورده‌اند.

    در دوره ناصرالدین شاه (۱۲۶۴–۱۳۱۳) تنکابن به عنوان محلاتی در ولایت مازندران ضبط شده‌است (بهلر، ص ۳۳). اعتمادالسلطنه در اواخر سده سیزدهم نوشته‌ است که تنکابن قسمتی از مازندران و مشتمل بوده‌ است بر هشتاد پارچه ده کوچک ییلاقی و قشلاقی و ناحیه‌ای از سفیدتمش (حد غربی) تا نمک رود (نمک آبرود، حد شرقی)، و افزوده‌است که محال ثلاث عبارت اند از: تنکابن و نواحی کلارستاق و کجور. اعتمادالسلطنه به امامزاده‌ها، و صنایع آن از جمله تولید چوخا (جامه پشمی چوپانان) و چادرشب نیز اشاره کرده‌است. در ۱۳۰۸۸ مورگان از حاصلخیزی بخش تنکابن و محصول پنبه آن، باغهای وسیع مرکّبات، لهجه مخصوص اهالی و مسجد کوچک تنکابن یاد کرده‌است. در ۱۳۱۴۴ تنکابن مشتمل بر شش بلوک بود و ماهیگیری در آن رونق فراوان داشت، نیز محله شهسواران در کنار دریا باغهای بی نظیر داشت و تجار باکو در آن بازار، خانه و حمام داشتند.

    در دوره مشروطه (ح ۱۳۲۴–۱۳۲۷) ــ که با قیام محمد ولی خان تنکابنی *، ملقب به سپهدار تنکابنی، همراه بود ــ تنکابن یکی از مراکز آزادی خواهی شد. امیراسعد تنکابنی، حاکم تنکابن و فرزند سپهدار تنکابنی، با رد مذاکرات هفتم ذیحجه ۱۳۲۴ مجلس برای انتخاب وکلا، محال ثلاث تنکابن را «حکومت مستقله» خواند.

  • ابولحسنی از سه هزار تنکابن در ۱۱:۵۳ , ۱۰ دی ۱۳۹۵ نوشت:

    فقط سه هزار فقط تنکابن فقط مازندران……….

  • علیمرادی از جواهرده در ۱۹:۰۶ , ۱۴ دی ۱۳۹۵ نوشت:

    آقای ابوالحسنی از سه هزار ساری یا آمل و بابل

    تمام مردم منطقه میگویند استان جدید شمای ساروی میگویی لیلی زنه یا مرده ؟؟
    ابوالحسنی جان شما برو ور دل همون قوم و خویشت در ساری دست از سر ما هم بردار
    ای ساروی زرنگ !!!

  • علیمرادی از جواهرده در ۱۹:۰۷ , ۱۴ دی ۱۳۹۵ نوشت:

    انشالله بزودی منطقه استان خواهد شد

  • علیمرادی از جواهرده در ۱۹:۱۰ , ۱۴ دی ۱۳۹۵ نوشت:

    اردبیلی ها هم مثل تبریزی ها عین همدیگه تورک زبان هستند ولی اردبیلی ها برای رفاه بیشتر یک استان مستقل شدند
    لذا به فرض محال که فرهنگ تنکابن هم مثل ساری باشه خدای نکرده ، مهم رفاه مردم منطقه است نه تاریخ ۵۰۰ سال گذشته که الان همه چیزش عوض شده . حالا رامسری ها چرا باید الکی فنا شوند ؟؟

  • رامسر در ۱۶:۲۳ , ۲۳ دی ۱۳۹۵ نوشت:

    اگه ما تنکابن رو قبول داشتیم ازش جدا نمیشدیم. مرکز استان جدید فقط تنکابن نباشه. حتی نمک‌آبرود باشه قبوله.

  • محسن رودگر در ۲:۲۷ , ۲۴ بهمن ۱۳۹۵ نوشت:

    دوره ۴ ساله بحث وسطح نظرات طی این دوره خودش موضوعی برای بررسی میتونه باشه وشاید یکی از دلایل وضعیت فعلی این مناطق

  • احمد فلاحی در ۶:۴۷ , ۱۷ اسفند ۱۳۹۵ نوشت:

    تنکابن ظرفیت مرکز استان شدن رو نداره. واضحه که شایستگی چالوس برای مرکز شدن بیشتره چون هم نزدیک بندر نوشهره و هم از طرف جاده چالوس به پایتخت راه داره. رامسریا هم شما رو قبول ندارند، حالا میایین واسه چالوس کوری می‌خونین.

