نسخه چاپی نسخه چاپی

تنکا نیوز گزارش می دهد:

دکتر منوچهر ستوده در آثارش زنده است


تنکا نیوز: منوچهر ستوده بارها گفته بود عده‌ای به دنیا می‌آیند تا بمیرند و عده‌ای هم به دنیا می‌آیند تا بمانند و به حق و یقین او به دنیا آمد، تا بماند.

به گزارش تنکا نیوز، به راستی که منوچهر ستوده را نمی‌توان فقط در رفتارش جستجو کرد و شناخت، زیرا ویژگی‌های رفتاری این محقق و پژوهشگر برجسته بخشی کوچک از ویژگی‌های او بوده‌اند، چشمانی نافذ، گوشی شنوا، ذهنی ژرف‌نگر و کنجکاوی بی حد و حصر او در حوزه علوم جغرافیا، تاریخ و بوم‌شناسی و آن هیبت قوی، فرم ایستادن و نشستن و مهم‌تر از همه زنگ صدای استاد که بسیار موسیقیائی و آهنگین بود و در گوش شنونده آن به نحو سحرآمیزی می‌نشست. همه این ویژگی‌ها در کنار عشق به طبیعت و احترام به گیاه و جانوران تنها بخش کوچکی از ویژگی‌های پدر علم نوین جغرافیای ایران بوده است و اگر بخواهیم به واقع این سرو کهنسال پژوهشگر را با آن ذهن جستجوگر بشناسیم باید او را در آثار و دفترچه خاطراتش جستجو کنیم. و در این صورت  است که با توجه به مرگ او می‌توان گفت منوچهر ستوده در آثارش زنده است و جاودانه گشته است.

S-23(1)

عصر روز ۲۲ فروردین هنگامی که پیکر استاد با مرکب آهنین و صدای آژیر وارد باغی شد که او با دستان خود و درآمد اندکش که حاصل سال‌ها تدریس و ممارست در حوزه علوم جغرافیا ، تاریخ و باستان‌شناسی بود و هر چه توان داشت برای معرفی کشورش ایران که به حق به آن عشق می‌ورزید و برای آن در عمق دلواپسی‌هایش شعر زیبائی نیز سروده است هزینه کرد وارد شد، قلب بسیاری از کسانی که در این لحظه و در آن باغ زیبا حضور داشتند و در انتظار وداعش بودند به طرز غریبی گرفته بود زیرا از او به عنوان یکی از مفاخر بزرگ ملی ایران و ایران‌شناسی که عمیقاً به تاریخ و پیشینه پربار فرهنگی کشورش عشق می‌ورزید یادگارانی برجای مانده است که حاصل تحقیق در شرایط طاقت‌فرسای سال‌ها پیاده روی و عبور از تنگراه‌هایی بوده است که شاید حضور در این نقاط امروز هم برای افراد عادی خالی از خطر نیست در حالی که این دانشمند بزرگ به دفعات با ابتدایی‌ترین وسایل و با پای پیاده برای شناسائی بقایایی تاریخ طبیعی و فرهنگی این آب و خاک جان پر ارزش خود را به مخاطره انداخت تا آن‌ها را برای ملت خویش باز شناساند و با خلق این آثار نمیرد و بماند.

منوچهر ستوده بارها گفته بود عده‌ای به دنیا می‌آیند تا بمیرند و عده‌ای هم به دنیا می‌آیند تا بمانند و به حق و یقین او به دنیا آمد، تربیت شد، تحصیل کرد، مدارج عالی را پیمود، استاد و معلم شد، تربیت کرد و آموخت، پژوهشگر شد و به تمامی نقاط این سرزمین جستجوگرانه گام نهاد روستا به روستا، کوه به کوه، دره به دره از این چشمه تا آن آبشار و گذر از تنگناهای بسیار و حتی کاوش سنگ قبور آرامستان‌ها و هر آنچه که لازم بود را کاوید و به تحقیق ثبت کرد تا بر تارک فرهنگ و بوم‌شناسی این کشور به یادگار بمانند و  او به راستی سراسر وجودش قلمی شد جستجوگر و نوشت و نگاشت تا برای ابد بماند و نمیرد.

34

به همین منظور نمی‌توان از گفتار زیبای دوست دیرینش دکتر شفیعی کدکنی و تعریف به واقع و زیبای ایشان از شخصیت علمی و انسانی دکتر منوچهر ستوده گذشت که به مناسبت یکصدمین سال تولد این استاد بزرگ بیان کرده بود که در آن آمده است: بنابر دانش، تحقیقات و پژوهش‌های میدانی و نیز آثاری که در قالب کتاب و مقالات بی‌شمار و تصحیح کتب تاریخی و جغرافیائی توسط ایشان صورت‌پذیرفته است که جملگی آن‌ها از نظر علمی و اصالت پژوهشی و تاریخی بسیار دقیق و بدون نقص هستند؛ «به حق باید دکتر منوچهر ستوده را پدر علم نوین جغرافیای ایران نامید».