  • علیمرادی از جواهرده در ۲۲:۴۵ , ۴ فروردین ۱۳۹۶ نوشت:

    اون فرد با نام رامسر !!! با اون کامنت تابلوش معلومه رامسری نیست
    ما با تنکابن هیچ مشکلی نداریم

  • محمدی از رامسر در ۱۰:۲۱ , ۱۰ فروردین ۱۳۹۶ نوشت:

    درست است که آقای/خانم  علیمرادی از جواهرده هیچ مشکلی با تنکابن حس نمی‌کنند ولی این دلیل نمی‌شود بقیه رامسری‌ها طرز تلقی ایشان را داشته باشند. از ایشون خواهش می‌کنم از طرف خودشان از تنکابن دفاع کنند. بعد از آن‌همه سختی و مشقت برای جدایی از تنکابن، حالا شما چرا شما سنگ 
    اونا رو به سینه می‌‌زنید؟

  • نژاد مقدم از آخوند محله تنکابن در ۱۹:۰۶ , ۱۰ فروردین ۱۳۹۶ نوشت:

    آقای محمدی از رامسر . خدایی الان اصلا بحث تنکابن مطرحه که شما داری این حرفها رو می زنی ؟؟
    پاسخ به شما بمونه برای بعد
    بحث رومنحرف نکن . مهم استان شدن غرب مازندرانه . در مورد اختلافات توهمی شما با تنکابن سر فرصت بحث می کنیم . والله در این تنکابن هزاران رامسری دارند زندگی می کنند از جمله بازاری ها و پزشکان در تنکابن که خیلی هاشون رامسری هستند . تنکابنی ها هم در رامسر هستند و اوضاع خیلی هم خوبه
    نگذاریم بحث به حاشیه بره

  • همشهری در ۸:۱۰ , ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۶ نوشت:

    داجلیری.قنبر هراتی.عبداله بیگی کله ماهی خورهای تفرقه انداز،لطف کنید فرهنگ رشتی ها رو با مازندرانی قاطی نکنید و اینقدر خزعبلات ننویسید.اسم طبرستان خصوصاً اسم تنکابن قداست داره.من خودم تنکابنی هستم و همسرم بچه شرق مازندران.با توجه به اینکه علاقه شدیدی به شهر خودم و مردم خودم دارم ولیکن به صراحت میتونم بگم که صداقت و درستی و سادگی و صمیمیت و یکرنگی مردم اون منطقه بیشتر از ماست.اینجا استان نمیشه چون مردمش هوای همو ندارن،پشت هم نیستن.مسئولینش بی عرضه هستند و فقط حرفای مفت میزنن.استان شدن لیاقت میخواد که متاسفانه متاسفانه ما با این طرز فکری که داریم هیچگاه عملی نخواهد شد.

  • علی از تنکابن در ۸:۵۵ , ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۶ نوشت:

    به نظر میرسه اگر مسئولین شهرداری تعدادی همایش برای نقد عملکرد خوشان هم بزارن بد نباشه. با هر ۱۰ همایش برای استانی شدن لااقل یه همایش هم برای «میدان بار» و «زباله» بزارن بد نیست. عزیزان شهرداری مردمو دنبال نخود سیاه نفرستند.

  • عبدالرحیمی از خرم آباد در ۷:۲۵ , ۴ مرداد ۱۳۹۶ نوشت:

    آقای همشهری اصل کئی خور آملی – بابلی تنکابنی نما .بنده عبدالرحیمی هستم ساکن خرم آباد . اینو بدون که آقای شریعت نژاد نماینده تنکابن و رامسر هم حامی ایجاد استان جدیده . شما دست خانواده ات را بگیر تشریف ببر وسط همون کئی خورها.اصلاً این وسط چه ربطی به رشتی ها داره ؟ رشتی ها بدترین قوم دنیا . خب فعلاً که اونها نه سر پیاز هستند نه ته پیاز . تو خیلی تنکابنی هستی ببین مردم تنکابن سایه تو و امثال تو را با تیر می زنند . همین نفوذی ها و ستون پنجم هایی مثل شما برای نابودی فرهنگ تنکابن کافی است .از آملی و بابلی و امثال تو برای ما آبی گرم نخواهد شد . انشالله استان می شویم به گیلان هم ملحق نمی شویم استان می شویم و از دست شما کئی خورها خلاص خواهیم شد .همین ترسی که هر لحظه در تن و جان شما آملی بابلی ها وجود داره کافیه
    عبدالرحیمی از خرم آباد / ساکن خیابان شهید فتحعلی نژاد / گل و گیاه فروش

  • احمدی در ۱۸:۰۹ , ۲۱ مرداد ۱۳۹۶ نوشت:

    نه رشتی نه مازندرانی
    فقط تنکابن رو عشق است که باید استان شود و حقش را خورده اند . البته مردم تنکابن باید همت کنند که متاسفانه خبری نیست

  • هم محلی در ۱۶:۳۵ , ۵ شهریور ۱۳۹۶ نوشت:

    این رشته سر دراز دارد

  • حسن در ۱۰:۲۲ , ۲۰ شهریور ۱۳۹۶ نوشت:

    بی عرضگی مسئولان غرب مازندران بالاخص تنکابن . تنکابنی که نیرو نداره ی شهردار بومی انتخاب کنه می خواد استان بشه که چیکار کنه؟؟؟؟؟؟؟؟ گیریم استان شدن باز فردا استان دار و فرماندار و شهردار باید وارد کنن و اینم فرقی نداره به حال مردم بومی .

  • مازیار در ۱۱:۵۸ , ۵ مهر ۱۳۹۶ نوشت:

    استان شدن هم حالا حالاها خووبی برا گیلکون هستش، منم شکریم از بابلسر شهرک قائم بیست متری اول

  • مازیار در ۹:۱۹ , ۶ مهر ۱۳۹۶ نوشت:

    حدود سال ۹۱ بود با اونهمه پارتی در سطح کشوری نتونستید استان بشید حالا هنوز دارید زور میزنید خسته نباشید!!!ما چرا ناراحت باشیم فللا رامسر و تنکابن واس ماس پس کله ماهی خورا باید ناراحت باشن.

  • مازیار در ۹:۲۸ , ۶ مهر ۱۳۹۶ نوشت:

    در مورد دوری راه تتا ساری ما امیدواریم آمل مرکز استان بشه البته من خو م بابلسریم چیزی ره ما نمیرسه ، تا مشکل مازندرانیهای غرب استان تا حدودی حل بشه که البته قبلش باید از نظر زیر ساختا امل اماده بشه تا بلای ساری سر امل نیاد مثل ترافیک

  • مازیار در ۹:۳۳ , ۶ مهر ۱۳۹۶ نوشت:

    در مورد فیلم پایتخت هم، خب بعد انقلاب با همه گویشها شوخی شد لرها گیلکها… نقشهای طنزی که به گیلکها دادن و یه جور تمسخر بود تا حالا ندیدید.
    اما اونچه که خیلی زشته و تا ابد لکه ننگش رو پیشونی گیلکها میمونه بازیگری به نام میری رشتی هستش که چقدر رشتیا رو تحقیر کرد حتما تیکه کلامش یادتونه به جان یگانه پدرم.
    اما نقی یه فرد کشتی گیر خانواده دار خانواده دوس که البته طنز هم بود که طبیعیه تو همه فیلمای طنز هست و با همه لحجه ها نقی یا ادم تو سری خور نبود

  • مازیار در ۹:۵۱ , ۶ مهر ۱۳۹۶ نوشت:

    زنده باد تنکابن و رامسر مازندران، در ضمن ما رودسر املش لنگرود ودیلمان و رودبار رو هم میخوازم چون دیلمن و دیلم هم آماردند آماردها هم مازنی بودن، ولی قوم گیلک یه علامت سوال بزرگه؟!؟! این قوم از کجا اومده کی بوده و تعدادشون از ۷۰۰ هزار تا فراتر نمیره

  • مازیار در ۱۰:۲۱ , ۱۸ مهر ۱۳۹۶ نوشت:

    راستی از مرد شماره یک رشت چ خبر میری رشتی تیکه کلامش یادتون هس به جان یگانه پدرم، ههههه مجسمشو تو رشت بزنین بعنوان مرد غیرت خخخخخخخ، از میرزا کوچولو چ خبر مردک تجزیه طلب که به گورستان تاریخ رفت

  • علی از تنکابن در ۱۹:۴۳ , ۲۹ مهر ۱۳۹۶ نوشت:

    آقای عبدالرحیمی، اگه اینجا بوذی و بوی بد آشغال را تحمل می‌کردید، شاید کمی هم به من حق می‌دادید. ادبیات حضرت‌عالی اصلا پسندیده نیست. شما که در تنکابن نیستی چرا به اهالی این شهر نمونه کشور اهانت می‌کنید؟

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

پایگاه خبری تحلیلی شهرستان تنکابن © ۱۳۹۷ - ۱۳۹۱
هرگونه کپی برداری از مطالب، تصاویر و عناوین موجود در تنکانیوز منوط به ذکر منبع، بلامانع می باشد.
توسعه پوسته: تیم طراحی و توسعه تنکاوب