بعدازظهر با آن هوای ابری وداع پیکر استاد با خانه‌ای که با دسترنج استادی و سال‌ها زحمت و تلاش آن را به بهشتی ساده و آکنده از عشق به طبیعت ساخته بود شاهد حضور جمعی عاشق استاد که هریک به یاد و خاطره‌ای از این مرد بزرگ حسرتی برای دوری از جسم مادی او بر دل داشتند و در کنار جمع اندکی که برای گرفتن عکس یادگاری در این مکان حضور یافته بودند، بودیم اما بسیاری از ما یادمان رفته بود این مرد بزرگ در روزهای پایانی چگونه عمر گذراند و به چه می‌اندیشید و چه کسانی در کنارش بودند. او که در ماه‌های پایانی عمر پر بارش آرزویی نداشت و اصولاً به داشتن آرزو اعتقادی نداشت بلکه همواره تاکید می‌کرد: هرکس می‌خواهد کاری کند می‌رود و آن را انجام می‌دهد، داشتن آرزو به چه معناست، خود نیز می‌دانست پس از مرگش چه هیاهویی بر پا می‌شود و برای آن اهمیتی  هم قائل نبود زیرا او با تألیف بیش از ۵۰کتاب برجسته و ۲۸۶ مقاله و تصحیح بسیاری از کتب تاریخی و جغرافیائی آن‌چه را که در توان داشت و از دغدغه‌هایش برای کشورش و زادگاهش بود را به خوبی به انجام رساند و بهای حق شاگردی استادان گرانمایه‌اش همچون بزرگانی از جمله سید محمد مشکوه، علی علی‌اکبر شهابی و بدیع‌الزمان فروزانفر را به شایستگی پرداخت تا با آسودگی خاطر بجای مردن  در سفری بی بازگشت بماند و ابدی شود.

 

IMG_8086

علی امیری از پژوهشگران جوان و با دانش گیلانی و عضو انجمن مفاخر این استان حدود ۱۰سال پیش و در حال نگارش کتابی در حوزه تاریخ محلی گیلان مطلع می‌شود دکتر منوچهر ستوده سال‌ها قبل روی این موضوع به تفسیر و به صورت جامع کار پژوهشی کرده است به طریقی با این استاد بزرگ ارتباط برقرار کرده و برای تکمیل کارهای نگارشی خود از جمله اثر یاد شده فوق از مساعدت و راهنمائی‌های ایشان بهره‌ها جسته است و البته تا روزهای پایانی عمرگرانمایه این اندیشمند، ایران شناس و پژوهشگر بزرگ با وی همراه بود و بدون هیچ چشمداشتی در این سال‌های اخیر پیگیر امور استاد نیز بوده است و زحمات فراوانی در این راه متقبل شده درباره دکتر ستوده گفته است: بنده از کمک‌های و نظر لطف استاد ستوده  و راهنمائی‌های ایشان بهره‌ها بردم و با همکاری استاد کارهای مشترکی نیز صورت گرفته است که طرح یک کتاب ۲۰ جلدی به نام اسناد تاریخی روستاهای گیلان یکی از آن‌ها می‌باشد و انتشار یافته است.

وی در بحث مقام علمی و شخصیت وجودی استاد نیز افزوده است: استاد ستوده با توجه به شخصیت علمی والایی که داشت و برهیچ محقق حوزه فرهنگ،تاریخ و مردم شناسی ایران پوشیده نیست از هر آن‌چه که در توان داشت برای اعتلای فرهنگ ایران زمین دریغ نکرد و با روی گشاده همه تحقیقات گرانبهای خود را که محصول سال‌ها ممارست و پژوهش با پای پیاده و سخت‌ترین شرایط محیطی وجوی بود در اختیار تمامی محققان علاقمند و تشنه فرهنگ کشور قرار می‌داد و البته تمامی اقدامات ایشان از جمله انتشار مجموعه کتاب‌ها و مقالات ارزشمند نیز برای همین منظور بوده است.

امیری حضور در محضر استاد و بهره‌گیری از ایشان و کسب تجربه‌های علمی در حوزه فعالیت‌های صورت پذیرفته خود را مدیون همین نگاه دکتر ستوده می‌داند و آن را برای خود افتخاری بزرگ و در گذشت او را یک ضایعه جبران ناپذیر و این استاد را واقعه‌ای تکرار نشدنی در عرصه فرهنگ و تاریخ ایران ارزیابی کرده است.

تألیف مجموعه کتاب ۱۰ جلدی «از آستارا تا اِستارباد۱» که مهم‌ترین گواه تلاش‌ها و مخاطراتی است که استاد بیش از ۵۰ سال پیش آن را منتشر کرد مبین این نکته مهم است که این معلم و استاد گرانمایه  با صرف ۲۵ سال عمر گرانبهای خود قدم به قدم و گام به گام آن‌ را جستجو کرد و محققانه نوشت که با این اقدام برگردن همه ملت ایران حقی بزرگ دارد و ساکنان استان‌های شمالی نیز مدیون پژوهش‌های او هستند تا امروز بتوانند در سایه آن همه تحقیقات به داشته‌های خود به عنوان تاریخ، فرهنگ و جغرافیای بخش مهمی از ایران که در حوزه تاریخ و سیاست شاخص بوده‌ است افتخار کنند.

IMG_8072

عکس از: غلامی پور

دکتر منوچهر ستوده متولد ۲۸ تیر ۱۲۹۲ در محله سرچشمه تهران و اصالتاً شمالی است. این استاد بزرگ تا ۴ سالگی در همان محله زیست و پس از تحصیل ابتدایی در مدرسه‌ای آمریکایی و نیز دوره متوسطه و  را در دبیرستان البرز گذراند و از سال ۱۳۱۳ وارد دانشسرای عالی شد که از جمله نخستین فارغ‌التحصیلان دانشگاه تهران نیز بود و به درجه استادی در آن نیز رسید و شاگردان شاخص بسیاری را تربیت کرد.

او پس از بازنشستگی در سال‌های نخست دهه ۵۰ و با توجه به جایگاه علمی و دانشی که داشت به جای تکیه بر کرسی  به هیات علمی دانشگاه و تلاش برای مطرح شدن از طریق این جایگاه به سوی ساده زیستی و زندگی در عمق طبیعت گام برداشت و به زیستن در آرامش طبیعت بسیار ایمان داشت و شاید رمز طول عمر او نیز همین بوده است.

استاد ستوده در اوائل دهه ۵۰ به شمال عزیمت کرد و با احداث باغی زیبا در ساقی‌کلایه یا سلمانشهر امروزی در این فضا و در پناه آرامشی که داشت  دست به تألیف مقالات بیشماری زد و از تحقیق و پژوهش نیز غافل نبود اما در فصول گرم به ویژه مرداد به دامان کوهستان در کوشک کندوان (روستای نساء) پناه می‌برد. این استاد برجسته به علت تعلق خاطری که به استاد محمود افشار یزدی داشت و املاک و آثار خود را وقف بنیاد این دوست دیرینه‌اش نمود تا صرف شناخت هر چه بیشتر ایران شود.

1395012221064951_PhotoL

سوم فروردین ۹۵ با وخامت اوضاع جسمی استاد در ۱۰۳ سالگی و براثر کهولت سن و مشکلات ریوی در بیمارستان طالقانی چالوس بستری شد و ساعت ۲۴ شب ۲۳ فروردین ماه جان به جان آفرین تسلیم کرد و شمع وجود گرانبهای او برخاموشی گرائید. پیکر این استاد برجسته بنابر وصیت وی در مزار شهر سلمانشهر واقع در غرب مازندران در جوار بزرگانی چون جمشید جوانشیر پدر صنعت نوین گردشگری ایران و موسس ساقیکلایه و مهندس احمد امیرحسینی پدر علم نوین باغداری و از پیشگامان کشت کیوی در ایران و مهندس محمودکیا از جمله نخستین مهندسین معمار شهرسازی ایران و طراح همین شهر که امروز آن را سلمانشهر می‌نامند در روز ۲۲ فروردین در جمع دوستداران وی و مردم قدرشناس مازندران و گیلان به ویژه مردم منطقه تنکابن تشییع و  در خاک آرام گرفت و در آثارش ابدی شد. روانش شاد یادش گرامی .

 

شعری از استاد در مدح دلواپسی‌هایش برای ایران، باشد که به یادآوری بماند:

خون است دلم برای ایران                  جان و تن من فدای ایران
بهتر ز هزار گونه آوای                     در گوش دلم نوای ایران
خوش تر ز صفای باغ ایران                من را به نظر صفای ایران
همچون دم عیسای مسیحا                  جان بخش بود هوای ایران
افسوس ز ظلم روس منحوس             تشدید شده عزای ایران
وان دشمن وحشی ستمکار                 برده است همه غذای ایران
وین تفرقه و نفاق اشرار                     خسته دل با صفای ایران
گشته است کنون بسی غم افزا             آن ساحت غم زدای ایران
اینک که وطن شدست بیمار              دانی چه دهد شفای ایران
یک رنگی ملت است و دولت            داروی شفای زای ایران
ایران عزیز را خدایی است                 امید کند خدای ایران
از چشم بد شریر حفظش                   تا بیش شود بهای ایران
تا مسکن اجنبی است کشور               حاصل نشود رضای ایران
زیبد که ستوده وار گویی                  خون است دلم برای ایران

 

پی‌نوشت:

۱- اِستارباد “Estarbad” – بنابر تاکید دکتر ستوده استرآباد در لفظ عامیانه بکار می‌رود و به نوعی کوچک شده نام واقعی اِستارباد است.

 

گزارش: محمدرضا ظفری

9944-3

استفاده از این خبر فقط با ذکر منبع «تنکا نیوز» مجاز است.

کانال خبری تنکانیوز در  تلگرام

کد نویسنده: 24-391-07

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

پایگاه خبری تحلیلی شهرستان تنکابن © ۱۳۹۶ - ۱۳۹۱
هرگونه کپی برداری از مطالب، تصاویر و عناوین موجود در تنکانیوز منوط به ذکر منبع، بلامانع می باشد.
توسعه پوسته: تیم طراحی و توسعه تنکاوب